تأملی در معنای حدیث «غدیر» در قالب گفتگو با علامه امینی(ره) – بخش دوّم

خبرنگار: خداوند در آیه 3 سوره مائده می فرماید:«من امروز دین شما را کامل کردم»؛یعنی اگر علی(ع) به جانشینی پیامبر(ص) برگزیده نمی شد،دین اسلام کامل نبود.به چه دلیل،تعیین جانشین پیامبر(ص) کامل شدن دین شمرده می شود؟

ادامه نوشته

تأملی در معنای حدیث «غدیر» در قالب گفتگو با علامه امینی(ره) – بخش اوّل

خدا را شاکریم که فرصتی فراهم آمده تا در خدمت استاد گرانقدر و علامه عالی مقام جناب آقای شیخ عبدالحسین امینی باشیم و درباره ی معنای حدیث غدیر با ایشان به گفتگو بپردازیم.از جناب علامه سپاسگذاریم که ما را به حضور پذیرفتند تا بتوانیم از حاصل یک عمر تلاش علمی ایشان در خدمت به آرمان غدیر بهره ببریم.

ادامه نوشته

پوستر | دست اندازی به هرمزگان ؛ ممنوع!

برای مشاهده تصویر در اندازه اصلی کلیک کنید.

این روزها مردم نجیب و قانع هرمزگان،خشمگین از تصمیمات قبیله ای دولتهای دهم و یازدهم و برخی از نمایندگان افراطی مجلس،جلوی استانداری و صدا و سیما در بندرعباس نسبت به الحاق بخشی از شهرستان پارسیان به استان فارس تحصن می کنند.البته سانسور رسانه ای صدا و سیمای مرکز خلیج فارس(!) مانع از روشن شدن برخی از حقایق نشده است.
این طرح هشداری است به کسانی که چشم طمع به خاک و ثروت های مادی و معنوی استان هرمزگان را دارند.ظاهراً نجابت مردم هرمزگان برخی را به اشتباه انداخته است.ولی بهتر است که مسئولان استان همسایه به جای کشورگشایی به فکر مناطق محروم خود باشند و بدور از سیاسی بازی باعث پشیمانی خود نشوند.

بر روی تصویر کلیک کنید.

مطالب مرتبط :
هـرمـزگـان ؛ از کرانه های جاسک تا حاجی آباد از پارسیان تا ابوموسی

هـرمـزگـان ؛ از کرانه های جاسک تا حاجی آباد از پارسیان تا ابوموسی

الحاق بخش هایی از شهرستان پارسیان به استان فارس،خبری است که این روزها ذهن مردم هرمزگان را به شدّت مشغول کرده است.قرار گیری استان هرمزگان در نقطه ی ثقل خلیج فارس یعنی تنگه هرمز و مسیر عبوری کالا به کشور،این استان را به منطقه ای  راهبردی تبدیل کرده است که البته عده ای در داخل خصوصاً استان های شمالی هرمزگان چون کرمان و فارس - با توجه به نفوذی که در ارکان سیاسی کشور دارند - را به طمع انداخته است.

موقعیت خاص جغرافیایی هرمزگان دست برتر کشور را در نبردهای نظامی آینده با دشمنان فرامنطقه ای نشان می دهد.در کنار آن وجود بندرگاههای بزرگ تجاری کشور چون بندر شهید رجایی و شهید باهنر و وجود پالایشگاه های نفت بندرعباس و ستاره خلیج فارس و پالایشگاه جزیره لاوان،صنایع کشتی سازی فراساحل،منطقه ی ویژه فلزی خلیج فارس،شرکت های عظیم آلومینیوم المهدی و هرمزال... و موقعیت خوب صید و صیادی - با توجه به منابع غنی آبزیان در شمال خلیج فارس – و همچنین جزایر متعدد تجاری،تاریخی و گردشگری خلیج فارس و همچنین محصولات کشاورزی گرمسیری چون خرما و صیفی جات و محصولات جالیزی این استان را به یک منطقه بکر و ثروت آفرین کشور تبدیل کرده است.

زخم کهنه ای که سالهاست بر تن استان هرمزگان خودنمایی می کند،عدم وجود مدیران بومی در سطح استان است.مدیرانی که استان را به عنوان پلی بر کسب مناصب کشوری می ببنند.این مسئله باعث عدم پیشرفت استان هرمزگان و همچنین نرسیدن مردم استان به حقوق مادی و معنوی خود است.در کنار این آسیب ها مردم شاهد سوء استفاده و اختلاس ها و رانت خواری های بسیاری هستند.در کنار آن عدم نگاه کلان به هرمزگان از سوی مسئولان کشوری و حتی اظهارات بی ربط و غیر قابل قبول برخی از مسئولان سیاسی و نظامی کشور،نشان از مظلومیت مردم این خطه ی نجیب دارد.

نرخ بالای بیکاری با توجه به پتانسیل های بومی که اشاره شد به علت اشتغال بسیاری از نیروی های غیر بومی در این ظرفیت ها – به علت عدم دلسوزی مسئولان غیر بومی- قرار گیری در مسیر انواع قاچاق رسمی و غیر رسمی مانند قاچاق سوخت که آن هم به علت بیکاری جوانان استان است بخش هایی از مشکلات مردم است.

در کنار تمام این مشکلات جداسازی گاه و بیگاه قسمت هایی از استان،چون الحاق معدن فاریاب به استان کرمان به همراه کهنوج و منوجان در دولت سازندگی – هاشمی رفسنجانی - از این نوع است.نکته جالب توجه این است که مسیر طی شده این مناطق تا مرکز کرمان 6 ساعت ولی تا بندرعباس 2 ساعت است!

اکنون جدایی  بخشی از پارسیان مردم نجیب را به شدت خشمگین کرده است.این جدایی با بهانه هایی همچون رسیدگی بیشتر به این منطقه که البته مردم مناطق لامرد و لارستان و عیوض استان فارس مدتهاست از کمبود ها گله مند هستند غیر قابل قبول است.و یا دسترسی مردم فارس به خلیج فارس نیر ادعای مضحکی است زیرا ورود مردم استانی به استان دیگر نیاز به اجازه و گذرنامه ندارد که به این بهانه قسمتی از خاک یک استان به استان دیگر ملحق شود و یا به بهانه سرمایه گذاری در این مناطق که البته باید گفت حتماً باید این منطقه جزء فارس شود که در آن سرمایه گذاری صورت گیرد؟!

نقش ضعیف نمایندگان استان هرمزگان،به عنوان چشمان بیدار مردم در مرکز کشور،عدم کارشناسی و اطلاع رسانی از سوی مسئولان حکومتی و محلی و همچنین زد و بندهایی که بین مسئولان غیر بومی استان با مسئولان دولت دهم و یازدهم صورت گرفته از نکات بارز این اتفاقات تلخ برای هرمزگانی هاست.

باید توجه داشت که این اقدامات تبعات ملی و محلی غیر قابل پیش بینی دارد.اولین عارضه این گونه کج روی ها دلسردی و ناامیدی مردم از دولت و به دنبال آن نظام اسلامی است.مردم این دیار به طور طبیعی حافظان امنیت مرزی و آبادی کشور هستند،همچین همراهی با سیاستهای نظام در عین مشکلات فراوان نشان از ولایتمداری و علاقه وافر مردم هرمزگان به کشورشان است،که این اقدامات قشری و سلیقه ای باعث دلسردی مردم از مسئولان می شود.

بنابراین شواری عالی امنیت ملی،وزارت کشور،دولت یازدهم و مجلس شورای اسلامی ... به دور از سطحی نگری و تعصبات قومی و مذهبی،در این تصمیم تجدید نظر کرده و با الحاق دوباره این منطقه به هرمزگان از تبعات این اقدامات جلوگیری کرده و با خدمت صادقانه به مردم خصوصاً مناطق محروم هرمزگان همچون پارسیان و جاسک به وظیفه ی شرعی و حتمی خود عمل نمایند.

تا گوش شنوایی باشد!

مطالب مرتبط :
پوستر | دست اندازی به هرمزگان ؛ ممنوع!

توصیف «آزمونِ بزرگ حج» در نهج البلاغه

از رموز و اسرار آزمایش،امتحانِ میزانِ تسلیم و اطاعت بی چون و چرای بندگان در برابر فرمان مولاست.بنده ی واقعی بنده ای است که در برابر مولایش،چون و چرا نکند و تسلیم محض باشد و هر چه گفت،بی درنگ بپذیرد و عمل کند،هر چند نداند که «چرا».مثل تسلیم بودن حضرت ابراهیم(ع) برای ذبح فرزند عزیزش اسماعیل،نیز آمادگی اسماعیلِ ذبیح الله برای قربانی شدن.
یک درد و یکی درمان پسندد                                                    یکی وصل و یکی هجران پسندد
من از درمان و درد و وصل و هجران                                                 پسندم آنچه را جانان پسندد

هر چند که امیرالمؤمنین(ع) در سخنان خویش،گاهی فایده و حکمت و اسرار برخی دستورهای دینی را بیان فرموده است،1 امّا در موارد متعدّدی،روح اسلام و دینداری را تعبد و تسلیم در برابر فرمان خدا دانسته است.یکی از دستورها انجام فریضه حج است.امّا یک بنده ی مخلص و مطیع،اگر هم رموز و فلسفه ی برخی از آنها را نداند،چون خداوند فرمان داده است و او مولا و صاحب اختیار است،می پذیرد و بی چون و چرا عمل می کند،آن هم دقیق و مو به مو. و این یکی از امتحان های الهی و نشانه ی رهایی از خود بینی و رسیدن به خدا خواهی است.

در یکی از خطبه های طولانی نهج البلاغه که به نام خطبه ی «قاصعه» معروف است،امیرمؤمنان با مثال های متعدّد و بیانها و تعبیرهای مختلف،به مقابله با روحیه ی غرور و تکبّر و استکبار بشر می پردازد و به تعبّد و اطاعت و تسلیم بودن در مقابل امر خدا و کنار گذاشتن تعصّب و لجاجت فرا می خواند.

در بخشی از این خطبه،بر محور این نکته که گاهی آزمون الهی به این است که به چیزی فرمان می دهد و مخاطبان اصل آن و دلیل فرمان را نمی دانند،ولی امر خدا برای آزمودن میزات تبیعیّت و فرمانبرداری بندگان است،به «حج» و زیارت خانه ی خدا و انجام اعمال و مناسک آن مثال می زند و می فرماید:
«اَلا تَرَونَ اَنَّ اللهَ سُبحانَهُ اِختَبَرَ الاَوَّلِینَ مِن لَدُن آدَمَ صَلَواتّ الله عَلَیهِ،اِلَی الآخِرینَ مِن هذَا العالَمِ؛باَحجارٍ لاتَضُرُّ وَ لا تَنفَعُ...».2

آیا نمی بینید که خداوند سبحان،همگان را از حضرت آدم تا کسانی که پس از آنها آمده اند،در این جهان به وسیله ی سنگ هایی آزموده3 که نه زیان می زند و نه سود می بخشد،نه می بیند و نه می شنود.آن را خانه ی با حرمتِ خود ساخت و برای فراهم آمدن و عبادت مردم قرار داد.سپس این خانه را در سنگلاخ ترین سرزمین و بی گیاه ترین جای دنیا و کم فاصله ترین درّه ها قرار داد،در میان کوههای خشن و سخت،و سنگریزه های انبوه و چشمه های کم آب و آبادیهای دور از هم،که نه شتر در این سرزمین می آساید،نه اسب و نه گاو و گوسفند.سپس به آدم(ع) و فرزندان او فرمان داد که به سوی کعبه آیند.

این چنین،خانه ی خدا مرکز تجمّع سفرهایشان و سرمنزل کوچیدنهایشان گشت،به گونه ای که مردم با دلهای شیفته از صحراهای خشک و دشتهای دور و درّه های عمیق از شهرها و جزیره های  پراکنده ی دریاها به سوی آن روی می آورند،و خاشعانه بر گردِ کعبه می چرخند و لا اله الّا الله می گویند،با موهای آشفته و غبارآلود،در حالی که جامه های خویش را که نشانه ی شخصیّت و امتیاز است درآورده اند و با اصلاح نکردن موهای خود،زیبایی های خود را پوشیده می دارند.آزمونی بزرگ و امتحانی دشوار و گزینشی آشکار و پاکسازی روشن و رسایی است! خداوند،آن (دیدار خانه ی خود) را سببی برای رحمتش و پیوند دهنده و رساننده به بهشتش قرار داده است.

و اگر خداوند می خواست که خانه ی با حرمت و عبادتگاه با عظمت خویش را در میان باغستان ها و نهرها و سرزمین های سرسبز و هموار و پر درخت و پرمیوه و در دل مناطق آباد و پرجمعیت و روستاهای به هم پیوسته و گندمزارها و باغات پر از گل و گیاه و خوش منظره و چشم نواز و پرآب و آبادانی و بوستان و جاده های آباد قرار دهد به همان اندازه که آزمایش ساده بود،پاداش نیز کم می شد.

و اگر شالوده و پایه های خانه ی خدا و سنگهای به کار رفته در این بنا،از زمرّد سبز و یاقوت سرخ و دارای نور و روشنایی بود،سبب می شد که دلها دیرتر به شک افتد و تلاش شیطان را برای برگرداندن دلها از توجّه به این خانه،دور می کرد و وسوسه و تردید را از سینه ی مردم می کاست.

ولی خداوند،بندگانش را با سختیهای گوناگون می آزماید و با ناملایمات مختلف امتحانشان می نماید،تا تکبّر را از دلهایشان بیرون کند و فروتنی را در جانهایشان جای دهد و این عبادت را درهایی گشوده به فضل و رحمتش،و اسبابی فراهم و آماده برای بخشایش الهی قرار دهد.4

مهم ترین نکته و کلید این آزمون،همین است که بنده،مطیع مولا و تسلیم فرمان او باشد،حتّی اگر نمی داند چرا؟

به تعبیر یکی از بزرگان،اگر بنا باشد در دستورهای خدا،فقط آنچه را بفهمی برای چیست اطاعت کنیم و بپذیریم،در واقع ما بنده ی فهم خودمان شده ایم،نه بنده ی پروردگارمان و مطیع عقل خود شده ایم نه مطیع خدا!

این امتحان سخت،برای حضرت موسی(ع) نیز پیش آمد،آنجا که با خِضر همسفر شد،امّا با این شرط که نسبت به آنچه در طول سفر می بیند،سئوال و چون و چرا نکند.وقتی خضر نبی،آن کشتی را سوراخ کرد و آن نوجوان را کشت و آن دیوار رو به ویرانی را تعمیر و بازسازی کرد،در هر سه مورد،موسی زبان به اعتراض گشود که چرا چنین کردی؟ و چون راز جریان را از زبان خضر شنید،دانست که در امتحان شکست خورده است،چون قرار بود نسبت به آنچه می بیند،چون و چرا نکند.5

پی نوشت ها
1- از جمله در حکمتِ 252 نهج البلاغه : «فَرَضَ اللهُ الإیمانَ تَطهِیراً مِنَ الشِّرکِ...»،نیز در بخشی از خطبه 192:«و عَن ذلک ما حَرَس اللهُ عِبادَهُ المُؤمِنینَ بالصَّلواتِ و الزَّکوَاتِ و مُجاهَدَةِ الصِّیَامِ فِی الأیّامِ المَفروضاتِ...».
2- چون متن عربی طولانی است،به ترجمه ی آن اکتفا می شود.نهج البلاغه،خطبه ی 192.
3- مقصود،خانه ی کعبه است که از سنگهای عادی بنا شده است.
4- «وَ لکِنَّ اللهَ یَختَبرُ عِبادَهُ باَنواعِ الشَّدائدِ وَ یَتَعَبَّدُهُم باَنواعِ المَجاهِدِ،و یَبتَلِیهُم بضُروبِ المَکارِهِ،اِخراجاً لِلتَّکَبُّرِ مِن قُلُوبهِم وَ اِسکاناً لِلتَّذَلُّلِ فِی نُفُوسِهِم...» نهج البلاغه،خطبه 192.
5- داستان آن مفصُل است.برای اطُلاع بیشتر بنگرید به:تفسیر آیات 60 تا 82 سوره کهف.
منبع : درسهایی از نهج البلاغه (6) – امتحان – جواد محدّثی.

بنی اسرائیل علیه بنی اسماعیل

فتنه گری در «عراق» و «ایران»،کشتار بی رحمانه ی فلسطینیان،جنگ نیابتی وهابیان تکفیری در «سوریه»،سرمایه گذاری 250 میلیارد دیناری «عربستان» برای کنترل و هدایت انتخابات عراق،ترور رهبران جنبش های اسلامی و شیعی،هدایت و حمایت از گروه های تروریستی القاعده و جندالله و امثال آن،همه و همه در راستای حسادت و کینه ی دیرینه ی بنی اسرائیل درباره ی بنی اسماعیل است.

ادامه نوشته