غریب پیروز – (بخش دوّم)

تدابیر امام رضا علیه السّلام
اکنون به تشریح سیاستها و تدابیر امام علی بن موسی الرّضا(ع) در این حادثه می پردازیم:
اول:
هنگامی که امام را از مدینه به خراسان دعوت کردند آن حضرت فضای مدینه را از کراهت و نارضایتی خود پر کرد،به طوری که همه کس در پیرامون امام یقین کردند که مأمون با نیت سوء حضرت را از وطن خود دور می کند.

امام بدبینی خود به مأمون را با هر زبان ممکن به همه گوشها رساند،در وداع با حرم پیغمبر،در وداع با خانواده اش،در هنگام خروج از مدینه،در طواف کعبه که برای وداع انجام می داد،گفتار و رفتار،با زبان دعا و زبان اشک،بر همه ثابت کرد که این سفر،سفر مرگ اوست همه ی کسانی که باید طبق انتظار مأمون نسبت به او خوش بین و نسبت به امام به خاطر پذیرش پیشنهاد او بدبین می شدند،در اولین لحظات این سفر دلشان از کینه مأمون که امام عزیزشان را این طور ظالمانه از آنان جدا می کرد و به قتلگاه می برد،لبریز شد.

ادامه نوشته

غریب پیروز – (بخش اوّل)

بزرگترین هنر امام علی بن موسی الرضا علیه السّلام در نبرد پنهان سیاسی
باید اعتراف کنیم که زندگی ائمه علیهم السّلام،بدرستی شناخته نشده و ارج و منزلت جهاد مرارت بار آنان حتی بر شیعیانشان نیز پوشیده مانده است.علی رغم هزاران کتاب کوچک و بزرگ و قدیم و جدید درباره زندگی ائمه علیهم السّلام،امروز همچنان غباری از ابهام و اجمال،بخش عظیمی از زندگی این بزرگواران را فراگرفته و حیات سیاسی برجسته ترین چهره های خاندان نبوت که دو قرن و نیم از حساس ترین دورانهای تاریخ اسلام را در برمی گیرد با غرض ورزی یا بی اعتنایی یا کج فهمی بسیاری از پژوهندگان و نویسندگان روبه رو شده است.این است که ما از یک تاریخچه مدون و مضبوط درباره ی زندگی پرحادثه و پرماجرای آن پیشوایان،تهیدستیم.

زندگی امام هشتم علیه السّلام،قریب بیست سال از این دوره تعیین کننده و مهم را فرا گرفته از جمله برجسته ترین بخشهای آن است که بجاست درباره آن تأمل و تحقیق لازم به کار رود.

ادامه نوشته

حضور سیاسی زنان در حماسه عاشورا

عاشورا را نمی توان در قلمرو قشر خاصّی محدود کرد.تأثیر و درس های آن برای همگان است.از آنجا که در نهضت عاشورا سهمی عمده و قابل ملاحظه بر دوش بانوان کاروان حسینی استوار بود و «عاشورا»،ماندگاری خود را تا حدّ زیادی مرهون فداکاری ها و قهرمانی های خانواده ی امام حسین(ع)،به خصوص زینب کبری(س) است؛مجموعه ی محورهای مهمّ ذیل نگرش مستقلّی به حضور زنان در نهضت عاشورا را می طلبد:برای دین تصویر در اندازه اصلی کلیک کنید
- مشارکت زنان در جهاد.
- آموزش و الهام صبر و مقاومت.
- پیام رسانی پس از یک حماسه و انقلاب و جهاد.
- روحیه بخشی به رزمندگان و بازماندگان شهدا.
- مدیریّت خانواده های شهدا و بازماندگان نهضت در شرایط دشوار.
- حفظ ارزش ها و پای بندی به اصول،حتّی در شرایط اسارت.

نکات فوق،می تواند موضوع بحث هایی مبسوط و گسترده در جریان شناسی عاشورا باشد تا نقش زنان را در آن حماسه نشان دهد.از نگاه دیگر،شناخت آماری از وضعیت زنان در قیام عاشورا،ایفای آن نقش را روشن تر بیان می کند.در این راستا توجّه به آگاهی های زیر،در خور تأمّل است:
زنان حاضر در عاشورا،برخی از اولاد علی(ع) بودند و برخی جزءِ آنان،چه از بنی هاشم یا دیگران.از فرزندان امیرالمؤمنین(ع) می توان از زینب،ام کلثوم،فاطمه،صفیّه،رقیّه و امّ هانی نام برد.

سکینه و فاطمه نیز دختران سیّدالشهدا(ع) بودند که در نهضت مشارکت داشتند.رباب،عاتکه،مادر محسن بن حسن،دختر مسلم بن عقیل،فضّه نوبیّه،کنیز خاصّ امام حسین(ع)،مادر وهب بن عبدالله و ... از جمله زنان حاضر در کربلا بودند.1

پنج نفر از خیام امام حسین به طرف دشمن بیرون آمدند.آنان عبارت بودند از :کنیز مسلم بن عوسجه،امّ وهب زن عبدالله کلبی،مادر عبدالله کلبی،مادر عمرو بن جناده،زینب کبری علیها السّلام که نقشی چشمگیر تر از دیگران داشت.

امّ وهب،زنی بود که در عاشورا شهید شد،آن هم بر بالین شوهر شهیدش.در عاشورا دو زن از فرط خشم و عصبانیّت و احساس،به حمایت از امام برخاستند و جنگیدند:یکی همسر عبدالله بن عمیر،دیگری مادر عمرو بن جناده.

همسر زهیر بن قین(دلهم) در راه کربلا همراه شوهرش به امام حسین(ع) پیوستند.به نقلی رباب همسر امام حسین(ع)،نیز مادر سکینه و عبدالله رضیع هم در کربلا حضور داشتند.

سخنرانی های زینب و ام کلثوم و فاطمه بنت الحسین(علیهم السّلام) در کوفه و شام،از فصل های درخشان این حماسه است.و... نقش ها و کارهای دیگری که زنان و دختران این کاروان نور،در طول این مسافرت تا رسیدن دوباره به مدینه ی پیامبر(ص) داشتند.

سزاوار است که زنان با الهام گیری از نوع عمل و رفتار زنان عاشورایی،حضوری متعهّدانه و متدیّنانه در صحنه های مبارزات سیاسی و فعّالیّت های اجتماعی داشته باشند.

حضور سیاسی زنان در جامعه
تکلیف اجتماعی یک مسلمان،مخصوص مردان نیست.زنان نیز بنا به تعهّد دینی و مسلمانی خویش،موظّفند نسبت به جریان حق و باطل در جامعه و مسأله ی ولایت و رهبری موضع داشته باشند،از رهبری حق دفاع کنند و از حکومت باطل و فسادهای مسؤولان نالایق انتقاد کنند و آنجا که پای حمایت از دین در میان است،در صحنه حضور داشته باشند.

در تداوم خطّی که حضرت زهرا(س) در حمایت از امام معصوم(ع) و افشاگری علیه رویّه های ناسالم حکّام داشت،حضرت زینب(س) نیز در نهضت کربلا دوشادوش حسین بن علی(ع) مشارکت داشت.برای ایفای این نقش،در معیّت امام خویش از مدینه تا مکّه و از آنجا تا کربلا آمد و در صحنه های مختلف،حضوری فعّال و تأثیرگذار داشت.

عمده ترین محورهایی که می توان از «حضور زنان در نهضت عاشورا» برداشت کرد،اینهاست:
1- صبر و پایداری و مقاومت در برابر سختی ها و مصیبت ها،چه در طول نهضت و چه پس از حادثه ی عاشورا؛
2- شهامت و دلیری در افشای حقایق و گفتن سخن در برابر سلطه ی جائر که در اسلام از بزرگ ترین جهادها محسوب می شود؛
3- پیام رسانی و تبیین و روشنگری در طول سفر،حتّی پس از بازگشت از سفر کربلا به مدینه،که توسّط حضرت زینب،ام کلثوم و دیگر بانوان اهل بیت(ع) انجام می گرفت.
4- کارهای پرستاری،پشتیبانی،امدادگری در روز عاشورا و صحنه های پس از آن؛
5- روحیّه بخشی و تشجیع نسبت به رزم آوران یا ترغیب مادران یا همسرانِ شهدا نسبت به دفاع از امام و فداکاری در راه حق،در عمل زنان اهل بیت(ع) و همسر زهیر،همسر مسلم بن عوسجه،امّ وهب،همسر خولی و... نمونه هایی از این قبیل؛
6- مدیریّت در شرایط بحران،که عمدتاً نقش حضرت زینب(س) بود،به عنوان قافله سالار اسیران و سرپرست کودکان و حفظ و مدیریّت آن مجموعه ی داغدار،در شرایط سخت دوران اسارت و در مقابل نیروهای دشمن و کوچ دشوار شهر به شهر تا رسیدن به شام و سپس به مدینه.
7- تغییر ماهیّت اسارت و تبدیل آن به آزادسازی انسان ها و بیدارگری اذهان جامعه.زینب و ام کلثوم و فاطمه دختر امام حسین(ع)،اسیرانِ آزادی بخش بودند و ذهنیّت مردم را نیز از اسیرانِ جنگی متحوّل ساختند.
8- عمق بخشیدن به بُعد تراژدیک حادثه،که حاصل نفس حضور زنان و دخترکان در یک ماجرا است و تأثیر گذاری عاطفی صحنه های پس از عاشورا و بسیج عواطف به نفع جبهه ی حق،گریستن و سوگواری های اهل بیت(ع)،و گریاندن مردم کوفه و شام با سخنرانی هایشان،از عوامل این عمق بخشی به بُعد عاطفی حماسه ی عاشورا بود.
9- مراعات حدود الهی و عفاف و متانت یک زن مسلمان و متعهّد،حتّی در شرایط اسارت و زیر سلطه ی سربازان دشمن.

پی نوشت ها
1- زندگانی سیّدالشهدا،عمادزاده،ج 2،ص 124.
منبع : پیامهای عاشورا – جواد محدّثی.

پس 2012/12/21 پایان دوران است؟!

پروژه 2012
یک فرضیه می گوید که ما انسان ها فقط تا سال 2012 زنده هستیم.اخیراً فیلم سازان هالیوودی روی سال 2012 تمرکز زیادی کرده اند و فیلم «2012» به کارگردانی رولند امريش كارگردان آلمانی ‌الاصل شاغل برای دیدن تصویر در اندازه اصلی کلیک کنید.در هاليوود تازه ترین و سنگین ترین پروژه فیلم سازی در این زمینه است.فیلمی که نمود بیشتری از برنامه های پشت پرده ی صهیونیست ها برای دنیا را ارائه می دهد.

دلیلش را هم می توان در یک فیلم مستند مانند فیلم راز (secret) به نام نوسترآداموس 2012،محصول سال 2009 یافت.در فیلم نوسترآداموس،اساتید و محققان فرهنگ ها و ادیان قدیمی در مورد وقوع فاجعه ای در سال 2012 خبر می دهند.

اوّلین کسی که برای نخستین بار پیشگویی چنین فاجعه ای(چیزی مثل قیامت) را ارائه کرده،پیشگویی به نام نوسترآداموس معرفی می کنند که بر پایه شواهد خود 21 دسامبر 2012 را شروع آخرین روزهای باقی مانده بر روی کره زمین می داند و بیان کرده که در این موقع یخ های قطب ها آب شده و تمامی فجایع(سونامی،زلزله،سوپر آتشفشان ها و...) با هم بر سر کره زمین نازل خواهند شد.

در این روز خورشید در مرکز کهکشان راه شیری قرار می گیرد،که این پدیده نجومی هر 26 هزار سال یک بار اتفاق می افتد.قبلاً هیچ اتفاقی در تاریخ مثل این مسئله قابل توجه نبوده،چرا که در فرهنگ های مختلف مثل هند،مصر و مایاها و بیشتر ادیان،دانشمندان و دولت ها به این مسئله و حوادثی که در این روز رخ خواهند داد،این چنین اشاره نکرده اند.تقویم باستانی مایاها(Long Count Calendar)  با تمام فرضیات و پیشگویی های خودش 21 دسامبر 2012 را آخرالزمان معرفی می کند.

این تقویم که در هزاران سال پیش اختراع شده تنها تا سال 2012 ادامه دارد و این سال را زمان فوت زمین نامیده اند،هسته زمین به دلیل ناپایداری نوترون ها که توسط تشعشعات خورشیدی به طور فزاینده ای به جنب و جوش افتاده اند به نقطه بی ثباتی نزدیک می شود.

از نشانه های اولیه این وضعیت مشاهده گسیختگی های ناگهانی در پوسته زمین،که به نام زمین لرزه های بی ضرر بیان خواهند شد،بروز می کند.فیلم 2012 دست به پیش نمایشی از این تاریخ می زند.

نظم نوین جهانی یا یهودی؟
در پروتکل های 24 گانه یهود،که در آغاز قرن بیستم نوشته شد،پیش بینی شده بود که تا پایان این قرن،نظم نوین جهانی بر اساس حاکمیت بنی اسرائیل بر دنیا به وجود بیاید.یعنی تا آن زمان آنها اعتقاد به حاکمیت یهود بر جهان داشتند،ولی براساس این برنامه ریزی،تعریف نظم نوین جهانی یعنی شاهد «حاکمیت علنی یهود» بر جهان باشیم.

بر اساس نماد گرایی آنان سال 2007 به عنوان آخرالزمان تعیین شده بود و با دریافت کدهایی،از قبل از سال 2000 میلادی این برنامه آغاز شده بود.مانند تبلیغات گسترده احتمال فعال شدن بمب های اتم در آغاز این سال،زیر آب رفتن قسمتی از اروپا،یا احتمال خارج شدن رمین از مدار خود و... یعنی افکار عمومی آماده یک اتفاق بر اساس خواست آنان شده بود.تا جایی که بسیاری از مسیحیان با باور این تبلیغات در آغاز این سال با ترس در کلیساها بیتوته کرده بودند.

آنان این واقایع را نیز با زبان هنر(فیلم،موسیقی،برنامه های گفتگو محور،و...)  وارد فرهنگ مردم کردند تا ذهن مردم جهان بر اساس خواست آنان شکل گیرد.بعد از گذشت مدتی از سال 2000 در ذهن مردم این سئوال شکل گرفت که در این سال اتفاقی نیفتاد.ولی نکته همین جاست که در سال بعد(2001) حادثه عظیم 11 سپتامبر که مسیر تاریخ را دگرگون کرد شکل گرفت،ولی چون ذهن مردم جهان از قبل آماده یک اتفاق بزرگ بود؛افکار عمومی جهان و خصوصاً آمریکا با برنامه های آنان نظیر حمله به افغانستان و عراق و جنگ 36 لبنان روزه همراه شده بود.

در جنگ 33 روزه آنان به اهداف خود دست نیافتند،یعنی رویای آخرالزمان در سال 2007 بر اساس برنامه ریزی آنان بر باد رفت.ولی بلافاصله برنامه های خود را برای سال 2012 کلید زدند.یعنی جبهه صهیونیسم از قبل برای تک تک زمان ها برنامه ریزی دارد.این سال نشد بر اساس نماد های خود در سالی دیگر!

در مورد سال 2012 نیز شاهد همین نوع تبلیغات هستیم.یعنی بر اساس آنچه در این فیلم شاهد هستیم،شامل (پناه بردن مسیحیان به کلیساها،مسلمانان به مکه،یهودیان به کنیسه ها و بودائیان به معابد و...) در عالم واقع به دنبال چنین القائات باور پذیری هستند.تا برنامه ی ریزی که از قبل برای این سال انجام شده بود،پیاده شود.

از سال 2006 به بعد شاهد ساخت فیلم های متعدد بسیاری در مورد تباهی و نابودی در سال 2012 هستیم.فیلم هایی که در اکثر آنان عدد 2012 جزء نام فیلم ها می باشد.امّا شاه بیت این سری از فیلم ها فیلم 2012 است.

باز هم تاکید می شود که،نقد فیلم 2012 بهانه ای برای بیان روندی که صهیونیست ها برای آخرالزمان مورد نظر خود طراحی کرده اند می باشد.اگرچه فیلم های دیگری نیز در این رابطه ساخته شده اند.ولی در این فیلم اهداف آنان نمود بیشتری یافته است.

پشت پرده فیلم 2012
۱- اشاره به هندوستان،در اول فیلم به عنوان خاستگاه بودیسم،شبیه ترین دین بشری – زمینی - به کابالا (باطن گرایی یهودی) و تبلیغ آن.
2- تبلیغ بودیسم به عنوان دین مطلوب رحمانی– خنثی - (عدم جهاد و مقابله با ظلم،قصاص،...) و قرار دادن آن در برابر ادیان آسمانی نظیر اسلام.
3- پیش بینی پیروزی اوباما رئیس جمهور آمریکا در انتخابات ریاست جمهوری در سال 2012 با توجه به بازیگر سیاه پوست نقش رئیس جمهور آمریکا در فیلم.
4- القای ترس و بهت به همراه دروغ در فیلم به وسیله ی جلوه های ویژه مسحور کننده.
5- نشان دادن نمادهای ماسونی در گوشه گوشه فیلم.
6- اشاره به پایان مصرف ابزاری آمریکا برای صهیونیست ها و اقبال و توجه به سمت چین و هندوستان.
7- نیروی کار ارزان،ملت کم توقع،پایین بودن درک سیاسی مردم چین و هندوستان و... از علل توجه صهیونیسم به این دو کشور پرجمعیت.
8- نشان دادن آشفتگی ادیان و پیروان آنها در فیلم از جمله تخریب کلیساها،عبادتگاهها و... و اینکه تنها نجات بخش عالم تکنولوژی است نه خداوند متعال.
9- نشان دادن صحنه هایی از فیلم مبنی بر اغتشاش در ایران و پایان انقلاب اسلامی.
10- ساختن بدل کشتی نوح نبی(ع)،و نجات یافتن  ثروتمندان از میان همه انسان ها و نشان دادن یک عرب ثروتمند به عنوان نماد مسلمین.

پی نوشت ها
1- چند فیلم درباره آخرالزمان 2012،گروه سینما و تلویزیون تبیان.
2- دوران آخرالزمان – هالیوود – رسانه در آخرالزمان – محمّد لک علی آبادی.
3- تحلیل و نقد و بررسی دقیق فیلم 2012 و آخر الزمان،توسط استاد علی اکبر رائفی پور.