هـرمـزگـان ؛ از کرانه های جاسک تا حاجی آباد از پارسیان تا ابوموسی

الحاق بخش هایی از شهرستان پارسیان به استان فارس،خبری است که این روزها ذهن مردم هرمزگان را به شدّت مشغول کرده است.قرار گیری استان هرمزگان در نقطه ی ثقل خلیج فارس یعنی تنگه هرمز و مسیر عبوری کالا به کشور،این استان را به منطقه ای  راهبردی تبدیل کرده است که البته عده ای در داخل خصوصاً استان های شمالی هرمزگان چون کرمان و فارس - با توجه به نفوذی که در ارکان سیاسی کشور دارند - را به طمع انداخته است.

موقعیت خاص جغرافیایی هرمزگان دست برتر کشور را در نبردهای نظامی آینده با دشمنان فرامنطقه ای نشان می دهد.در کنار آن وجود بندرگاههای بزرگ تجاری کشور چون بندر شهید رجایی و شهید باهنر و وجود پالایشگاه های نفت بندرعباس و ستاره خلیج فارس و پالایشگاه جزیره لاوان،صنایع کشتی سازی فراساحل،منطقه ی ویژه فلزی خلیج فارس،شرکت های عظیم آلومینیوم المهدی و هرمزال... و موقعیت خوب صید و صیادی - با توجه به منابع غنی آبزیان در شمال خلیج فارس – و همچنین جزایر متعدد تجاری،تاریخی و گردشگری خلیج فارس و همچنین محصولات کشاورزی گرمسیری چون خرما و صیفی جات و محصولات جالیزی این استان را به یک منطقه بکر و ثروت آفرین کشور تبدیل کرده است.

زخم کهنه ای که سالهاست بر تن استان هرمزگان خودنمایی می کند،عدم وجود مدیران بومی در سطح استان است.مدیرانی که استان را به عنوان پلی بر کسب مناصب کشوری می ببنند.این مسئله باعث عدم پیشرفت استان هرمزگان و همچنین نرسیدن مردم استان به حقوق مادی و معنوی خود است.در کنار این آسیب ها مردم شاهد سوء استفاده و اختلاس ها و رانت خواری های بسیاری هستند.در کنار آن عدم نگاه کلان به هرمزگان از سوی مسئولان کشوری و حتی اظهارات بی ربط و غیر قابل قبول برخی از مسئولان سیاسی و نظامی کشور،نشان از مظلومیت مردم این خطه ی نجیب دارد.

نرخ بالای بیکاری با توجه به پتانسیل های بومی که اشاره شد به علت اشتغال بسیاری از نیروی های غیر بومی در این ظرفیت ها – به علت عدم دلسوزی مسئولان غیر بومی- قرار گیری در مسیر انواع قاچاق رسمی و غیر رسمی مانند قاچاق سوخت که آن هم به علت بیکاری جوانان استان است بخش هایی از مشکلات مردم است.

در کنار تمام این مشکلات جداسازی گاه و بیگاه قسمت هایی از استان،چون الحاق معدن فاریاب به استان کرمان به همراه کهنوج و منوجان در دولت سازندگی – هاشمی رفسنجانی - از این نوع است.نکته جالب توجه این است که مسیر طی شده این مناطق تا مرکز کرمان 6 ساعت ولی تا بندرعباس 2 ساعت است!

اکنون جدایی  بخشی از پارسیان مردم نجیب را به شدت خشمگین کرده است.این جدایی با بهانه هایی همچون رسیدگی بیشتر به این منطقه که البته مردم مناطق لامرد و لارستان و عیوض استان فارس مدتهاست از کمبود ها گله مند هستند غیر قابل قبول است.و یا دسترسی مردم فارس به خلیج فارس نیر ادعای مضحکی است زیرا ورود مردم استانی به استان دیگر نیاز به اجازه و گذرنامه ندارد که به این بهانه قسمتی از خاک یک استان به استان دیگر ملحق شود و یا به بهانه سرمایه گذاری در این مناطق که البته باید گفت حتماً باید این منطقه جزء فارس شود که در آن سرمایه گذاری صورت گیرد؟!

نقش ضعیف نمایندگان استان هرمزگان،به عنوان چشمان بیدار مردم در مرکز کشور،عدم کارشناسی و اطلاع رسانی از سوی مسئولان حکومتی و محلی و همچنین زد و بندهایی که بین مسئولان غیر بومی استان با مسئولان دولت دهم و یازدهم صورت گرفته از نکات بارز این اتفاقات تلخ برای هرمزگانی هاست.

باید توجه داشت که این اقدامات تبعات ملی و محلی غیر قابل پیش بینی دارد.اولین عارضه این گونه کج روی ها دلسردی و ناامیدی مردم از دولت و به دنبال آن نظام اسلامی است.مردم این دیار به طور طبیعی حافظان امنیت مرزی و آبادی کشور هستند،همچین همراهی با سیاستهای نظام در عین مشکلات فراوان نشان از ولایتمداری و علاقه وافر مردم هرمزگان به کشورشان است،که این اقدامات قشری و سلیقه ای باعث دلسردی مردم از مسئولان می شود.

بنابراین شواری عالی امنیت ملی،وزارت کشور،دولت یازدهم و مجلس شورای اسلامی ... به دور از سطحی نگری و تعصبات قومی و مذهبی،در این تصمیم تجدید نظر کرده و با الحاق دوباره این منطقه به هرمزگان از تبعات این اقدامات جلوگیری کرده و با خدمت صادقانه به مردم خصوصاً مناطق محروم هرمزگان همچون پارسیان و جاسک به وظیفه ی شرعی و حتمی خود عمل نمایند.

تا گوش شنوایی باشد!

مطالب مرتبط :
پوستر | دست اندازی به هرمزگان ؛ ممنوع!

سلام حضرت عشق

عشق به خدا
از والاترین و زلال ترین حالات آدمی٬عشق به کمالِ مطلق و معبود حقیقی٬خدای متعال است.پیشوایان الهی این عشق را در بالاترین درجه اش داشتند.نحوه ی حیات و شهادتشان نیز گویای آن است.صاحبان چنین عشق هایی٬برای خود٬تَعیٌنی نمی بینند و پیوسته در انتظار لحظه رهایی ازقفس تن و زندان خاک و پیوستن به خداونداند.چنین عشقی فنای فی الله را هم در پی دارد و این فنا و جذبه٬سبب می شود که جز ذات احدی و جز رضای خالق چیزی را به حساب نیاورد و از هر چه که مانع این وصال گردد٬بگذرد.گذشتن از همه چیز برای خدا٬یکی از جلوهای همین عشق عرفانی به خداست.فدا کردن جسم برای تعالی جان،جلوه ی دیگر آن است.

سرزمین عاشقانابن عباس روایت می کند:زمانی که امام علی(ع) برای جنگ صفین حرکت می کرد٬من همراه ایشان بودم وقتی به سرزمین کربلا رسید٬با صدای بلند فرمود:ای ابن عباس! آیا اینجا را می شناسی؟ گفتم:آری.ایشان فرمود:اگرآنگونه که من می شناسم تو نیز می شناختی از آن عبور نمی کردی مگر اینکه مانند من گریه می کردی.این را گفت و آنقدر گریه کرد که سیل اشک از محاسن مبارکش بر سینه اش می ریخت و ما نیز گریستیم.2امام فرمودند:"ها هنا مصارع العشاق لم یلحق هماحق:این سرزمین عاشقان است - اینجا محل کشته شدن عاشقان است - هیچکس به اینها ملحق نمی شود.3

عشق بازی یاران
آرام آرام التهاب روز تاسوعا فروکش کرد و مهتاب شب دهم محرم ۶۱هجری محو مناجات و نماز و نجوای عاشقان اردوگاه حسینی شد.بندگان صالح خدا به نیایش و سخنان امام هدایت خود گوش فرا دادند:"...من یارانی بهتر از یاران خود نمی دانم...خداوند به همه شما از سوی من پاداش نیک عنایت فرماید.همانا گمان من این است که فردا٬روز رویارویی ما با این جماعت است٬من به همه اجازه دادم و همگان با رضا و خشنودی من بروید و حقُی از من بر شما نخواهد بود.اینک شب شما را فرا گرفته است٬آن را مرکب خود سازید و بروید...این قوم فقط در جستجوی من هستند و اگر بر من دست یابند از جستجوی دیگران دست بر می دارند.4
سخنان امام جانهای اهالی عشق را گرفت.برادران٬پسران و هر کدام از بنی هاشم سخنی گفتند و عبّاس نخستین آنان بود:«لم نفعل؟ انبقی بعدک؟ لا ارنا الله ذلک ابداْ:برای چه اینکار را انجام دهیم؟ فقط برای اینکه پس از تو زنده و باقی بمانیم؟ خداوند هرگز آن را برای ما فراهم نسازد».

امام خطاب به فرزندان عقیل فرمود:برای شما همان شهادت مسلم کافیست شما را اجازه دادم تا بروید.آنان پاسخ دادند: «... به خدا چنین نخواهیم کرد٬بلکه جان و مال و خاندان خود را فدای تو می سازیم و همراه تو جنگ می کنیم تا در جایگاه تو با تو وارد شویم...»5 .آنگاه سعد بن عبدالله حنفی گفت:« ... به خدا سوگند اگر بدانم کشته می شوم و باز زنده می شوم و سپس می سوزم و خاکسترم بر باد داده می شود و اینکار هفتاد بار بر من تکرار می شود باز دست از تو بر نمی دارم ٬تا جان در دفاع تو دهم...».زهیر بن قین گفت:«به خدا سوگند دوست می دارم که کشته شوم و سپس زنده شوم و باز کشته شوم٬و هزار بار اینچنین کشته شوم تا خدا با کشته شدن من بلا را از تو و این جوانمردان خاندانت برگرداند».
قاسم فرزند امام حسن مجتبی(ع) درحالیکه شرم تمام رخسار زیبایش را فرا گرفته بود.پرسید:«آیا من هم در شمار شهیدان هستم؟ امام حسین(ع) که می خواست اندیشه بلند و روح سرشار برادرزاده را بنمایاند پرسید:پسرم٬مرگ در نزد تو چگونه است؟ قاسم گفت؟ عموجان مرگ در کام من شیرین تر از عسل است.امام حسین(ع) فرمود:عمویت فدای تو باد٬تو نیز از شهیدان خواهی بود و آنهم پس از مرگی سخت ».6

بشارت به عاشقاناز پس شب عاشورا٬سحرگاه جمعه دهم محرم سال ۶۱هجری رسید تا امام حسین(ع) نماز صبح را به جماعت یاران عاشق خود اقامه کند.امام بعد از نماز خطاب به یارانش فرمود:«فابشروا٬فوالله لان قتلونا فانا نرد علی نبینا: همه ی شما را بشارت می دهم٬اگر همه ما شهید شویم به پیغمبر(ص) ملحق می شویم و او را خواهیم دید».و باز فرمود:«ان الله قد اذن فی قتلکم فعلیکم بالصبر:خدا به شما چند نفر اجازه شهادت داد پس شما را به صبر سفارش می کنم».7

نماز عشقدیدگان عمرو بن عبدالله الصائدی که وی را ابوثمامه می نامیدند در جستجوی خورشیدی بود که در التهاب منظومه ی حسینی می سوخت و حالا در مرکز آسمان٬وقت نماز را یاد آور می شد.او به امام نزدیک شد و با احترام گفت:فدایت شوم ای ابا عبدالله(ع) این جمعیت به ما نزدیک شده اند و به خدا سوگند من باید پیش از تو کشته شوم٬اما مایلم درحالی خدا را ملاقات کنم که با تو نماز خوانده باشم.امام فرمود :«نماز را تذکر دادی٬خدا تو را از نمازگزاران قرار دهد».
زهیر بن قین و سعید بن عبدالله حنفی در برابر امام قرار گرفتند تا نماز با قامت و قیام حسین (ع) زینت یابد و امرحتمی الهی اقامه شود و چون تیری به سوی امام پرتاب می شد سعید بن عبدالله حنفی خود را در برابر آن قرار می داد تا جان پاک و زلالش را که رنگ خدا گرفته بود به چلچراغ شهادت بیاراید.8 با خاتمه نماز و گذر زمان از تعداد پاسداران حریم ولایت کاسته می شد.

ساقی عَُُشّاقعبّاس(ع) که از لبهای خشکیده زینب و زنان حرم پریشان بود و صدای العطش کودکان جانش را می آزرد٬مشک و نیزه اش را برداشت و پس ازشکستن محاصره ی فرات وارد آن شد.امواج زلال شریعه چشمها را نوازش می داد.برای لحظه ای قصد آشامیدن جرعه ای آب کرد٬اما عبّاس به اندازه ای به سیّد الشهدا عشق داشت که در وجود او ذوب شده بود.نمی توانست آب بخورد چون احساس می کرد حسین در جانش است٬من آب بخورم و او تشنه بماند.

شکوه نیایش عاشق با معشوقیادگار پیامبر(ص) وعلی (ع) افتاده در قتلگاه بی اعتنا به تیغ و زخم سر به سوی آسمان داشت و غرق در نیایش پروردگار بود:"اللهم متعالی المکان٬عظیم الجبروت٬شدیدالمحال٬غنی عن الخلائق٬عریض الکبریا٬قادر علی ما تشاء٬قریب الرحمة٬صادق الوعد٬سابغ النعمة٬حسن البلاء٬قریب اذا دعیت٬محیط بما خلقت٬قابل التوبة لمن تاب الیک٬قادر علی ما اردت٬تدرک ما طلبت٬شکور اذا شکرت ... : ...
ای پروردگار بلند مرتبه و صاحب قدرت و سلطنت بزرگ و تدبیر و عذابی شدید٬بی نیاز از خلائق و دارای کبریایی گسترده و توانایی بر هر چه خواهی٬رحمت تو نزدیک و به وعده خود عمل خواهی کرد٬نعمت تو تمام و بلایت نیکو٬چون خوانده شوی نزدیک و بر مخلوقاتت احاطه داری و توبه ی نادم را می پذیری بر هرچه اراده کنی نیرومند و بر آنچه خواهی توانایی٬چون تو را سپاس گویند پاداش نیکو دهی ...9.

پرواز عشق علیه السّلام
امام محو خدا بود و در حالیکه دیگر توانی برای حرکت نداشت به فرمان شمر بار دیگر مورد حمله قرار گرفت.زینب کبری(س) نیز در حالیکه از خیمه بیرون می آمد فریاد می زد :ای برادرم٬ای آقای من!٬ای از اهلبیت٬کاش آسمان بر زمین سقوط می کرد و ای کاش کوهها خرد و پراکنده به صحرا می ریخت .10زرعة بن شریک با شمشیر دو ضربت سهمگین بر دست چپ و شانه امام زد و سنان بن انس هم با نیزه ضربتی نواخت که بر اثر آن زینتِ دوش پیامبر(ص) بر خاک افتاد٬افتادنی که دیگر توانی برای برخاستنش نبود.سنان به خولی بن یزید اصبحی گفت سر امام را از بدن جدا کند٬اما او به لرزه افتاد و سنان خود سر امام  را از بدن جدا کرد و به او سپرد.11 بدین سان شریفترین و پاکترین بدن عالم بر خاک کربلا قرار گرفت.

پی نوشت ها :
۱- نهایة الارب ج 7 ص ۱۷۸.
2- بحار الانوار ج ۶۱ و ۴۴- امالی شیخ صدوق .
3- بحارالانوار ج ۴۵ ص ۸۰ .
4- بحارالانوار ج ۴۴ ص ۳۱۶ .
5- ارشاد شیخ مفید ج ۲ ص ۹۳-۹۴ .
6- نفس المهموم ص ۲۳۰ .
7- بحارالانوار ج 2 و ۴۵ ص ۲۰و۸۶ .
8- لواعج الاشجان ص ۳۰۲.
9- مقرم مقتل الحسین ص ۲۸۲-۲۸۳ .
10- ابن اثیر کامل ج ۴ ص ۷۸ .   
11- نهایة الارب ج ۷ ص  ۱۹۵- ۱۹۶- انساب الاشراف ج ۳ ص ۲۰۳ و مناقب شهر آشوب ج ۴ ص ۱۱۱.
منابع: با خاندان وحی از عاشورا تا اربعین – حشمت الله قنبری همدانی .
پیامهای عاشوراء- جواد محدثی .

اذان ؛ سرود وحدت مسلمین

«اذان»٬یکی از شعارهای پر محتوا و عمیق دین اسلام است.که ضمن اشاره به اهمیت وقت «نماز» وجه تمایز و شاخصه دین اسلام از سایر ادیان است.اذان شعاری سکوت شکن٬آهنگین و موزون٬کوتاه٬عمیق و سازنده است٬که در بردارنده پایه های اساسی اعتقاد و جهت گیری عملی مسلمانان است.اذان٬در اسلام٬سرود وحدت بخش الهی٬شعار و ندایی جهت معرفی امت واحد اسلامی است.اذان٬اعلام موجودیت اسلام و فریاد علیه معبودهای خیالی است.اذان٬ نشانه باز بودن فضای تبلیغات و اعلام مواضع اعتقادی و عملی مسلمانان به صورت روشن بلند و صریح است.

اذان٬نشانه هوشیاری و بیداری از غفلت است.اذان٬آماده ساختن روح٬دل و جان برای ورود به فریضه نماز و فریادی است که طنین ملکوتی آن در فضای شهرها و آبادی ها٬دل مؤمنان را به سوی خود کشیده و بر وحشت و خشم منافقان و کافران می افزاید.همچنان که این وحشت را در جملات «گلاستون» سیاستمدار صهیونیستی انگلیسی تبار می بینیم.وی در پارلمان انگلیس می گوید:«تا هنگامی که نام محمد(ص) در مناره ها بلند است و کعبه پا برجاست و قرآن راهنما و پیشوای مسلمانان است٬استوار کردن پایه های سیاست ما در سرزمین های اسلامی امکانپذیر نیست»1.

نمونه این وحشت در رفتار کفار و منافقان عصر پیامبر اعظم(ص) نیز دیده می شود٬همچنان که در آیه ۵۸ سوره مبارکه مائده می خوانیم:«آنان (مشرکین) هنگامی که اذان می گویید و مردم را به نماز فرا می خوانید آن را مسخره و بازی فرض می کنند٬این به خاطر آن است که آنان جمعی نابخرد و نادانند».

از مطالب یاد شده تا حدود زیادی راز و فلسفه اذان روشن می شود.گفتنی است اساساً هر گروه٬ملت و آیینی برای معرفی خود و آگاهی دادن مردم برای امری و یا تجمع در جایی٬از سرود یا شعار و یا وسیله ای استفاده می کند.ناقوس کلیسا در مسیحیت٬سرود ملی هر کشوری و طبل و زنگ و شیپور از آن جمله است.در اسلام نیز برای این امر مهم٬اذان تشریع شد تا نشانه ای برای تجمع مردم و آمادگی آنان برای نماز باشد.ضمن آنکه اذان بر خلاف ناقوس کلیسا دارای محتوای بس عمیق است که حتی تکرار آن در نمازهای فرادا٬انسان را از غفلت بیدار کرده و او را به توحید و عقاید اسلامی هوشیار می سازد.

فلسفه اذان و تکرار آن٬در حدیثی طولانی از امام رضا(ع) چنین بیان شده است:«مردم که٬مأمور به (گفتن) اذان شدند علت های فراوان دارد از جمله٬به آنکه سهو کرده٬یادآور باشد٬و آنرا که غافل است متنبه سازد٬و کسی که وقت را نمی داند و از آن غافل است هوشیار سازد.مؤذن با اذانش مردم را به پرستش خالق دعوت٬و به آن ترغیب می کند٬خود اقرار به توحید دارد٬ایمان و اسلام را آشکار می سازد و آن را که فراموش کرده یاد آور می کند! »2.

علاوه بر موارد یاد شده،شاید یکی از مصلحت های تکرار اذان همان فلسفه تکرار نماز باشد٬امام صادق (ع) در فلسفه واجب بودن و تکرار نماز می فرمایند:«...خدای تبارک و تعالی چنین خواست که مسلمانان نام و یاد محمد(ص) و دین او را از یاد نبرند٬از این رو نماز را برایشان واجب فرمود تا روزی پنج مرتبه به یاد او باشند و نامش را به زبان آورند٬و نماز و یاد خدا از آنان خواسته شد تا مبادا از یاد خدا غافل شوند و فراموشش کنند و در نتیجه یاد نامش محو شود3».

اذان در اسلام پس از هجرت پیامبر اعظم(ص) به مدینه تشریع شد.بعد از هجرت پیامبراسلام(ص) از مکه به مدینه٬و با افزوده شدن بر تعداد مسلمانان٬نیاز به وسیله ای برای اعلام وقت نماز و تجمع مسلمانان برای این فریضه بزرگ بود.پیامبر (ص) در فکر اتخاذ تصمیمی در این مور بود تا اینکه این امر از طریق وحی و تشریع اذان حل شد.

معنی لغوی اذان «آگاهی دادن»٬«آگاهانیدن»و«خبر به گوش رساندن» است.در دین اسلام٬ندایی است برای اعلام وقت نماز با «اذکار» مخصوص.نمازهای روزانه مسلمانان در اوقات مشخصی ادا می شوند که به این زمانها «اوقات شرعی» می گویند.از آنجا که تعیین زمان دقیق وقت نماز کار آسانی نیست در شهرها و محله های مختلف بلاد اسلامی گفتن اذان با صدای بلند در مسجد ها رواج داشته و دارد.خواندن اذان واجب نیست.اما مستحب است که پیش از شروع نماز ٬ابتدا «اذان و اقامه» قرائت شوند.در صدر اسلام٬پیامبر اعظم(ص) در چندین مورد از جمله برای اعلام خبر٬مانند فرا خوانی «جنگ بدر» دستور گفتن اذان صادر فرمودند.

اذان را «مؤذن» در جای بلند مانند گلدسته مساجد می خواند.مؤذن که در عربی «أذین» هم گفته می شود٬شخصی است که مردم را به نماز دعوت می کند.مؤذن معمولاً در جایی بلند می ایستد.در صدر اسلام مؤذن بر بام مسجد می رفت،اما با ساخته شدن مناره ها در مساجد،مؤذن از آنجا اذان می گفت.مؤذن باید شخصی باشد که قرائت عربی فصیح بداند٬وقت شناس باشد و صدای بلندی داشته باشد.معمول است که مؤذن در هنگام ادای جملات اذان ٬دست ها را به گوش می گذارد و با صدای بلند جملات اذان را قرائت می کند.همچنین معمول است که مؤذن بین جملات اذان تا حد عرفی فاصله بدهد و اصوات را کشیده ادا کند.در ایران اذان را در آواز «بیات ترک و گوشه روح الامین» می گویند.

پی نوشت ها
1- آيت الله مكارم شيرازی،تفسير نمونه ج 4 ص 438.
2- شيخ صدوق،علل الشرايع مكتبه الداوری ج 1 ص 258.
3- ميزان الحكمه،حديث شماره 10526.

F I T N A

فیلم فتنه سناریوی جدید غرب علیه اسلام است.این فیلم توسط گیرت ویلدرز( (Geert Wilders)نماینده افراطی و وابسته به صهیونیزم مجلس هلند ساخته شده است.وی تاکنون 40 بار به فلسطین اشغالی سفر کرده و بارها گفته است که اسراییل را خانه خود می داند.نظرات او با بسیاری از نمایندگان پارلمان هلند متفاوت است.

شروع این فیلم ۱۵ دقیقه ای با نمایش قرآن کریم و نوشته شدن کلمه «F I T N A»با حروف انگلیسی در کنار آن است که هیچ مفهومی برای مخاطب غربی ندارد.آغاز این چنینی فیلم و در ادامه نمایش انفجارهای برج های دو قلوی آمریکا و حوادث تروریستی القا می کند که:
۱- قرآن حمله های تروريستی به غير مسلمان ها را ترويج می‌کند.
۲- يهودي ستيزی را تبليغ می‌کند.
۳- قرآن مسلمانان را به کشتن و سربريدن غير مسلمانها ترغيب می کند.
۴- دين اسلام می خواهد با کشتن طرفداران ساير اديان بر دنيا غلبه يابد.
آيه هايی که در اين فيلم مورد استفاده قرار می گيرد عبارت است از:
1- سوره انفال آيه 60؛برای توجيه حمله های تروريستی به ويژه حمله های 11سپتامبر 2001 و بمب گزاری11مارس 2004 مادريد اسپانيا و بمب گزاری 7 جولای 2005 لندن.
2- سوره نساء آيه 56 به عنوانی توجيهی برای يهودی ستيزی.
3- سوره محمّد(ص) آيه 4 براي توجيه سر بريدن گروگانها به دست القاعده.
4- سوره نساء آيه 89 براي مجازات مرگ برای ارتداد در اسلام که با کشتن پيروان ساير اديان به دنبال غلبه جهانی است.

 اهداف فيلم:
فيلم گزينشی است از سوره های قرآن که با بريده هایی از روزنامه ها و کليپها ترکيب شده و با محورهای زير ساخته شده است:
1- قرآن و ترور،که به پنج آيه به عنوان مؤيدهای موضوع های زير استناد شده است:
الف- قرآن و حمله 11 سپتامبر.
ب- قرآن و يهودی ستيزی.
پ- قرآن و قتل کارگردان هلندی و سر بريدن گروگان ها به دست القاعده.
ج- قرآن و ارتداد.
ه- قرآن و جهانی شدن اسلام.
2- اسلام و هلند
3- لزوم مقابله با گسترش اسلام در هلند و اروپا.

ساختار فيلم:
ساختار فيلم به اين‌ گونه است که:
1- یک آيه در سمت راست نمايش داده می شود.
2- ترجمه آيه در سمت چپ،به زبان انگليسی،نمايش داده می شود.
3- آيه به صورت ترتيل شنيده می شود.
4- متناسب با برداشت تهيه کننده (از آيه مذکور) کليپ،صحبت های رهبران مذهبی و بريده هايی از روزنامه ها،به عنوان تأييد برداشت ياد شده نمايش داده می شود.
5- با چينش مناسب تصاوير،مخاطب را مجاب می کند که قرآن فرهنگ ترور را ترويج می کند.

به گفته کارشناسان رسانه این فیلم فاقد ارزش هنری وحتی سیاسی است.البته فیلم های ضد اسلامی و تهاجمی علیه مقدسات و مسلمانان در سینمای غرب به خصوص هالیوود در قالب جذاب   و غیر مستقیم ساخته می شود.اما آنچه که موجب توجه مسلمانان و بر انگیخته شدن احساسات آنان نسبت به نمایش این فیلم در یک سایت انگلیسی شده است٬بی شرمی غرب و جسور شدن آن در توهین به مقدسات اسلامی از جمله کاریکاتور های توهین آمیز بر علیه پیامبر اسلام در دانمارک و حالا ساختن فیلم ضد قرانی و نشان دادن اسلام به عنوان دین فتنه و ترور است.

جریان صهیونیزم و ناتوی فرهنگی با انواع ترفندها و در اختیار داشتن نبض رسانه ای جهان در پشت چهره هایی چون گیرت ویلدرز جنگی تمام عیار بر علیه تمامی مقدسات الهی  و نه تنها اسلام آغاز کرده است.حتی شاهد توهین به پیامبران معظمی مانند حضرت موسی و عیسی(ع) در فیلمهایی چون رمز داوینچی٬مصائب مسیح و یا ادعای یک محقق یهودی در کتاب خود مبنی بر مصرف مواد مخدر در کوه طور توسط حضرت موسی بوده ایم!

آنها اصولا با تمامی اتصالات بین زمین و عالم لاهوت که همان انبیاء و کتابهای آسمانی است دشمن اند.شیاطینی که انسان را فقط در بند و در لجن زار تباهی می خواهند.بسیاری از سیاست مداران غربی در اظهارات خود به لابی قدرتمندی که اقتصاد٬فرهنگ٬و سیاست غرب را در در دست دارند اشاره می کنند ولی مانند ما که آزادانه نام این لابی یعنی «صهیونیزم» را برده و آن را به چالش می کشیم جرات اظهار نظر ندارند.

و در آخرخداوند متعال که پیامبرش را به رسالت برگزید و قرآن را به قلب مطهرش نازل کرد؛خود محافظ قرآن کریم و عزت حبیب خود محمد مصطفی(ص) است و مکر دشمنان به خود آنان باز می گردد.ولی مسلمانان باید در اعتراض به این اقدامات مواضع محکم و فراتر از اعتراضات و راهپیماییها در سطح دولتهای مسلمان انجام دهند

منابع : استخراج آیات قرآنی استفاده شده در فیلم :خبر گزاری رسا
مصاحبه مجله خبری شبکه اوّل سیما با نادر طالب زاده – فروردین 1387.

آئین نوروز

پس از سپری شدن یک سال همراه با فراز و فرود٬برگی دیگر بر کتاب قطور تاریخ ملت ایران و فارسی زبانان عالم رقم خورد.نوروز با همه سن بالایش٬با صفا و صمیمیتش از راه رسید.مهمترین آئین بعد از سنتهای اسلامی در ایران آئین نوروز باستانی است.که با ظهور اسلام در ایران بعضی از مظاهر باطل گذشته آن دور و بر معنویت آن افزوده شد.

جشن ایرانی نوروز امروزه در جای جای ایران و برخی از کشور ها به عنوان جشن رسمی برگزار می شود.جشن نوروز به عنوان یکی از جشنهای بنیادین آسیا شناخته می شود.در تاجیکستان٬افغانستان٬در مناطق کردنشین عراق وترکیه و سوریه٬جمهوری آذربایجان٬قزاقستان٬ترکمنستان٬قرقیزستان٬پاکستان ٬زنگبار و مصر.ولی در ایران نوروز شکل و شمایل بسیار باشکوهی دارد.

 در روایت بلندی که از امام جعفر صادق(ع) روایت شده است پس از وصف ویژگی های نوروز و چگونگی نامیدن آن به این اسم و اهمیت آن به اعرابی که در کنار ایشان بودند فرمودند:که شما این سنت را فراموش کردید ولی ایرانیان همچنان این روز را گرامی داشتند.

با نزدیک شدن سال جدید آئین های مختلفی قبل از فرا رسیدن آن و در ایام نوروز در سراسر ایران برگزار می شود.بسیاری از این رسومات در تمام کشور مشترکند مانند خریدهای شب عید٬تهیه وسائل سفره هفت سین،خانه تکانی ها٬تهیه اسباب شادی کسانی که تمکن مالی کمی دارند و...که قبل از آمدن نوروز صورت می گیرد و در ایام نوروز دید و بازدید های عید٬دادن عیدی٬مسافرت ها٬آشتی دادن کسانی که کدورتی در بین آنهاست و بسیاری از سنتهای حسنه ای که در این ایام صورت می گیرد.

مرزهای معنوی انقلاب اسلامی

 «هرجادر اقصی نقاط جهان گوینده لا اله الا الله است٬همانجا مرز اسلامی ماست».این گفته حاج احمد متوسلیان فرمانده گردان محمد رسول الله(ص) است که ۲۷ سال پیش به  اسارت رژیم صهیونیستی در آمد.

اکنون انقلاب اسلامی مرزهای سیاسی را در نوردیده و ندای توحید و آزادی خواهی ملتها را تا سرزمین های کفر نیز برده است.کاخ های سیاه سران شیطان را بر آنها تنگ و تاریک کرده و سدی محکم در برابر سلطه اختاپوستی آنان بر منطقه خاورمیانه و جهان ایجاد کرده است.

در قرنهای گذشته استعمارگران با پنبه سر ملتها را می بریدند و بر آنان مسلط می شدند٬اما اکنون با ظهور انقلاب اسلامی و فاش کردن توطئه های آنان توسط مردم ایران٬چهره حیوانی و خونخوار دولتهای که خود را در زیر کت شلوارهای شیک اروپایی و لفاظی های پوچ دموکراسی غربی پنهان کرده بودند عیان شده است.

سران دو قدرت شرق (شوروی) و غرب (آمریکا) فریاد می زدند که دین را باید در موزه های تاریخ جستجو کرد و انسان موجودی است که هیچ قید و بندی نباید او را در برابر هوسها و امیال او محدود کند٬نظامهای مادی گرا انسانها را محدود به همین نیاز های پست می بینند.دنیا را به دو قسمت تقسیم کردند شمال٬جنوب  متمدن٬بربر  پیشرفته٬جهان سومی  نژاد پست٬نژاد برتر و با همین القائات برملتها و ثروت های آنان مسلط شده اند.

ناگهان با ظهور انقلاب اسلامی آنهم با تمسک به اسلام ناب٬آنان تنها خود را٬در موزه های عبرت تاریخ دیدند و اولین عبرت شوروی بود.آمریکا که سرنوشت خود رابه مانند همتای شرقی خود می دید برای آنکه بتواند پایه های سست خود را در برابر امواج توفنده بیداری اسلامی انقلاب حفظ کند تمام تلاش خود را برای ناکامی این حرکت عظیم اسلامی بکار گرفت.

سران نادان آمریکا و اروپا به خیال پوچ خود چاره ای اندیشیدند و به کمک ایادی مزدور و عرب خود مانند صدام و شیخ نشینان منطقه خلیج فارس٬در خاور میانه و خصوصاً همسایگان ایران مستقر شدند وشروع به  توطئه های کردند٬جنگی نابرابر را بوسیله صدام بر ایران تحمیل کردند اما شکست خورده واقعی خود آنان بودند.آمریکا خود وارد میدان شد عراق و افغانستان را به بهانه وجود تروریسم که تجسم واقعی آن خود آنان هستند اشغال کردند و لی در پشت این ماجرا قصدشان جلو گیری از صدور انقلاب اسلامی بود.

اکنون صدای شکستن دندانهای گیر کرده آمریکا در افغانستان و عراق به گوش می رسد و در آن سوی منطقه درخت پیر و فرتوت رژیم صهیونیستی٬ضرب خورده از بازوان توانمند انقلاب اسلامی یعنی حزب الله لبنان شاخه های زهر آلود و خار دار خود را به دور نوار غزه گره زده است تا شاید بتواند بازوان توانمند فرزندان انقلاب اسلامی در فلسطین را بشکند٬اما هر چه فشار می آورد این تنه تهی و پوچ خود اوست که متلاشی می شود.

اکنون ملتهای جهان و ستمدیدگان؛به انقلاب اسلامی به عنوان یک پدیده هدایت بخش برای مقاومت در مقابل مستکبرین می نگرند٬حرفهای انقلاب را حرف های دل خویش می بینند.مستکبرین از پیشرفت علمی و فناوریهای بومی ملت ایران به شدت می نرسند زیرا ایران به زودی قدرت مطلق منطقه خواهد شد و آنان جایی در این منطقه نخواهند داشت .

این جنجال هایی که دنیای کفر بر علیه انقلاب اسلامی که از روز بعداز سقو ط رژیم ستم شاهی یعنی بیست و دوم بهمن سال ۵۷ براه انداخته٬در واقع ناله ها و فریادهای بدبختی خود آنهاست٬این فریادها را می توان در رسانه های آنان دید.چه تعداد از شبکه های رادیویی و تلویزیونی آنان بر علیه ملت ایران جنجال می کنند٬چه تعداد از سایت ها و وبلاگ های گوناگون سیاسی و مستهجن برای انحراف جوانان ایران که همان ادامه دهندگان انقلاب هستند راه اندازی شده است. و چقدر سرمایه گذاری برای انحراف افکار عمومی جهان و ذهن های بیدار از پیام های انقلاب اسلامی کرده اند.اما هر چه مکر می کنند خداوند آنان را در مکر خودشان گرفتار می کند.

در پایان به این فرموده امام خمینی(ره) اشاره می شود که فرمودند: انقلاب ما انفجار نور بود.و امید واریم آنان از این گفته پند بگیرند که مگر می شود با مشتی خاک جلوی تابش خورشید را گرفت.

چهارده منزل با حضرت عشق

امام حسین(ع) در طول عمر با برکت خویش مانند همه انسان ها سفر های زیادی داشته اند٬و مانند همه سفرها در جایی منزل کرده اند اما چهارده منزل ایشان بصورتی است که هیچ انسانی به غیر از ایشان چنین منازلی نداشته اند در این جا به این چهارده منزل اشاره و در مواردی توضیحی مختصر داده خواهد شد:
منزل اول :هنگام ولادت در آغوش پیامبر:
پیامبر اعظم(ص) هنگام ولادت ایشان،وارد خانه حضرت فاطمه زهرا(س) شدند٬امیر المومنین(ع) در حالی که امام حسین(ع) را در پارچه زردی پیچیده بودند او را در آغوش پیامبر قرار دادند.
منزل دوم: بر روی شانه های پیامبر (ص).
منزل سوم: بر روی سینه پیامبر(ص):
ایشان مکرراً بر روی سینه پیامبر می خوابیدند.
منزل چهارم آغوش امیرالمومنین علی (ع).منزل پنجم :درآغوش فاطمه زهرا (س).
منزل ششم :کربلا.
منزل هفتم:بالای نیزه.

منزل هشتم :تنور خانه خولی در کوفه.
منزل نهم:دارالاماره کوفه.
منزل دهم :روی شاخه درخت :
در مسیر شام نیزه داری که سر امام حسین (ع) را به همراه داشت می گوید سر را بر روی درختی آویزان کرده بودم نیمه شب بود٬دیدم دختر نونهال امام حسین(ع) کنار درخت آمد و گفت:بابا دلم می خواهد تو را ببوسم پس دیدم شاخه درخت پایین آمد و سر در دامن نازدانه ابا عبدالله (ع) قرار گرفت.

منزل یازدهم :دیر راهب نصرانی در مسیر شام:
کاروان در مسیرش از منازل وادی النخیله٬موصل٬نصیبین٬عین الورده٬ زقه٬جوسق٬دعوات و حلب گذشت و به قنسرین وارد شد.در این منزل راهبی نصرانی زندگی می کرد.چون کاروان از دور نمایان شد او مشاهده کرد که از سر مقدس امام(ع) نوری به ّسمان ساطع است.وی با پرداخت ده هزار درهم برای لحظاتی سر امام را با خود به داخل صومعه برد٬پس صدایی شنید که می گفت :«خوشا به حال تو و خوشا به حال آن کسی که احترام این سر را حفظ کرد».راهب دست به دعا برداشت و از خدا خواست تا آن سر مقدس با وی سخن گوید.در این هنگام سر امام فرمود:«من پسر محمّد مصطفایم و من پسر علی مرتضایم و من پسر فاطمه زهرایم من در کربلا کشته شدم و من مظلوم و من تشنه ام».راهب صورت خود را بر چهره امام گذارد و به دین حسین ابن علی (ع) ایمان آورد و چون کاروان حرکت کرد دیدند آن ده هزار درهم به سنگ تبدیل شده است.
منزل دوازدهم :تشت طلای مجلس یزید در شام .
منزل سیزدهم :روی زانوی دختر سه ساله اش حضرت رقیه خاتون (س).
منزل چهاردهم:راس الحسین در شام :محل نگهداری سر امام حسین (ع).

منبع استفاده شده :
سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین هاشمی نژاد
با خاندان وحی از عاشورا تا اربعین – حشمت الله قنبری همدانی.

عاشورا ؛ روز تجلی حق مطلق و باطل مطلق

سعادت٬شقاوت٬شجاعت٬جنایت٬جاودانگی٬نابودی٬شرف٬بی عزتی همه این خوبی ها و بدی ها در کمتر از یک نصف روز؛یعنی عاشورا در دو طرف زمین کربلا در لشکر حق و لشکر باطل ظهور می کند.معروف ها در اوج نورانیت و منکرات در پسترین حالت و ظلمت.آیا شقاو تمندان از همان روز به دنیا آمدنشان این گونه  خبیث و جنایتکار بودند و یاران امام حسین(ع)  نیز از همان اول سعادتمند بودند؟

باطلین؛وعده های حق الهی و پیامبر و ولیش را کنار گذاشتند و به وعده های دروغین شیطان دل سپردند.چون حب الدنیا داشتند شیطان دنیا را در مقابلشان زیبا و جاوید جلوه داد٬وعده چند دینار سکه ناچیز را به ریختن خون خدا پذیرفتند.

عجب دار دنیا پیچیده است.چشم بصیرت را می بندد و انسان را از دیدن و یافتن حقیقت باز می دارد.حب الدنیا زمینه نفاق را در انسان ایجاد می کند بسیاری از کسانی که در لشکر باطل بودند امام حسین را به خوبی می شناختند و بعضی از اینان در گذشته مورد اعتماد پیامبر(ص) و امام علی(ع) بودند.بعضی از اینان گمان هم نمی کردند روزی پسر رسول خدا و امام زمانشان را بکشند اما دنیا کم کم این زمینه را در آنان ایجاد کرد.نفاق در آنان ریشه دواند و کارشان بدینجا ختم شد.

در مقابل اینان،یاران امام حسین(ع) بودند که بعضی از آنها صاحب مال و ثروت بودند،ولی زندگی و عزت جاوید با امامشان را به مطاع ناچیز دنیا ترجیح دادند.انسانهایی که در مدار ولایت قرار گرفته و نور الهی بر دلهای آنها تابید و ماندگار همیشه تاریخ شدند.

کتاب عاشورا دو ورق دارد یک ورق حق مطلق و طرف دیگر باطل مطلق و درسهای فراوان آن.براستی ما در کدام مسیریم و در کدام سوی جبهه ایم٬حق یا باطل ؟

حج ابراهیمی ؛ مینیاتور وحدت ملتهای یکتا پرست

حج ابراهیمی تجلی اعظم خشوع در برابر الله در امّت اسلامی است.حضرت ابراهیم خلیل الله (ع) با بنا کردن کعبه به فرمان خداوند باری تعالی و انجام دادن مناسک آن سنتی را تا ابد بنا نهاد که هر انسانی با انجام دادن آن اوج بندگی خود را در برابر خالق خود نشان می دهد.آن روز این پیامبر الوالعظم(ع) به همراه همسر و تنها فرزند خود اسماعیل (ع) این سنت عظیم را به حافظه تاریخ سپرد ... . 

اما اکنون بعد از گذشت قرنها صدها هزار نفر از یکتا پرستان عالم از سرتاسر گیتی برای انجام دادن این فریضه الهی به منطقه حجاز سفر می کنند.حضور مسلمانان از نژادهای گوناگون زبانهای مختلف و رنگهای متفاوت با لباسهای یک شکل احرام از زنان و مردان در کنار کعبه مینیاتور کوچکی از ملتهای یکتا پرست جهان است که هر سال با وحدتی مثال زدنی در کنار هم خدای عالم را ستایش می کنند.

این روزها٬شیطان رانده شده و انسانهای شیطان صفت که قصد به بند کشیدن ملتها دارند،نگران این تجمع خدایی و به دنبال آن برائت جستن و دوری مسلمین از آنهایند.

انسانهای یکتا پرست که سعادت و آزادی خود را تنها در بندگی خدا می بینند هر گز تسلیم فرامین و وسوسه های ذلت بار شیاطین عالم نمی شوند.روح حج همین است.اگر مسلمانان جهان همین وحدتی که در این چند روزه حج به نمایش می گذارند ادامه داده و در سطح کشورها و دولتهای خود ادامه دهند مستکبران عالم کاری از پیش نخواهند برد.

یکی از اعمال حج  رمی جمرات است.یعنی سنگ زدن به نماد شیطان که حجاج انجام می دهند.در زمان حاضر نماد شیطان دولتهای مستکبر جهان هستند که در جهان جنگ افروزی می کنند٬سرزمین های مسلمانان را اشغال می کنند٬آنها را ترور می کنند٬ثروتهای آنان را به یغما می برند.خانه خدا در منطقه خاورمیانه قرار دارد و کشورهای عراق٬فلسطین٬لبنان و افغانستان در اطراف این نماد توحید یعنی کعبه قرار دارند پس چرا این سرزمین های مسلمان به وسیله مشرکین اشغال شده اند؟

پس مسلمانان هنوز با حج واقعی فاصله دارند٬حجّی که در سیاست کشورها بروز کند٬دولتهای مسلمان از زور گویان نهراسند و با اعتماد و تکیه به ملتهای خود و با نه گفتن به زورگویی ضالمان آنان را از این مطقه بیرون کنند.

باز سازی عتبات عالیات ؛ اطلاع رسانی تا چه حد؟

چندی پیش در خبرها آمده بود که با سرمایه گذاری ایران در شهر نجف اشرف فرودگاهی بزرگ تاسیس خواهد شد که یکی از فرودگاههای مهم کشور عراق خواهد بود٬برج مراقبت این فرودگاه شبیه به مناره و گلدسته های حرم امام علی(ع) ساخته خواهد شد.

همچنین صحن جدیدی با نام حضرت فاطمه زهرا(س) که دو برابر صحن کنونی حرم مطهر است ساخته می شود.در سال ۱۳۸۵در سالروز میلاد امیر المومنین(ع) طرح بزرگ آب رسانی به حرم مطهر امام علی(ع) افتتاح شد.همچنین اکنون در شهر مقدس کاظمین کار مرمت و بازسازی دو گنبد طلایی امامین٬موسی کاظم و امام محمد تقی(علیهما السلام) و تعویض کف پوش حرم و بازسازی دیگر نقاط آن از جمله تعوض روکش طلای دو گنبد طلایی در حال انجام است.در شهر کربلا نیز مرمت گنبد طلایی و مناره و گلدسته های حرم امام حسین(ع) به همراه نصب سازه های دارالضیافه حرم مطهر صورت می گیرد.

به گفته دولت عراق طرح بازسازی حرم شریف امامین عسکریین٬امام علی نقی و امام حسن عسکری(علیهما السلام) که به علت بمب گذاری و حمله موشکی توسط افراط گرایان تکفیری تحت حمایت آمریکا و صهیونیزم برای تفرقه در عراق تخریب شده بود،آماده شده است.و طرحهای کوتاه مدت و بلند مدت دیگری که در آینده برای توسعه عتبات عالیات در عراق انجام می شود.همه این کارها در حال انجام است ولی کافی نیست و سرعت آن نیز کند است این مسئله دلایلی دارد:

اولین مسئله حضور اشغالگران آمریکایی در عراق و به دنبال آن نا امنی است.در هر منطقه ای که – ظاهراً - امنیت آن بر عهده نیروهای آمریکایی بوده است٬نا امنی بیداد کرده٬به عنوان مثال در استان صلاح الدین که حرم امامین عسکریین(ع) در آن قرار دارد اینگونه بوده است(تخریب حرم مطهر).به این ترتیب حضور مهندسان٬معماران و کارگران را با مشکل مواجه کرده است.

دومین مسئله بودجه بازسازی است زیرا این حرمها باید به طور کامل از نو ساخته شوند و در یک منطقه وسیعی توسعه یابند.برای رفع این مشکل باید تعامل خوبی بین ملت و دولت ایران با ملت و دولت عراق از نظر سیاسی و اقتصادی صورت گیرد.اولین مرحله مراقبت از حرمهای مطهر در برابر نا امنی ها و شرارتهای گروههای تروریستی است .

تا کنون تجربه نشان داده با خروج اشغالگران از یک منطقه و جایگزینی آنها با نیروهای بومی عراقی گروههای تروریستی مهار شده و امنیت نسبی ایجاد شده است.که البته دولت عراق باید مستمر پی گیر اخراج اشغالگران از عراق باشد.مسئله اساسی دیگر تامین بودجه بازسازی است.در ایران ستاد بازسازی عتبات عالیات متولی جمع آوری کمکهای مردمی و بازسازی حرمها از طرف دولت و ملت ایران در عراق است.

 این ستاد باید با تبلیغات بیشتر در رسانه های دیداری،شنیداری و مکتوب و فضای مجازی خصوصاً پایگاههای خبری پر مخاطب؛و ارائه برنامه ها به مردم که به عنوان مثال در کدامیک ازحرمهای مطهر چه طرحی در اولویت قرار دارد و به چه میزان کمکهای مردمی نیاز است٬مردم را آگاه و تشویق به کمک های هدفمند کند و به یقین مردم با آگاهی کامل از روند باز سازی ها حضور گسترده ای در این مسئله خواهند داشت - که تاکنون نیز این حضور چشمگیر بوده - ولی تبلیغات کم بوده است.مانند اعلام شماره حسابها و بانکهای تحویل گیرنده این کمکها در شهرهای مختلف کشور.

هر سال در مناسبتهای مذهبی مانند تاسوعا و عاشورا٬عید مبعث٬عید غدیرخم٬میلاد امام علی و امام حسین(علیهما السلام)٬نیمه شعبان و شهادت امام موسی کاظم(ع) شاهد حضور بسیار زیاد دوستداران اهلبیت(علیهما السلام) در شهرهای نجف٬کربلا٬سامرا و کاظمین هستیم.حضور میلیونی زوار در این شهر ها با امنکانات ناچیز٬نبود زیر ساختهای کافی آب و برق ٬مخابرات٬بهداشت٬اسکان و حمل و نقل مشکلات بهداشتی و امنیتی بسیاری برای زوار ایجاد کرده است.

دولت عراق و ایران باید با برنامه های کوتاه مدت ضمن رفع موقت این مشکلات با برنامه ریزی جامع و استفاده از برنامه های موفق توسعه در ایران به فکر ساخت و ساز و توسعه بلند مدت این شهر های زیارتی مهم جهان تشیع در همه زمینه ها باشند.که باعث حضور بیشتر محبان اهلبیت(علیهما السلام) از سایر نقاط جهان و رونق گردشگری سیاحتی- زیارتی در عراق می گردد.

زیرا این شهرها و امامانی که در آن آرمیده اند فراتر از مرزهای جغراقیایی٬سیاسی٬قومیتها٬زبانها و دولت ها هستند.آنها در قلب عاشقان علی و آل فاطمه(علیهما السلام) جای دارند.به امید آنروز که عاشقان اهلبیت(علیهما السلام) با امنیت و آرامش به زیارت عتبات عالیات در عراق مشرف شوند.

جنگ 33 روزه

پیروزی حزب الله لبنان بر ارتش اسراییل از دیدگاههای مختلفی بررسی شده است،حماسه ای که بهت جهان٬خصوصاً جهان غرب را به دنبال داشت.اگر به ابعاد این جنگ نابرابر،که اکنون یک سال از این واقعه گذشته است٬نگاهی همراه با در نظر گرفتن نظرات همه کارشناسان بیندازیم٬خواهیم دید که دارای چندین وجه است:
۱- تجاوز رژیم صهیونیستی به لبنان با برنامه ریزی قبلی.
۲- هماهنگی آمریکا٬انگلیس٬و اسراییل برای حمله به جنوب لبنان.
۳- هماهنگی کامل با برخی سران عرب منطقه برای حذف حزب الله لبنان.
۴- اصل غافلگیری در حمله به لبنان.
۵- ناشناخته بودن و دست کم گرفتن قدرت حزب الله. 

در آغاز این جنگ اسراییل باتمام توان و موجودیت پوچ خود به لبنان حمله کرد و در این میان لبنان و در نوک پیکان این هجوم حزب الله با چهار اصل:
۱- ایمان به وعده خدا که همان مقاومت و پیروزی است.
۲- بهره گیری از آخرین تاکتیکهای جنگ های موجود و استفاده از آخرین سلاحهای روز در دسترس حزب الله.
۳- رهبری شجاعانه و با تدبیر سید حسن نصرالله.
۴- جانفشانی سربازان ورزیده حزب الله که باعث شکست رژیم صهیو نیستی شد.

آنچه که از نظر من در این پیروزی بزرگ دور نمانده است٬در کنار همه علتهای بالا،اصلی است که مخصوص جوانان حزب الله است.اصلی که اگر در جوانان رشید و سلحشور لبنان وجود نداشت٬قطعاً سرنوشت لبنان مانند سرنوشت دیگر کشورهای عربی که قبلاً با اسراییل درگیر جنگ شده بودند می شد.در شش جنگی که بین کشورهای عرب منطقه نظیر مصر٬اردن و سوریه با اسراییل به وقوع پیوست اثری از این اصل مهم دیده نمی شد به همین خاطر تمامی این کشورها یا قسمتی از زمین های خود را از دست دادند و یا حیثیت خود را.تمامی این کشورها دارای سلاحهای مجهز به همراه ارتشی با نفرات زیاد بودند.اما آنها شکست خوردند.حزب الله با درس گرفتن از مکتب عاشورای امام حسین(ع) که همان شهادت طلبی و نترسیدن از دشمن است،در برابر تبلیغات و تجهیزات اسراییل لحظه ای به دشمن پشت نکرد.امام حسین(ع) در زمان خود دارای تجهیزات و نفرات بسیار کمتری نسبت به ساز و برگ فراوان دشمن خود بودند.

اما این باعث احساس کوچک شمردن خود و بزرگ شمردن دشمن در ایشان و یاران نشان نشد.امام حسین(ع) با آموختن این درس که حتی در سخت ترین شرایط و با حداقل امکانات به همه مسلمانان بلکه به همه آزادگان عالم٬این درس را داد که اگر شرف انسان و آرمان های انسان و برای مسلمانان٬دین آنان در معرض خطر قرار گرفت٬دفاع از این دین و سرزمین در سخترین شرایط و با حداقل مقدمات یک فریضه اسلامی و انسانی است.

حزب الله در شرایطی این دفاع را انجام داد که در آن موقعیت تنها بود٬برخی سران مزدور٬خائن٬به همراه تعدادی از علمای نادان و خشک مغز بر علیه دفاع مشروع حزب الله موضع گرفته و این دفاع را نوعی ماجراجویی دانستند که این خود باعث سفّاک تر شدن اسراییل در کشتار مردم لبنان شد.

سید حسن نصرالله دبیر کل حزب الله لبنان در زمان جنگ با بیان این مطلب که ما هیچ چشم انتظار کمکهای مادی و معنوی شما نیستیم و البته با این موضع گیری شما هرگز دست از دفاع مشروعمان نمی کشیم همان نکته ای را یاد آور شد که امام حسین(ع) نیز در آن شرایط تاریخی قرار گرفته بودند ولی هرگز از ادامه راه باز نماندند .

درس مقاومت امام حسین(ع) فراموش نشدنی است.حزب الله تنها ماند و اینها را می دانست و در آن شرایط  عجیب مقاومت کرد٬اگر در آن شرایط نیز حزب الله به پیروزی نمی رسید ولی دفاع حسینی وار حزب الله  و فرو ریختن هیمنه پوشالی رژیم صهیو نیستی و به دنبال آن ریختن ترس ملتهای  منطقه از طبل تو خالی استکبار به رهبری امریکا و همچنین نمایان شدن چهره حقیر دولتهای دست نشانده عربی دارای ارزش والایی است.

زیارت

زیارت دیداریست مشتاقانه٬باحضور در پیشگاه آنکه دوستش داریم و بزرگش می شماریم.زیارت حضور در اماکن مقدسه است و رویارویی با اولیای خدا و ائمه دین که با حرکتی از شهر و دیار به شوق دیدار شروع می شود٬حرکتی ضاهراْ در مکان و به حقیقت در دل و جان.زیارت حضور جسم است در برابر خلیفه اللهِ در زمین،راهنمای عالم ظاهر و باطن روشنگر راه زندگی و مشعل فروزان در مسیر الی الله.زیارت برقرار کردن ارتباط قلبی است با حجت خدا.قرار دادن خویشتن خویش است درحوزه روحانیت و فیض بخشی امام و انسانی است متعالی و خدانمای٬با ابعاد وجودی گسترده٬که بار معنویتش را از آفریدگار می گیرد و واسطه رحمت و خیر رسانی است به آفریده ها.زیارت حضور در مشهد اهلبیت(ع) است و تجلیل و تکریم شهید.یعنی جان باخته در راه خدا و زنده به حیات ابد... .

بسیاری از شما که این نوشته را می خوانید به زیارت یکی از امامان معصوم(ع)در ایران،عراق،یا عربستان رفته اید.شاید بهترین لحظه زندگی یک مسلمان شیعه وقتی است که برای زیارت در کنار یک امام معصوم(ع)باشد.

وقتی قدم به قدم به مضجع این طاهرین نزدیک می شویم ،انگار از دنیای خاکی قدم به افلاک می گذاریم.از غم ها و دلواپسیهای دنیا رها می شویم.دنیا در پشت سرمان حقیر و پست است.در این لحظات خدا را با تمام وجودمان حس می کنیم،نزول رحمت الهی تمام وجودمان را دربرمی گیرد.به یاد گناهان گذشته خود شرمگین می شویم.واین امام معصوم را که پناه خلقند را واسطه فیض٬بین خود و خداوند قرار می دهیم.

خود را در برابر معدن رحمت حق و گنجهای علم و معرفت الهی و صاحبان مقام حلم و اصول صفات کریمه می بینیم.و حضور ملائک را در کنار مضجع شریف آن امام معصوم احساس می کنیم.در کنار چراغ هدایت٬وجودمان در این نورانیت ذوب می شود.

هر که می خواهی یا هر که بودی باش ٬همه در برابر این اقیانوس قطره ایم وحالا خود را متصل به این اقیانوس می بینیم.این وجود نورانی خوب ما را می شناسد٬نگرانمان بوده ٬برایمان دعا کرده است٬بسیاری از بلاها را از سرمان دور کرده است٬از پدر و مادر دلسوزتر به ما بوده٬ما هیچ گاه این مهربانی را درک نمی کنیم٬طبیعی است ما قطره ایم و آنها دریا.

گاهی فرزندی بیماری لاعلاجی می گیرد٬طبیبان عاجز از درمان این بیماری می شوند،مرگ او حتمی است٬شمع وجود این فرزند ذره ذره در پیش چشمان پدر و مادر آب می شود و آنها کاری از دستشان ساخته نیست اما به واسطه ی معصومین (ع) که،البته آنها نیز شفای او را از خدا خواسته اند آن فرزند شفا می گیرد.چقدر محبان خود را دوست دارند.

در شبی تاریک بر روی دریای طوفانی با موجهای سهمگین که باد٬باران و رعد و برق عالم را تیره و سرخ می کنند٬یک کشتی گرفتار این طوفان،در تلاش برای نجات است.در این تاریکی چگونه به سوی ساحل نجات بیاید در حالی که امکان برخورد به سنگها و موانع دارد.لحظات مرگ و زندگی است٬نا امیدی همه را فرا گرفته است کشتی در آستانه غرق شدن است.در این لحظات پر اضطراب ناگهان نوری از سوی ساحل نجات همه جا را روشن می کند٬نوری که زندگی می بخشد و امید را به ارمغان می آورد٬موانع و صخره ها نمایان می شود٬راه نجات پیدا می شود٬ان نور کشتی را همراهی می کند تا به ساحل آرامش برسد.

امام معصوم نقش همین نور را دارد.وقتی انسانهای گرفتار در تاریکی ها و منجلاب دنیا و آنهایی که در آستانه گمراهی هستند٬و آنهایی که در برابر راههای متعدد شیاطین انسی و جنی و دامهای آنها حیران هستند٬این امام معصوم است که با گفتار خود که بر گرفته از قرآن است٬و عمل خود که منطبق باسنت پیامبر(ص) است باهدایت های آسمانی خویش همه رادرصراط مستقیم الهی قرارمی دهد.دست کسانی که در باتلاق دنیا فرو رفته اند،گرفته و بیرون می کشندوانسانهای تشنه هدایت را درمسیر رستگاری قرارمی دهند.

در این مسیرشیاطین٬مستکبرین ٬حاکمان زر و زور و گمراهان نمی توانند این انوار هدایت را تحمل کنند و به مبارزه با آنها بر می خیزند.چون منافعشان به خطر افتاده است ٬چون بقای آنها در گمراهی و عقب ماندگی انسانهاست.اما امامان معصوم (ع)در برابر تمام این سختیهاایستاده اند و برای رضای خدا صبر می کنند و همه این مشقات را با جان می خرند تاانسانهاآزادباشند٬تا انسان اسیر خاک قدم برافلاک بنهد.

نوشته شده با محوریت زیارت جامعه کبیره.