نظام ولایت فقیه ؛ اثبات،ساختار و نقش آن در حاکمیّت اسلامی
اثبات و تحقق حکومت و ولایت اسلامی و ولایت فقیه در جامعه
ولایت فقیه،امتداد و استمرار ولایت ائمه اطهار(ع) و نبی اعظم(ص) است.اسلام رهبری امّت را به فردی واجد صلاحیتهای ویژه سپرده است و از آن با امامت و ولایت نام برده است تا علائق معنوی و عاطفی و پیوند عمیق بین این رهبری و مردم را به تمامیّت نشان دهد.
امامت و ولایت خط و جهت گیری صحیح جامعه در تمامی ابعاد را نشان می دهد و هر انحرافی در برابر این اساسی ترین محور سلامت،سنجیده می شود.انقلاب اسلامی،نظام سیاسی مبتنی بر ولایت فقیه را تثبیت و در عمل کارایی بی نظیر آن را اثبات نمود.
این،یکی از افتخارات جمهوری اسلامی است که توانسته ولایت اسلامی را پیاده کند.ما هنوز نتوانسته ایم خیلی از احکام اسلامی را به طور کامل تحقق ببخشیم.یک جامعه،تا به طور کامل اسلامی بشود،زمان زیادی لازم است؛لیکن بحمدالله مسأله حکومت و ولایت،در جامعه اسلامی ما تحقق بخشیده شد.شکل اسلامی،علی رغم طرد و نفی و بُغض و عِناد قدرتهای جهانی،در جامعه ما پیاده شد.دشمنان اسلام،مخالفت هم کردند؛امّا بحمدالله روز به روز در جامعه ما،ثابت تر و درخشان تر و ماندگارتر شده است.1
من به همه ی ملّت،به همه ی قوای انتظامی،اطمینان می دهم که امر دولت اسلامی،اگر با نظارت فقیه و ولایت فقیه باشد،آسیبی بر این مملکت نخواهد وارد شد.گویندگان و نویسندگان نترسند از حکومت اسلامی،و نترسند از ولایت فقیه.ولایت فقیه آن طور که اسلام مقرر فرموده است و ائمه ما نصب فرموده اند به کسی صدمه وارد نمی کند؛دیکتاتوری به وجود نمی آورد،کاری که بر خلاف مصالح مملکت است انجام نمی دهد،کارهایی که بخواهد دولت یا رئیس جمهور یا کسی دیگری بر خلاف مسیر ملّت و بر خلاف مصالح کشور انجام دهد،فقیه کنترل می کند،جلوگیری می کند.2
به حرفهای آنهایی که بر خلاف مسیر اسلام هستند و خودشان را روشنفکر حساب می کنند و می خواهند ولایت فقیه را قبول نکنند [اعتنا نکنید] اگر چنانچه فقیه در کار نباشد،ولایت فقیه در کار نباشد،طاغوت است،یا خدا،یا طاغوت،یا خداست،یا طاغوت.اگر با امر خدا نباشد،رئیس جمهور با نصب فقیه نباشد،غیر مشروع است،وقتی غیر مشروع شد،طاغوت است؛اطاعت او اطاعت طاغوت است؛وارد شدن در حوزه ی او وارد شدن در حوزه ی طاغوت است.طاغوت وقتی از بین می رود که به امر خدای تبارک و تعالی یک کسی نصب بشود.
شما نترسید از این چهار نفر آدمی که نمی فهمند اسلام چه است؛نمی فهمند فقیه چه است؛نمی فهمند که ولایت فقیه یعنی چه.آنها خیال می کنند که یک فاجعه به جامعه است! اینها اسلام را فاجعه می دانند،نه ولایت فقیه را.اینها اسلام را فاجعه می دانند،ولایت فقیه فاجعه نیست.ولایت فقیه،تَبَع اسلام است.3
نظام ولایت فقیه و نقش آن در حاکمیت اسلامی
از اوّل انقلاب اسلامی و پیروزی انقلاب و تشکیل نظام اسلامی،بسیار سعی کرده اند مسأله ولایت فقیه را نادرست،بد و برخلاف واقع معرفی کنند؛برداشتهای خلاف واقع و دروغ و خواسته ها و توقعات غیر منطبق با متن نظام سیاسی اسلام و فکر سیاسی امام بزرگوار.
این که گاهی می شنوید تبلیغاتچیهای مجذوب دشمنان این حرفها را می پراکنند،مربوط به امروز نیست؛از اوّل،همین جریانات و دست آموزها و تبلیغات گران این حرفها را مطرح می کردند.عده ای سعی می کنند ولایت فقیه را به معنای حکومت مطلقه فردی معرفی کنند؛این دروغ است.
ولایت فقیه – طبق قانون اساسی ما – نافی مسؤولیتهای ارکان مسؤول کشور نیست.مسؤولیت دستگاههای مختلف و ارکان کشور غیرقابل سلب است.ولایت فقیه،جایگاه مهندسی نظام و حفظ خط و جهت نظام و جلوگیری از انحراف به چپ و راست است؛این اساسی ترین و محوری ترین مفهوم و معنای ولایت فقیه است.
بنابراین ولایت فقیه نه یک امر نمادین و تشریفاتی محض و احیاناً نصیحت کننده است – این طوری که بعضی از اوّل انقلاب این را می خواستند و ترویج می کردند – نه نقش حاکمیت اجرایی در ارکان حکومت دارد؛چون کشور مسؤولان اجرایی،قضایی و تَقَنُینی دارد و همه باید بر اساس مسؤولیت خود کارهایشان را انجام دهند و پاسخگوی مسؤولیتهای خود باشند.
نقش ولایت فقیه این است که در این مجموعه پیچیده و درهم تنیده تلاشهای گوناگون نباید حرکت نظام،انحراف از هدفها و ارزشها باشد.نباید به چپ و راست انحراف پیدا شود.پاسداری و دیده بانی حرکت کلی نظام به سمت هدفهای آرمانی و عالی اش،مهم ترین و اساسی ترین نقش ولایت فقیه است.
امام بزرگوار این نقش را از متن فقه سیاسی اسلام و از متن دین فهمید و استنباط کرد؛همچنان که در طول تاریخ شیعه و تاریخ فقه شیعی در تمام ادوار،فُقَهای ما این را از دین فهمیدند و شناختند و به آن اذعان کردند.البته فقها برای تحقق آن فرصت پیدا نکردند،امّا این را جزو مسلّمات فقه اسلام شناختند و دانستند؛و همین طور هم هست.
این مسؤولیت بسیار حساس و مهم،به نوبه ی خود،هم از معیارها و ضابطه های دینی و هم از رأی و خواست مردم بهره می برد.یعنی ضابطه های رهبری و ولایت فقیه،طبق مکتب سیاسی امام بزرگوار ما،ضابطه های دینی است؛مثل ضابطه کشورهای سرمایه داری،وابستگی به فلان جناح قدرتمند و ثروتمند نیست.
آنها هم ضابطه دارند و در چارچوب ضوابطشان انتخاب می کنند،امّا ضوابط آنها این است،جزو فلان باند قدرتمند و ثروتمند بودن،که اگر خارج از آن باند باشند،ضابطه ندارند.
در مکتب سیاسی اسلام،ضابطه،اینها نیست؛ضابطه،ضابطه معنوی است.ضابطه عبارت است از علم،تقوا و درایت،علم،آگاهی می آورد؛تقوا،شجاعت می آورد؛درایت،مصالح کشور و ملّت را تامین می کند؛اینها ضابطه های اصلی است بر طبق مکتب سیاسی اسلام.کسی که در آن مسند حساس قرار گرفته است،اگر یکی از این ضابطه ها از او سلب شود و فاقد یکی از این ضابطه ها شود،چنانچه همه مردم کشور هم طرفدارش باشند،از اهلیت ساقط خواهد شد.رأی مردم تأثیر دارد،امّا در چارچوب این ضابطه.4
ولایت فقیه که همان ولایت رسول الله است
ولایت فقیه،ولایت بر امور است که نگذارد این امور از مجاری خودش بیرون برود.نظارت کند بر مجلس،بر رئیس جمهور،که مبادا یک پای خطایی بردارد.نظارت کند بر نخست وزیر که مبادا یک کار خطایی بکند.نظارت کند بر همه ی دستگاهها،بر ارتش،که مبادا یک کار خلافی بکند.جلو دیکتاتوری را ما می خواهیم بگیریم،نمی خواهیم دیکتاتوری باشد،می خواهیم ضد دیکتاتوری باشد.ولایت فقیه،ضد دیکتاتوری است،نه دیکتاتوری.5
قضیه ی ولایت فقیه یک چیزی نیست که مجلس خبرگان ایجاد کرده باشد.ولایت فقیه یک چیزی است که خدای تبارک و تعالی درست کره است.همان ولایت رسول الله هست.6ولایت فقیه برای مسلمین یک هدیه ای است که خدای تبارک و تعالی داده است... این ولایت فقیه هست،ولایت فقیه برای شما یک هدیه ی الهی است.7
این که در این قانون اساسی یک مطلبی – ولو به نظر من یک قدری ناقص است و روحانیت بیشتر از این در اسلام اختیارات دارد و آقایان برای این که خوب دیگر خیلی با این روشنفکرها مخالفت نکنند یک مقداری کوتاه آمدند – این که در قانون اساسی هست،این بعض شؤون ولایت فقیه هست نه همه ی شؤون ولایت فقیه،و از ولایت فقیه آن طوری که اسلام قرار داده است،به آن شرایطی که اسلام قرار داده است،هیچ کس ضرر نمی بیند.
یعنی آن اوصافی که در ولیّ است،در فقیه است که به آن اوصاف خدا او را ولیّ امر قرار داده است و اسلام او را ولیّ امر قرار داده است با آن اوصاف نمی شود که یک پایش را کنار یک قدر غلط بگذارد.اگر یک کلمه دروغ بگوید،یک کلمه،یک قدم برخلاف بگذارد آن ولایت را دیگر ندارد.
استبداد را ما می خواهیم جلویش را بگیریم.با همین مادّه ای که در قانون اساسی است که ولایت فقیه را درست کرده این استبداد را جلویش را می گیرند.آنهایی که مخالف با اساس بودند می گفتند که این استبداد می آید.استبداد چی می آورد.استبداد با آن چیزی که قانون تعیین کرده نمی آورد.8
پی نوشت ها
1- رهبر معظّم انقلاب اسلامی،دیدار با مسؤولان و کارگزاران نظام اسلامی،به تاریخ 20/4/1369.
2- حضرت امام خمینی،صحیفه امام،ج 10،ص 58.
3- همان،ص 221.
4- رهبر معظّم انقلاب اسلامی،مراسم سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی(ره)،به تارخ 14/3/1383.
5- حضرت امام خمینی،صحیفه امام،ج 10،ص 311.
6- همان،ص 308.
7- همان،ج 10،ص 407.
8- همان،ج 11،ص 464.
منبع : ساخت حقیقی و حقوقی نظام جمهوری اسلامی ایران – مؤسسه فرهنگی هنری قدر ولایت.

کانال پرتو اشراق در تلگرام