شاخصهای اصولگرایی - (بخش دوم)

«شاخصهای هویت اسلامی بایستی معلوم باشد: شاخص عدالت طلبی، شاخص ساده زیستی مسئولان، شاخص کار و تلاش مخلصانه، شاخص طلب و پویایی علمی بی وقفه، شاخص ایستادگی قاطع در مقابل طمع ورزی و سلطه ی بیگانگان، شاخص دفاع از حقوق ملّی».

ادامه نوشته

شاخص های اصولگرایی - (بخش اوّل)

نظام سلطه بین المللی، آرمانها و مشخصه های نظامی سیاسی این ملّت را تحت عناوین مختلف به باد تهاجم تبلیغاتی گسترده خود قرار داده است. این نظام نیز ویژگی ها و اصول نظام سیاسی، اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی خود را به طور روشن تبیین و بیان نموده و بر آن پای فشرده است.

هرگاه پای فشاری مسئولین و مردم بر این اصول بیشتر شده، بدگویی ها و فشار روانی، نرم و خشن دشمن بیشتر شده است و هرگاه به واسطه ی رفتار و سیاست های برخی مسئولین، احساس کوتاه آمدن از این اصول شده است، دشمن نیز به لبخند و تشویق و هلهله پرداخته است؛ مثل دوره ی دولت موقت یا ریاست جمهوری بنی صدر و دوران دولت اصلاحات.

نظام جمهوری اسلامی، یک نظام اصولگراست. یعنی بر قواعد و پایه های اعتقادی، ایمانی، عقلانی و مبتنی بر فرهنگ غنی اسلامی و ملی استوار است. اباحه گری یعنی رویگردانی جزئی یا کلّی از این قواعد و اصول، شکلی از نظام اسلامی را به وجود می آورد که خوشایند قدرتهای سلطه گر غربی است.

یعنی اسلام آمریکایی و اسلام اُموی، مثل کشورهای مرتجع عربی و غیر عربی که غرب با آنها هیچ مشکلی ندارد. در طول سی سال انقلاب اسلامی، چرا هرگاه صدایی مبنی بر عدول از این اصول بلند شد آمریکا و دیگر کشورهای سلطه گر غربی و صهیونیست ها با تمام وجود از آن صداها حمایت کردند؟!

این اصول است که مرز بین جمهوری اسلامی ناب را با سایر نظامهای وابسته – ولو با ظاهر اسلامی- روشن می سازد. بایستی به این اصول در سیاستهای خارجی و داخلی از سوی مسئولین و مردم توجه کافی بشود. چرا امام می فرمود اگر دیدید مسئولین از طبقه متوسط و محرومیت چشیده به سوی طبقه مرفه و بی درد گرایش پیدا کردند، آن روز این انقلاب در خطر انحراف و سقوط است؟

چرا امام فرمود نگذارید این انقلاب به دست نامحرمان و نااهلان بیافتد و خود شماری از این نااهلان مثل نهضت آزادی یعنی لیبرالها و برخی روحانی نمایان بدتر از ساواکی را معرفی کردند؟ برای این که اینها اصول انقلاب و شاخصهای اصولگرایی را زیر پا می گذارند و کشور را دو دستی تقدیم آمریکا و صهیونیسم بین الملل می نمایند که داشتند همین کار را هم می کردند، اگر امام آن طور مردانه و با قاطعیت در مقابل جریان ملی گرایی و جریان نفاق اسلامی نایستاده بود!

ادامه نوشته

بررسی حلالیت «تبـرّک» در نزد مسلمین و حرمت آن در نزد وهّابیان – بخش دوّم

محمّد طاهر مکّی می گوید: «تبرّک به آثار پیامبر(ص) سنّت صحابه بوده است که این سنّت را تابعین و صالحین مؤمن نیز دنبال نموده اند. تبرّک به آثار پیامبر(ص) در عصر آن حضرت واقع شد و حضرت بر کسی انکار نکرد و این خود دلیل قاطعی بر مشروعیت تبرّک است؛ زیرا اگر این چنین نبود پیامبر(ص) مردم را از آن نهی می کرد؛ خصوصاً با در نظر گرفتن این نکته که غالب صحابه ایمان قوی داشته و تابع دستورهای پیامبر اکرم(ص) بوده اند».

ادامه نوشته

بررسی حلالیت «تبـرّک» در نزد مسلمین و حرمت آن در نزد وهّابیان – بخش اول

 

تبرّک به صالحین و اخیار از امّت و اماکن و مشاهد مقدسه و آثار وابسته به آنان، از ناحیه ی وهّابیان به شدت انکار شده و آن را از مصادیق شرک شمرده اند و با کسانی که قصد تبرّک جستن از آثار انبیاء و صالحان را داشته باشند، مقابله و مبارزه می کنند. از همین رو، تبرّک یکی از مسائل اختلاف برانگیز بین وهّابیان و مسلمین است. به همین جهت جا دارد که در این مسئله دور از تعصّبات و جنجال ها بحث نماییم تا حقیقت مطلب روشن گردد.

ادامه نوشته