حرف مادرمان فاطمه(س) چه بود؟
لا تُصَلّی عَلَیَ اُمَّةٌ نَقَضَت عَهدَ الله وَ عَهدَ ابی رسول الله فی امیرالمؤمنین عَلیٌ(ع)...
امّتی که عهد و پیمان خدا و پیامبرش را در ولایت و رهبری علی(ع) شکستند و نادیده گرفتند حق ندارند بر پیکر من نماز بگزارند... آنها که نسبت به حقّ ما ظلم روا داشتند و ارث مرا غاصبانه تصرّف کردند و سند مالکیّت فدک را که پدرم برایم نوشته بود از دست من ربودند و به آتش کشیدند.آنها که گواهان و شاهدان مرا تکذیب نمودند.
سوگند به خدا که گواهان من حضرت جبرئیل و میکائیل و امیرالمؤمنین علی(ع) و امّ ایمن بودند.آنها که در روز یاری و حمایت از ما در خانه های خود خزیدند و دست از یاری ما کشیدند.امام علی(ع) مرا همراه با فرزندانم حسن(ع) و حسین(ع) شب و روز برای بیداری امّت غفلت زده به خانه های مهاجر و انصار می برد و من آن ها را نسبت به خدا و پیامبر و حقوق الهی هشدار می دادم و می گفتم:به ما اهل بیت ظلم روا مدارید و حقّ مسلمی را که خدا به ما بخشیده است غصب نکنید.
در تاریکی شب جواب مساعد می دادند که شما را یاری می کنیم؛اما در روز روشن دست از یاری ما بر می داشتند! تا آنکه به خانه ی ما هجوم آوردند و با جمع آوری هیزم فراوان و آتش زدن آن خواستند خانه را و ما را که در آن بودیم در آتش بسوزانند.
آیا چنین امّتی سزاوار است که بر من نماز بگذارند؟1
آنچه خواندید،فرازی از وصیّت و پیام حبیبه خدا،پاره ی تن رسول خدا(ص) خطاب به امیرالمؤمنان(ع) بود.همان بانویی که پس از رحلت پیامبر(ص) تا هنگام شهادت خنده بر لبان مبارکش ندیدند.همان بانویی که فرزند به دنیا نیامده اش را قربانی ولایت کرد.در برابر هجوم نامردمان به خانه ی امیرالمؤمنین(ع) سینه سپر نمود.
خون سینه ی مبارکش بر زمین ریخت.بین در و دیوار استخوان هایش در هم شکست.تازیانه های دشمن را بر پیکر لطیف،نحیف و داغ دیده اش تحمّل کرد.از ضربت غلاف شمشیر،بازویش را شکستند.از ضربت سیلی دشمن در میان کوچه ها نقش زمین شد.در عُنفوان جوانی و در بهار زندگانی با داشتن چهار فرزند خردسال از خداوند طلب مرگ کرد:«یا ربّ اِنّی قد سَئمتُ الدنیا و تَبَرَّمتُ باهل الدنیا فَاَلحِقنی بابی الهی عجّل وفاتی سریعاً : پروردگارا! از زندگی خسته و روی گردان شده ام و از بندگان دنیا بلاها و مصیبت های ناگوار دیدم.خدایا مرا به پدرم متّصل گردان و مرگ مرا زود برسان...».2
همان بانویی که با گریه های مداومش خواب راحت را از چشم ظالمان زمانش گرفت و در پاسخ به درخواست آن ها که «یا شب گریه کن یا روز» فرمود:«فوالله لا اسکت لیلا و لانهاراً اَو الحَقَ بابی رسول الله:سوگند به خدا،هرگز سکوت نمی کنم نه در شب و نه در روز (گریه های مداوم را تعطیل نمی کنم) تا این که به پدرم رسول الله(ص) ملحق گردم».3
همان بانویی که پس از وفات پیامبر(ص) یک تنه در مقابل جریان غصب و نفاق ایستادگی کرد؛جهادها نمود،خطبه ها خواند،درب خانه ها کوبید،اشک ها بارید،ناله ها سر داد،افشاگری ها کرد،عواقب شوم و دردناک پیمان شکنی و وانهادن حجّت خدا را برشمرد؛فرمود که از این پس از پستان شتر خلافت به جای شیر،خون خواهید نوشید (امری که در جای جای جهان اسلام قابل مشاهده است!) از مهاجر و انصار یاری طلبید؛احتجاج ها کرد؛شِکوه ها نمود...و بالاخره با وصیّت به امیرمؤمنان علی(ع):
یا علی! مرا شبانه غسل بده،شبانه کفن کن و شبانه به خاک بسپار.«وَ لاتُعلِم قَبری اَحَداً:و قبر مرا به هیچ کس اطّلاع نده تا مخفی بماند».4
تیر خلاص را برای همیشه بر قلب غاصبان و منافقان نشانید... .
امّا به راستی راز این گریه های طولانی چه بود؟ چرا تنها یادگار پیامبر(ص) از دنیا رفت در حالی که بر امّت پیامبر(ص) غضبناک بود؟ رمز مخفی ماندن قبر او تا هم اکنون چیست؟...همه ی حرف بانوی دو عالَم این بود که چرا مردم،غدیر خم را فراموش کردند:«اَنَسیتُم قَولَ رسولِ الله یومَ غدیر خم؟:آیا فراموش کردید سخنان رسول خدا را در روز غدیر خم؟».5
«فَما جَعَلَ الله لاحدٍ بعد غدیر خمّ من حجَّة و لاعذرٍ:پس از غدیر خم خداوند برای هیچ کس عذر و بهانه ای باقی نگذاشته است».6
همه ی مجاهدت ها و تحمّل آن همه مصیبت از سوی حضرت زهرا(س) به خاطر آن بود که حجّت زمان تنها و خانه نشین نگردد؛جانشین رسول خدا(ص)،مظلوم و منزوی نباشد؛ولیِّ خدا دست بسته و مأمور به صبر و سکوت نشود.امام بر حق و وصیّ پیامبر،بی یار و یاور نماند...اشک غریبانه ی ولیّ عصر و زمان در نخلستان ها و خارج از دیار و شهرها جاری نگردد؛صاحب زمین و زمان فراموش نگردد.
و امروز همان فاطمه(س) صاحب غدیر و حجّت خدا را در زمین تنها و غریب می بیند...جگر گوشه اش،منتقم مجتبایش،طالب خون حسینش و یوسف دّردانه اش را مظلوم،مهموم،طرد شده،بیابان گرد و صحرا نشین می نگرد.
نکند ما نیز چون اهل مدینه پیمان شکن و مورد غضب حضرت زهرا(س) باشیم؟ نکند ما نیز مسافر غریب دوران غیبت را از یاد ببریم.نکند ما نیز ساده و ساکت و بی تفاوت از کنار گریه ها و اشک های امام زمانمان بگذریم؟ نکند ما نیز در یاری امام زمان(عج) خویش کوتاهی کنیم.
دل شکسته تر از مادر...
یک سئوال ساده:برای امام زمان خویش چه کرده ایم؟...
از مرحوم علّامه میر جهانی(ره) نقل شده است:در عالم رؤیا،مادر مظلومه ام حضرت فاطمه زهرا(س) را دیدم و ایشان سه بیت شعر به زبان فارسی خواندند.وقتی بیدار شدم فقط یک بیت آن را به خاطر داشتم:
دلی شکسته تر از من در آن زمانه نبود در این زمانه دل فرزند من شکسته تر است7
آری! معصوم را فقط معصوم درک می کند و بس.عمق مصیبت معصوم را فقط معصوم می داند و می فهمد.می دانید چرا پس از شهادت حضرت زهرا(س) امیرمؤمنان(ع) به نخلستان های اطراف مدینه می رفت؛سر در چاه می کرد و درد دل با چاه می گفت؟ حال آن که سلمان،اباذر،مقداد و عمّار نیز در میان مردم بودند...
چون معصوم را فقط معصوم می شناسد و بس و امروز هم عمق مصائب و اوج غربت و تنهایی امام زمان(عج) را فقط مادر بزرگوارش و ائمه معصومین(ع) درک می کنند.اگر آن روز در مدینه ی پس از رسول خدا(ص) کسی راجع به وظیفه ی خود از حضرت زهرا(س) کسب تکلیف می کرد،بی تردید آن حضرت او را به مولای متّقیان ارجاع داده و می فرمود:دست از وصیّ بر حق پیامبر(ص) بر ندارید.
دامان علی(ع) را رها نکنید و دنبال دیگران نروید و امروز هم اگر کسی از ساحت قدس فاطمی(س) همین سئوال را بپرسد خواهد شنید که:مبادا فرزندم مهدی(عج) را فراموش کنید.نکند از غم و غصّه ها و دردها و گریه های امام زمانتان غافل بمانید...
آری! در مکتب فاطمه(س) باید امام شناسی آموخت.در فاطمیّه باید به امامت پرداخت چرا که فاطمیّه همچون عاشورا امامت را زنده می کند.
فاطمه ما را هدایت می کند رهبری سوی ولایت می کند
فاطمه دید از عدو آزارها کشته شد در راه حیدر بارها
می خواهی بدانی در کجای این معرکه ایستاده ای؟ می خواهی بدانی اگر آن روز در مدینه ی پیامبر(ص) حاضر بودی در کدامین صف قرار می گرفتی؟ می خواهی بدانی اگر در روز عاشورا «هل من ناصر» اباعبدالله(ع) را می شنیدی چه می کردی؟! به خود رجوع کن.
اوّلاً ببین با فاطمیّه چه می کنی؟
ثانیاً نگاه کن با امام زمان(عج) چه کرده ای؟
از این رو سزاوار است همه ی شیعیان در هر کجای عالم که هستند «فاطمیّه» را همچون «عاشورا» گرامی و زنده نگه دارند،لباس سیاه بر تن نموده،دستارهای عزا بر سر ببندند،بیرق های سیاه را برافراشته سازند،حسینیه ها،تکایا و منازل سیاه پوش کنند،به یکدیگر در این مصیبت عظمی تسلیت بگویند و در اقامه ی عزا و ابلاغ پیام فاطمه(س) که همان دفاع از امامت و ولایت است تمام توان و کوشش خویش را به کار گیرند و برای خوشنودی خاطر شریف آن حضرت و ادای وظیفه در قبال امام عصر(عج) برای تعجیل در ظهور منتقم زهرا(س) دعا نمایند.
پی نوشت ها
1- ارشاد القلوب؛263،علل الشرایع 176:1،بحارالانوار 204:43 به نقل از نهج الحیاة.
2- احقاق الحق 160:19،بحارالانوار،177:43.
3- بحارالانوار 177:43.
4- دلایل الامامة : 44،بحارلانوار،310:78.
5- الغدیر 197:1.
6- دلایل الامامة 38،خصال شیخ صدوق 173:1.
7- شیفتگان حضرت مهدی(عج) 160:1.
منبع : انتظار در مکتب فاطمه(سلام الله علیها) – دکتر علی هراتی.


بررسی علل و عوامل شهادت آن دُردانه ی خلقت چندان مهم و ضروری به نظر نرسد.شاید برای بعضی ها اهمّیّت فاطمیّه و ضرورت زنده نگه داشتن نام و پیام فاطمه ی اطهر(س) و لزوم اقامه ی عزا و سوگ آن بانوی دو عالم روشن نشده باشد.
دختر پیامبر(ص) سر مبارک را با پوشش کامل پوشانیده و لباس سراسری از روی لباس ها پوشیده بود.از شدت غم و ناراحتی جسمی،قامت فاطمه(س) راست نبود و لباس حضرت به زمین کشیده می شد و گاهی زیر پای مبارکش می رفت.با ورود بزرگ بانوی جهان فوراً بین زنان و مردان پرده ای زده شد،و حضرت با زنان همراه در آن سوی پرده قرار گرفتند و روی زمین نشستند.
الف-کتمان فضایل علی(ع) به وسیله ی کسانی که خود را خویشاوند پیامبر(ص) و منسوب به او می دانستند.ایشان به سبب حسدی که به علی(ع) داشتند،در کم فروغ جلوه دادن او از هیچ کوششی فرو گذار نبودند.
کانال پرتو اشراق در تلگرام