نمونه راستین یک زن مسلمان

فاطمه زهرا(سلام الله علیها)
خداوند از خشم فاطمه خشمگین و به سبب خشنودی او خشنود می شود؛«فاطمه پاره تن من است،هر کس او را بیازارد مرا آزرده؛آن کس که با او دوستی ورزد،با من دوستی ورزیده است».فاطمه قلب و روح من است؛فاطمه بانوی زنان دو جهان است؛این شهادت و نظایر آن در کتاب های حدیث و سیره به تواتُر از پیامبر(ص) نقل شده است.

پیامبری که از روی هوا سخن نمی گوید و تحت تأثیر روابط نسبی و سببی قرار نمی گیرد و از سرزنش نکوهش گران در راه خدا باکی ندارد.این گفتارها نشانگر تواضع پیامبر اسلام(ص) است که با دعوت خود عجین شده و برای مردم به مثابه الگو و نمونه ای در آمده است.تپش های قلب او و نگاه هایش و دست سودن و گام های تلاشگرانه و پرتوهای اندیشه اش،قول و فعل و تقریر او،تماماً تعالیم دینی و احکام خدا را می نمایاند.چونان چراغ های هدایت و راه های نجات است.

آن چه که از جانب رسول خدا(ص) بر سینه فاطمه زهرا(س) نقش بسته،با مرور زمان و تکامل جوامع و نیز با نگاه به مبدأ اساسی در اسلام،در این سخن پیامبر به فاطمه،که فرمود:«ای فاطمه برای آخرت خود بکوش که من نمی توانم در پیشگاه خداوند برای تو کاری کنم»،درخشندگی بیشتری به خود می گیرد.فاطمه زهرا(س) در واقع نمونه زنی  است که خدا می خواهد و پاره ای است از اسلام مجسم در وجود محمّد(ص).

زندگی اش برای مسلمان و انسان مؤمن در هر زمانی و مکانی به منزله اُلگویی چهره می نماید.به راستی شناخت فاطمه(س)،شناخت بخشی از کتاب رسالت الهی است،و پژوهش و تحقیق در حیات حضرتش،به مثابه تلاشی گسترده برای فهم اسلام و ذخیره ای ارزشمند برای انسان معاصر به حساب می آید.

نمونه راستین یک زن مسلمانبا آن که زنان مدینه بسیار تلاش کردند تا فاطمه را از ازدواج با علی(ع) به بهانه فقر آن حضرت و توجه او به جهاد و سختگیری اش در راه خدا منصرف کنند،وی از انتخاب خود دست نکشید.فاطمه(س) هشت سال با علی(ع) زندگی کرد و زندگی خوب این دو،زبانزد همگان گشت.فاطمه(س) فرزندانی چون حسن و حسین و زینب و ام کلثوم و محسن برای علی(ع) آورد.

مجموع عمر آن حضرت هجده سال و چند ماه بود،اما عمر کوتاه وی نمونه کاملی بود از زندگی یک زن کامل.تعالیم دینی به نمونه های بشری نیازمند است تا بتواند در قالب انسانی تجلّی و تجسم یابد و اجرای کامل آنها را تحقق پذیر گرداند تا بدین وسیله دین را از حالت ایده آلی و ذهنی بیرون آورده  به دایره واقعیت ها بکشاند و برای مردم جای هیچ عذر و بهانه ای باقی نگذارد.

زمانی رسول خدا(ص) آهنگ مباهله با مسیحیان نجرانی کرد،به موجب آیه کریمه:«فقل تعالو ندع ابناءکم و نساءنا و نساءکم و انفسنا و انفسکم ثم نبتهل فنجعل لعنت الله علی الکاذبین؛بگو بیایید تا ما پسرانمان و شما پسرانتان،ما زنانمان و شما زنانتان،ما خویشان نزدیک و شما خویشان نزدیک خود را بخوانیم،سپس(به درگاه خداوند)تضرّع کنیم و بخواهیم که لعنت الهی بر دروغگویان فرود آید».1

پیامبر(ص)کسانی را بدان میدان آورد که مردان و زنان و فرزندان اسلام به شمار می آمدند.آن حضرت،علی و فاطمه و حسن و حسین را برگزید و بدین گونه ایمان خود به خدا و نمایندگی خاندان خود را به عنوان الگوهایی کامل از آئینش،برای همگان آشکار ساخت.

اُمّ اَبیها
فاطمه جوان می خواهد در جهاد پدرش شرکت جوید.از این رو مخلصانه درصدد برمی آید تا کمبود عاطفی که به سبب از دست دادن پدر و مادرشان در دوران کودکی ناشی شده بود،پر کند.کمبودی که پیامبر(ص) را می آزرد و بر دل نازک و مشتاق محبّت و شیفته ی عاطفه او پدیدار می گردید.

پیامبر(ص) برای به انجام رساندن رسالت سنگین خویش و نیز رویارویی با محیط پر شقاوت خود،به مهربانی ها و ملاطفت های مادرانه بسیار نیاز داشت و آن حضرت این همه را در وجود فاطمه(س) پیدا می کرد.در تاریخ تنها نشان اندکی از این حالت های مادرانه ثبت شده است.اما همین چند مورد اندک به خوبی بیانگر موفقیت پیامبر(ص) با بهره مندی از این منبع سرشار محبّت فاطمه(س) است که می توانست پدر خود،محمّد(ص) را از جنبه عاطفی غنی سازد،به طوری که بتواند بدون کمترین دل نگرانی،سنگینی بار عظیم رسالت خویش بدوش گیرد.

تاریخ وقتی بر این مواضع تاکید می کند که می بینیم مکرراً از قول پیامبر(ص) نقل می شود که فاطمه(س) مادر من است.نیز می بینیم پیامبر(ص) با او چنان رفتاری دارد که گویا با مادرش رفتار می کند.دستان او را بوسه می زند و وقتی به مدینه باز می گردد،نخست به دیدار او می شتابد و هنگام عزیمت به جنگ ها و مسافرت ها با او وداع می کند و گویی از این چشمه بی زوال،عاطفه ای بیکران برای سفر خود بر می بندد.

تفصیل این ماجرا در کتب سیره نقل شده است.از سویی دیگر درمی یابیم که احساس پدری کردن پیامبر در پیوندهایش با فاطمه معنی می گیرد.وقتی آن حضرت به مردم فرمان می دهد که وی را با لقب «رسول الله» خطاب کنند و فاطمه از این فرمان تبعیت می کند،آن حضرت وی را از این باز می دارد و به دختر خود می گوید که وی را مانند گذشته با لفظ «پدر» خطاب کند.همچنین در تاریخ زندگی پیامبر اعظم(ص) می خوانیم که آن حضرت به هنگام برخورد با سختی ها و اندوه های بزرگ،بسیار به نزد فاطمه(س) می رفت.

وقتی در جنگ ها زخم بر می داشت،یا هنگام گرسنگی و فقر،تنها به خانه فاطمه می رفت.از یک سو فاطمه(س) مانند مادری مهربان به او ملاطفت و رسیدگی می کرد،بر زخم هایش مرهم می نهاد و دردهایش را سبک می کرد.و از سویی دیگر همچون  دختری،کمر به خدمت و اطاعت از پدر می بست و احتیاجات او را رفع می کرد.بدین گونه نقش فاطمه(س) در زندگی رسول خدا(ص) بسیار برجسته و عظیم جلوه گر است.

همسر علی(علیه السّلام)
حضرت علی(ع) می فرماید:«نزد رسول خدا رفتم.آن حضرت وقتی مرا دید،خندید و فرمود:ای ابوالحسن! چه شده؟ خویشاوندی ام را با آن حضرت و سابقه خود را در اسلام بیان کردم و از یاوری ها و جهادهایم با آن حضرت سخن گفتم.فرمود:علی! راست می گویی،بلکه تو بهتر از آنی که خود گفتی.سپس عرض کردم:ای رسول خدا! فاطمه(س) را همسر من قرار ده.فرمود:پیش از تو کسان دیگری نیز چنین درخواستی کرده بودند و من خواسته آنان را با فاطمه در میان گذاردم،اما در چهره او آثار نارضایتی مشاهده کردم.اما لختی درنگ کن تا باز گردم.

پیامبر به نزد فاطمه(س) رفت.فاطمه(س) بر پای ایستاد و ردای پیامبر(ص) را بر گرفت،نعلین از پای آن حضرت درآورد،و برای وضو آب آورد و به دست خود،پیامبر را وضو داد و دو پای آن حضرت را شست و آن گاه نشست.پیامبر به او فرمود:فاطمه! پاسخ داد:بلی...بلی ای رسول خدا!فرمود:علی پسر ابوطالب،کسی است که از مراتب خویشاوندی و فضل و اسلام او به نیکی آگاهی،اینک ازدواج با تو را پیشنهاد داده است.تو خود در این باره چه نظری داری؟ فاطمه(س) خاموش ماند ولی رویش را برنگرداند و رسول خدا نیز در چهره او آثار ناخشنودی مشاهده نکرد.پس آن حضرت برخاست،در حالی که می فرمود:الله اکبر،سکوت او قبول پیشنهاد است.سپس جبرئیل به نزد محمّد(ص) آمد و گفت:«ای محمّد! او را به همسری علی بن ابی طالب درآور که خدا او را برای علی و علی را برای او پسندیده است».

علی گفت:سپس پیامبر(ص)،فاطمه را به همسری من داد و پیش من آمد و دستم را گرفت و فرمود:«به نام خدا برخیز و بر برکت خدا بگو ماشاءالله لا حول و لا قوة الا بالله و توکلت علی الله».سپس دستم را گرفت و در کنار خود نشاند و آن گاه فرمود:«بار خدایا! این دو محبوب ترین مخلوقات در نزد من اند.پس تو هم این دو را دوست بدار و در نسل آن ها برکت قرار ده؛و از جانب خودت نگاهبانی بر آنان بگمار.این دو و فرزندانشان را از شر شیطان مصون بدار».

مراسم ازدواج به همین سادگی پایان پذیرفت.علی(ع) زره خود را مهریه فاطمه(س) قرار داد و بهای آن را صرف خرید اسباب و اثاثیه منزل کرد.مقداری معطرات،یک پیراهن به هفت درهم،یک مقنعه به چهار درهم،یک تن پوش بلند سیاه خیبری،تختی بافته شده از برگ های درخت خرما،دو بستر از کتان مصری که میان یکی از آن ها با برگ خرما و دیگری با پشم گوسفند پر شده بود،پرده ای پشمین،یک حصیر،یک دستاس،ظرفی مسین،مشکی از پوست،کاسه ای چوبین برای شیر و پاشیدن آب،یک ابریق،یک سبو و دو کوزه ی گلی تهیه نمود.

بدین ترتیب کار خرید جهیزیه و پرداخت مهریه به انجام رسید.فاطمه(س) به خانه علی(ع) که تنها یک اتاق داشت و متعلق به ام سلمه همسر پیامبر(ص) بود،نقل مکان کرد.علی بر فراز بلندی برآمد و فریاد زد:به میهمانی فاطمه بشتابید،مردم همگی به مجلس جشن ازدواج آن دو حاضر شدند و در شادی اهلبیت(ع) شرکت جستند.

فاطمه (س) زندگی تازه خود را در خانه علی(ع) آغاز کرد.کارهای داخل خانه را رتق و فتق می کرد.گندم ها را آسیاب می نمود و از آن ها خمیر می ساخت و سپس نان می پخت.علی(ع) نیز در کارهای منزل او را یاری می کرد.گاهی اوقات به خانه می رفت و شیر می دوشید و هیزم جمع می کرد و از چاه آب می کشید.

رسول خدا روزی میان آن ها به داوری نشست و کارهای خانه را بین آن دو تقسیم نمود.مسئولیت کارهای بیرون از خانه را به علی(ع) سپرد و کارهای داخل خانه را بر عهده فاطمه گذارد.چندی بعد فاطمه(س) صاحب فرزندانی شد و خود به تربیت و پرورش آن ها همّت گماشت و به کارهای آنان رسیدگی کرد.

فاطمه با عبارتی پوزش خواهانه که در واپسین دم حیات،علی(ع) را با آن خطاب کرده بود،زندگی کوتاه خود را به پایان رساند.او به علی(ع) گفت:«ای پسر عمو! تو مرا نه دروغگو یافتی و نه خیانتکار،و از هنگامی که به همسری تو درآمدم،با تو به مخالفت برنخاستم».

آن گاه زمانی که شنید علی(ع) به او می گوید:«پناه بر خدا! تو به خداوند داناتر بودی،نیکوکار و پرهیزگار و بزرگوار بودی و بیشتر از دیگران از خداوند پروا داشتی،مرا چه سود که تو را به خاطر مخالفت با من مورد توبیخ و سرزنش قرار دهم.به راستی دوری از تو بر من چقدر گران است»؛با آرامش خاطر،جان به جانه آفرین تسلیم کرد.

پی نوشت:
1-سوره آل عمران آیه 61.
منبع : مقدمه ی امام موسی صدر بر کتاب«فاطمه رهرا(س)» نوشته استاد سلیمان کتانی – ماهنامه فرهنگی اجتماعی خیمه – شماره 41 و40 – خرداد 1387.

14 محور فرهنگ فاطمی(س) درصحنه جامعه اسلامی

۱- فرهنگ خدا محوری
به تحقیق می توان گفت که یکی از زیباترین٬ملکوتی ترین٬مقدس ترین و در عین حال دست نیافتنی ترین و ناشناخته ترین رابطه ها٬رابطه فاطمه(س) با خداست.برای او همین افتخار بس که خداوند به پالایش اش همت گماشته است.فاطمه زهرا(س) در اطاعت پروردگار نمونه بود.هنگامی که از کارهای خانه فراغت می یافت به عبادت می پرداخت.به نماز٬تضرع و دعا به درگاه خدا٬دعا برای دیگران نه برای خود.اذکاری که به نام تسبیحات فاطمه زهرا(س) شهرت یافته و در کتابهای معتبر شیعه و سنی روایت شده است نزد مسلمانان معروف است.و آنان که خود را ملزم به سنت می دانند؛این تسبیحات را بعد از هر نماز می خوانند:سی وچهار بار الله اکبر٬الحمد الله  سی و سه بار و سی و سه بار سبحان الله.

۲- فرهنگ ولایت
از مهمترين تلاشهاى فاطمه(س) دفاع از مقام ولايت امير مؤمنان على(ع)است.فاطمه(س) در اين راه از على(ع) دفاع كرد٬نه به عنوان شوهرش،بلكه به عنوان مقام ولی امر مسلمين پس از وفات رسول خدا (ص) و هر كس غير از على(ع) هم مصداق اين مقام بود و به چنان روزى دچار مى شد مورد دفاع فاطمه(س) قرار مى گرفت.على(ع) از نظر فاطمه(س) مصداق نزول آيه «يا اَيُها الرّسولُ بَلِّغ ما اُنزِلَ اِلَيك منْ رَبّكِ»1بود و مورد رضايت رسول خدا (ص) در غديرخم كه «مَنْ كُنْتُ مَولاهُ فَهذا عَلِى مَوْلاه»2 و در حقانيت و شايستگى او براى مقام ولايت عين حديث رسول درباره اش كه«دارالحقُ مَعَهُ حَيْثُ دار»٬شکی نداشت. 

3- فرهنگ عفاف
حضرت زهرا(س) پاکدامن ترين زنی است که پای بر اين کره خاکی گذارده است.زهرا(س) الگوى مجسم يك بانوى اسلامى است.او حتی بر نامحرم کور،چهره می پوشاند و هيچ مکروهی را مرتکب نمی شود.آنچه كه او عمل كرد و موضع گرفت حجتى است براى همه زنان در جامعه اسلامى،زنان و دختران بايد سعی شان بر اين باشد که از فاطمه (س) عقب نمانند.على (ع)فرمود:«نزد پيامبر بوديم و او در منبر بود٬پرسيد:به من خبر دهيد و بگوئيد چه چيز براى زن از همه چيز بهتر است؟هر كس سخنى گفت و به نتيجه اى منجر نشد.مردم درمانده و متفرق شدند.من به نزد فاطمه(س) آمدم و سؤال پيامبر را تكرار كردم.فاطمه(س) فرمود:بهترين چيز براى زن اين است كه آنها مردى را نبينند و مردى هم آنها را نبيند»3 .خبر را به پيامبر برديم تحسین و تأكيد كرد و فاطمه(س) را در كنار گرفت و فرمود:«ذُرّيةً بَعْضُها مِنْ بَعْض»4.

۴- فرهنگ حضورفاطمه (س) از زنانى است كه در جامعه زندگى مى كند.او از ميان مردم برخاسته و با مردم است.سعى دارد با راه و روشى خاص كه مورد تأييد اسلام است و با انديشه اى نشأت گرفته از آن زندگى كند.او زنى عابده و مقدسه است ولى نه چون راهبان كه ترك دنيا و زندگى گويند و در گوشه محرابى،آن هم در معبدى خود را وقف و متوقف كنند.بلكه وارد جامعه مى شود،به اهتمام در امور اجتماعى مى پردازد و مى كوشد مشكل مردم را حل كند،به هدايت زنان بپردازد و بارى از دوش جامعه و زنان بردارد.

۵- فرهنگ ارزش خانه داری و شوهر داری
فاطمه(س) از كسانى نبود كه خانه دارى را كارى كوچك شمرد و يا خانه را به شوق اداره و منصبى ترك گويد و يا آن را محل و مركزى براى بلند پروازى خود قرار دهد.او به اين نكته آگاه بود كه كانون خانواده و اداره آن كمتر از اداره يك كشور نيست و حتى پايه كشوردارى به حساب مى آيد.و هم مى دانست و از زبان پيامبر(ص) شنيده بود كه خدمت در خانه و خانه دارى داراى اجر و حسنه است،حسنه اى كه هيچ كارى از زن با آن برابری نمى كند.
او مى دانست كه خانه سنگر است،پايگاه اجتماعى اعضاء است،همانند يك نهاد اجتماعى گرانقدر است و كارى براى زن از نظر ارزشمندى معادل خانه دارى نيست،بدين سان هم خود را به خانه دارى نهاد و اداره و مديريت آن و نيز تربيت فرزند را در آن به وجهى نيكو پذيرا شد.او در اين راه احساس خجلت و ننگى نداشت و از زير بار وظايف آن شانه خالى نمى كرد.مركزيت خانه اش در مسير تربيت فرزند،مشاوره و همدمى با على (ع) مهرورزى به اهل خانه بود،و حاصل چنين اقدامى؛فاطمه (س) را٬بيش از پيش محبوب كرد و او راضى به اين تقسيم كار پيامبر (ص) بود كه كار درون خانه از آن او و كار بيرون خانه از آن على (ع) باشد و خداى را بر اين امر سپاسگزار و شاكر بود.

۶- فرهنگ تربیت فرزند
حضرت زهرا (س) مهد تربیت مردان بزرگی چون امام حسن و امام حسین(علیهم السلام) و زنان تاثیر گذاری چون زینب کبری و ام کلثوم(سلام الله علیهما) بودند که در آغوش این بانوی متصل بین نبوت و امامت بزرگ شدند.امام حسن بُعد دیگر منشور فاطمه و فاطمه بنیان گذار قیام حسین است و زینب٬فاطمه کربلا و تجلی فاطمه در زینب عاشوراست.حسن از مادر آموخته که جز به مصلحت اسلام نیندیشد.فاطمه جلوه حق در کربلاست.شیر فاطمه در حسین می خروشد و خون فاطمه است که از حنجره حسین می جوشد.و زینب رسول فاطمه است.پیام فاطمه را می خواند و حضور فاطمه را در نهضت عاشورا فریاد می کشد.5

۷- فرهنگ دگر دوستی
كسى كه اين همه در زندگى شخصى بر خود سختگير است در راه خدا دستى گشاده دارد.مشى او مشى دورى از بخل و پذيرش و قبول ايثار است اگر چه خود بدان نيازمند باشند.او در زندگى شخصى با يك پيراهن و سرانداز قناعت مى كند تا زندگى فقيران را سر و سامان دهد،با شكم گرسنه مى خوابد تا در سر سفره يتيمان نانى باشد.ميزان بخشش او گاهى رقم هاى درشتى را تشكيل مى داد.از جمله گردنبند خود را در عروسى كه هديه دختر حمزه سيدالشهداء به او بود به پيرى بخشيد كه درخواست غذا و لباس و خرج سفر از رسول خدا (ص)کرده بود و پیامبر(ص) او را به سوى فاطمه (س) اعزام داشته بود. و يا در مواردى تنها سرانداز خود را به مستمندى داده و خود در خانه مى نشست.گاهى دستبند خود را هديه مى كرد،زمانى گوشواره اش را،گاهى هديه هاى گرانقيمتى را كه براى او مى آوردند.

۸- فرهنگ ایثارفاطمه (س) اهل جود است، اهل سخاوت است، اهل مواسات است و از آن مهمتر اهل ايثار است. فرزندان فاطمه (س) بر اثر نذرى كه شامل سه روزه بود از بيمارى رهائى يافتند. ايفاى به نذر لازم بود و فاطمه(س) و فرزندان و همسر او سه روز روزه گرفتند و شنيديد كه سه روز افطار خود را به مسكين و يتيم و اسير دادند و اين در راه حبّ خدا بود. (آيه 8 سوره انسان)او به ايثارى فراتر از حدّ مال اقدام كرد كه آن ايثار جان و ايثار سلامت خود بود،اگر مسأله اسلام نبود فاطمه (س) را با كتك خوردن چه كار؟و اگر دفاع از مقام ولايت و خلافت حقه اسلام نبود او را در بستر افتادن و درد كشيدن چكار؟او براى اسلام جان خود را از دست داد فرزند دلبندش را از دست داد.با دورنمائى كه فاطمه(س)از آينده دارد مى توان گفت حتى فاطمه(س)فرزندانش را براى ايثار در راه اسلام پرورش مى داد.مگر نه اين است كه او از شهادت حسين خبر دارد؟از مسموميت حسن و از اسارت زينبين مطلع است؟پس او آنها را نيكو مى پروراند تا ايثارگرانى خوب براى اسلام باشند و اين ايثار از همه ايثارهاى ديگر مهمتر است.

۹- فرهنگ امر به معروف و نهی از منکر
يكی از شيوه‌های مهم در موضوع نهی از منكر،آگاهی دادن به مردم از طريق آيات قرآن است٬زيرا بسياری از مردم در اثر عدم اطلاع از دستور‌های خداوند و آشنا نبودن به آيات قرآن،به سوی منكرات تمايل پيدا می كنند،اما اگر به آنان كاملاً توضيح داده ‌شود كه خداوند متعال چه كارهايی را دوست دارد و چه اعمالی را نمی‌پسندد،بسياری از مردم از ارتكاب منكر خودداری می‌كنند.به نمونه زير توجه كنيد:
عده‌ای در ستمی آشكار،فدك را كه پيامبر(ص) آن را برای حضرت فاطمه(س) به ارث گذاشته بود،از او گرفتند.استدلال اين افراد كژانديش اين بود كه پيامبران از خود مال دنيا به ارث نمی‌گذارند و بنابراين فدك به حضرت فاطمه(س) نمی رسد.امّا حضرت فرمود:شما كه می‌گوييد پيامبر ارث نمی ‌گذارد،به كتاب خدا بنگريد.در آنجا خداوند می‌فرمايد:«و ورث سليمان داود:سليمان از پدرش داود ارث برد»6 .و در سوره مريم از زبان زكريای پيامبر می‌فرمايد:«خداوندا! به من فرزندی عطا كن كه از من و آل يعقوب ارث برد»7.آنگاه حضرت فاطمه(س) به مردم حاضر در مسجد پيامبر(ص) فرمود:«ای مردمی كه به سوی باطل شتاب می کنيد و كردار زشت و بيهوده را ناديده می ‌گيريد،آيا به قرآن نمی نگريد كه مي‌فرمايد:«افلا يتدبرون القرآن ام علی قلوب اقفالها:آيا در قرآن نميیانديشيد يا آنكه بر دل‌های شما مهر زده شده است»8.

۱۰- فرهنگ اخلاق
ترجيحات فاطمه(س) در اين جنبه بسيارند.چه فراوانند حالات و روحياتى كه جزو  فاطمه اند و او در هيچ شرايطى آن را از دست نمى دهد.مثلاً در صدق و راستى كار او به جائى مى رسد كه عايشه همسر پيامبر(ص) درباره او مى گويد:پس از پيامبر كسى را از فاطمه(س) راستگوتر نديدم9.و او صداقت را بر كذب مرجح مى داند.او اهل جرأت و رشادت بود و هرگز جُبنى را در خود راه نداد و از واقعه اى هر چند زحمت آفرين وحشت نکرد.آن روز كه خصم بر در خانه اش هجوم آورد،او دست از هدف برنداشت،آن روز كه در مسجد؛دستگاه حكومت آن همه ارعاب و تهديد را روا داشت فاطمه (س) هرگز دم فرو نكشيد و حق سخن را ادا كرد.
در دعاى فاطمه(س) مى بينيم كه اين مناجات را دارد كه خداوندا عُجب و ريا،كيد و تجاوز،حسد و ضعف، شك و وهن،درد و مرض،خوارى و ذلت،مكر و خدعه،گرفتارى و فساد را از من دور ساز،و آنها را از چشم و گوش و جميع اعضایم بركن.زمام امور را بدست گير و به هر سئوالى كه مورد محبّت و رضاى تست ببر.
او همچنين زهد را بر دلبستگى به دنيا ترجيح مى داد و در طهارت روحى كارش به جائى رسيد كه چيزى نمى خواست،جز آنچه خدا بخواهد و دوست نمى داشت جز آنچه را كه خداى دوست بدارد.اخلاقش اسلامى و منبعث از قرآن و دستورات اسلام بود.                                                                                       

۱۱- فرهنگ دفاع از حق
اينكه فاطمه(س) درباره فدك ايستادگى مى كرد و به ابوبكر حجت می آورد نه بخاطر رغبت مالى نسبت به فدك بود،بلكه مى خواست حق به حق دار رسد،بدعتى در جامعه اسلامى پا نگيرد،و خليفه مسلمين خلاف اسلام و قرآن رأى ندهد.فدك مزرعه اى بيش نبود و اگر دنيایى را براى فاطمه(س) جواهر مى كردند او همچنان نسبت به آن بى اعتنا بود.او دلبستگى به مال نداشت تا براى فدك دست و پایى زند،مگر او نبود كه غذا و افطار خود را سه شب متوالى به نيازمندان داد؟ مگر او و همسر و فرزندانش نبودند كه مكرّر در مكرّر به ايثار پرداخته بودند؟ پس ديگر جاى چه بحث و سخنى است؟ ابوبكر هم مدعى بود كه مى خواهد درآمد آن را در راه خدا براى فقراى مسلمان خرج كند.در آن صورت جاى چه بحثى براى فاطمه(س) بود؟
پاسخ اين است كه اگر آنها قربةً الى الله چنين مى كردند و واقعاً حق را به حق دار مى سپردند فاطمه(س) گله اى نمى كرد،ولى داستان فدك بعنوان يك حربه سياسى بود و آنها مى خواستند با استفاده از آن حربه،على(ع) را فلج كنند و او را خانه نشين سازند و فاطمه (س) براى اين مسأله بود كه فرياد مى زد.معمولاً زنان در تضييع حق خود زود به خشم مى آيند و ممكن است خود را به هر آب و  آتشى بزنند.اما فاطمه(س) خود نگهدار بود و در دفاع از حقوق خود راه معقولانه اى در پيش گرفت.منطقى حرف زد،بحق حجت آورد،و خصم را به صداى منطقى به محاكمه كشاند.

۱۲- فرهنگ برخورد منطقی و استدلالیاز كارهاى مهم حضرت زهرا (س) آموزش راه و رسم دفاع در عقيده و ايمان است.اينكه افراد بايد مسلمان باشند يك مسأله است و جمع عظيمى آن را پذيرفته و مورد رعايت قرار مى دهند.اما اين هم نكته مهمى است كه افراد بتوانند از عقيده خود دفاع كنند و با استدلال طرف مخالف را قانع سازند.دو زن در امر دينى با هم مباحثه داشتند.كارشان از بحث به درگيرى كشيد.از اين دو زن يكى مؤمن بود و ديگرى معاند.فاطمه(س) دلايل درست را در اختيار زن مؤمن قرار داد تا بتواند در بحث پيروز شود و طرق مقابل را اقناع كند و هدايت فاطمه(س) اثر خود را گذارد و او در بحث خود پيروز و فوق العاده خوشحال شد.آنگاه فاطمه(س) كه از اين پيروزى خبر يافت به او فرمود:«سرور فرشتگان به پيروزى تو بيشتر از سرور و خوشحالى تو است و حزن و اندوه شيطان در شكست او بيش از حزن و اندوه آن زن است»10.زيرا بحث حق و باطل و پيروزى حق بود.

۱۳- فرهنگ خستگی ناپذیری در راه حق
فاطمه (س) را روحيه اى مقاوم است.در برابر شدت بادهاى حوادث خود را نمى بازد و نمى لرزد.از شرايط سخت و نامطلوبى كه در جامعه پديد مى آيد ناراحت و در اضطراب نيست.ممكن است وقایعی دل آدمى را بلرزاند و يا حادثه نامطلوبى او را تكان دهد.ولى مهم اين است كه آدمى در برابر چنین شرايطی از جاى كنده نشود.فاطمه(س) خط فكرى روشنى دارد و هدفى روشن تر٬مى داند براى چه مبارزه مى كند،براى چه درگيرى پديد مى آورد و چرا و به چه علتى خصم را به احتجاج و مخاصمه مى طلبد.بدين سان آن روز و ساعتى كه به امرى اقدام مى كند از پى آمد آن هم خبر دارد و بدين خاطر با تمام وجود در آن راه مى ايستد و ميدان را خالى نمى كند.

۱۴- فرهنگ بصیرت
فاطمه (س) به آن درجه از ايمان مى رسد كه باورش شده است٬خدا هست و شاهد اعمال است، انسان در برابر او متعهد و مسئول است باورش شده بود كه قيامت حق است،قبر حق است،صراط و ميزان حق است،بهشت و دوزخ راست است و ... در وصيتنامه اش مى خوانيم: اين وصيتى است كه فاطمه(س) دختر رسول الله(ص) آن را نوشته است.او گواهى مى دهد كه خدایى جز الله نيست.و گواهى مى دهد كه محمد(ص) فرستاده خداوند است.و گواهى مى دهد بهشت حق است و دوزخ نيز حق است.و گواهى مى دهد كه قيامت آمدنى است و در آن شكى وجود ندارد.و گواهى مى دهد كه خداى همه مردگان را بيدار و مبعوث مى كند.
اين باورها روان او را پر كرده و آثار آن در جوارح و اعضاء او ظاهر شده بود.رسول خدا (ص) در شأن ايمانش فرمود:«خداوند دل و اعضاى دخترم فاطمه (س)را از ايمان و يقين سرشار فرمود:«اِنَّ ابْنتى فاطِمه مَلاء اللّه قَلْبها وَ جَوارِحَها ايماناً وَ يَقيناً»11.او ايمان و يقينش به خدا و معاد به حدى است كه گویى جهان غيب را مى بيند،بهشت را با همه نعمتهايش و دوزخ را با همه عذاب و شكنجه هايش شهود مى كند.او در دعا و عبادت خود،در ارتباط و مناجات با خداى خود ترسان و نگران است،در حين مناجات با خدا و سخن گفتن با او دلش مى لرزد گویى مورد خطاب خدا با موسى (ع) است.

پی نوشت ها
1- آيه 67 سوره مائده.
2- الغدير ج 1.
3- كشف الغمه - منتهى الآمال ص 133 ج 1.
4- آيه 34 سوره آل عمران.
5- فاطمه ؛ راز آفرنش زن – سید مهدی شجاعی – ماهنامه خیمه،شماره 32و 31- فروردین و اردیبهشت 1386.
6- سوره نمل آیه 16.
7- سوره مریم آیه 6.
8- سوره محمّد آیه 12.
9- الغدير ص 316.
10- بحارالانوار ج 2 ص 8.
11- خصايص فاطميه (س) .
بخشی از سخنرانی حجت الاسلام و الملسلمین خاتمی امام جمعه موقت تهران – اردیبهشت 88 ،مراسم دعای ندبه مهدیه تهران .