فرصت ها و برنامه ریزی ها

ظریفی می گفت:«فرصت،به دست آمدنی نیست،به دست آوردنی است».و این،کلام حقّی است.چه بسیار کارها و برنامه ها و درس ها و مطالعات عقب مانده داری که در پی فرصتی مناسب هستی تا به آنها برسی.

امّا زمان می گذرد و این فرصت ناب و طلایی به دست نمی آید.ایّام هفته را به امید جمعه می گذرانی،و جمعه هم چون روزهای دیگر می گذرد.ایّام تحصیلی را به امید تعطیلات عید و تابستان به سر می بری،امّا ایّام نوروز و فرصت های تابستان هم سپری می شود،بی آنکه به کارهایت رسیده باشی!

اشکال کار کجاست؟
روشن است آن کسی که کار امروز را به فردا می اندازد،کار فردا را هم به پس فردا موکول می کند.رمز موفقیت بعضی ها در این است که هر کاری را به موقع انجام می دهند،برای همه اوقات خویش،برنامه دارند و فرصت های موجود را به تناسب کارهای مهم و مهم تر و لازم و لازم تر تقسیم می کنند،روی نظم،کار و مطالعه و تحقق می کنند و در نتیجه به همه کارهایشان هم می رسند.

این را مدیون «برنامه ریزی» برای اوقات و کارهایشان هستند.بزرگان نیز گفته اند که:«توزیعُ الوقتِ توسیع الوقت؛تقسیم بندی وقت،وسعت وقت می آورد».

شاید گاهی تو نیز در اندیشه کار و مطالعه ی با «برنامه» بوده ای،ولی به توفیقی دست نیافته ای.باید دید که کار،از کجا عیب پیدا کرده است؛و گرنه،اغلب بزرگان،اندیشمندان،مخترعان،محققان و پژوهندگان صاحب اثر و تألیف،توفیقات خویش را در سایه استفاده صحیح از فرصت ها و نظم در امور و برنامه داشتن در زندگی به دست آورده اند.

زمان،شتابان می گذرد.
چگونه می توان بر سرعت لحظه ها مهار زد و زمان را در اختیار خویش داشت؟ از خودم می پرسم:گم کردن یک «ساعت مچی»،کلی فکرت را پریشان کرده،ولی گم کردن یک «ساعت» از زمان عمرت چه؟

زیان کردن در یک داد و ستد یا خرید یک وسیله مثل کتاب و کفش،برایت غصه آور بوده است اما از کف رفتن فرصت ها و بی بهره سپری شدن عمر چطور؟

اصلاً معیار سود و زیان را در چه می بینیم؟
برای حسابگران دقیق،ساعت و روز هفته و ماه،معنا و مفهوم و ارزش و اعتبار بسیار دارد.در جدول محاسبه تو،«زمان» چه جایگاهی دارد و «فرصت»،چه قیمتی؟

عمر تو قیمتی تر از یک نوار ضبط صوت است.آیا هنگام ضبط صدا،سرود،سخنرانی،برنامه و درس،خالی گذاشتن نوار را نوعی خسارت نمی بینی؟ چرا! ولی ساعت ها و روزهای متوالی را که همین طوری می گذرد،بی آنکه در آنها،علمی،تجربه ای،رشد،پیشرفتی،سودی به دست آوری،چه؟

حرکت نوار کاست را می توانی با فشار دکمه ای متوقف کنی.حرکت نوار عمر را چطور؟ انسان،همیشه فارغ و آسوده،جوان و شاداب،سالم و با حوصله و مستعد و آماده نیست.گرفتاری ها،ضعف ها،بی حوصلگی ها،تحلیل رفتن قوا،کاهش استعدادها و... همه در انتظار است.بُرد،با کسی است که از دوران فراغت،برای ایّام گرفتاری بهره جوید و از ایّام جوانی و نشاط،برای دوره پیری و ضعف و سّستی و بی حالی ذخیره سازی کند.

و این برنامه ریزی می خواهد.خب! خواندنی بسیار است،ولی چه کتابی به خواندنش می ارزد؟ هزاران دیوان و مجموعه شعر است،ولی کدام را باید خواند یا حفظ کرد؟

از صبح تا شب،هم لحظات پرنشاط و با انرژی داری،و هم ساعات خستگی و کم حالی.در کدام ساعت باید مطالعه علمی و کارهای فکری کنی و در چه وقت،قصه بخوانی،جدول حل کنی،نقّاشی بکشی یا کاردستی بسازی؟!

فکر نمی کنی حیف است که بهترین و پرانرژی ترین ساعات را صرف کارهای کم ارزش کنی و برای فکر و تحقیق و مطالعه آثار سنگین،بی حوصله شوی؟ این یک خسارت آشکار است.به هر حال،تو و زمان،با هم در حال داد و ستد هستید.زمان از تو «عمر» و «فرصت»ها را می گیرد و تو در «ظرف زمان»،به تلاش و تحصیل و مطالعه و فراگیری و تجربه اندوزی و خودسازی می پردازی.

آیا آنچه به دست می آوری،با آنچه از دست می دهی برابری می کند؟ سودت بیشتر است یا زیانت؟می بری یا می بازی؟

این کلام حضرت امام علی(ع) را به یادگار داشته باش و آن را سرلوحه برنامه ریزی های خود قرار بده که فرموده است:«اللَیل و النَّهارُ یّعمََلانِ فیکَ فَاعمَل فیهِما و یأخّذانِ مِنکَ فخُذ منهما1؛شب و روز در تو عمل می کنند،پس تو هم در شب روز عمل کن».

شب و روز از تو می گیرند،تو هم از شب و روز بگیر.کلام نخستین را باز هم در فرجام سخن باز می گویم،که:رها گذاشتن فرصت ها،پیامدی تلخ،اندوه بار و حسرت انگیز دارد.برعکس،برنامه ریزی برای فرصت های روز و هفته و ماه و سال،ثمراتی شیرین به بار می آورد.

تا کی نشستن که «فرصتی مناسب» پیش آید؟! فرصت ها را تو باید پدید آوری،آن هم با شناختن قدر لحظه ها و بهره بردن به بهترین شکل از «سرمایه عمر».
برنامه ریزی را دست کم مگیر.

پی نوشت
1- غررالحکم،ص 151.
منبع: استاد جواد محدثی – دو ماهنامه فرهنگ و معارف مهدوی امان – شماره 36 – خرداد و تیر 1391.

نمودار | مفهوم انتظار در سخن معصومین (علیهم السّلام)

 

به مناسبت فرا رسیدن نیمه شعبان،سالروز ولادت موفورالسّرور امام عصر(عج)،گلچینی از سخنان راه گشای چهارده معصوم(ع) در مورد مفهوم انتظار،وظایف و خصوصیات یک منتظر واقعی،در قالب نمودار ارائه می شود.
این نمودار در ادامه مطلب برای دانلود در دسترس علاقمندان قرار دارد.

ادامه نوشته

آخرالزمان به روایت هالیوود

«امروز برجسته ترین و تواناترین مجموعه سینمایی دنیا در «هالیوود» است.شما ببینید هالیوود در خدمت چیست؟ در خدمت کیست؟ در خدمت کدام فکر و کدام جهت و کدام خواب برای بشریت بیچاره رو به رشد است؟... در خدمت اشاعه فحشا،اشاعه پوچی،اشاعه بی هویتی انسان،در خدمت خشونت،در خدمت مشغول کردن بدنه ملّتها به یکدیگر است...کی می خواهد با اینها مواجه شود؟ یک انسان،یک حزب و یک مجموعه نمی تواند.آن چیزی که می تواند در مقابل این امواج کشنده و کوبنده بایستد هویت عظیم جمعی بین المللی است».1

چند سالی است که منونایت ها و فراماسونرها و صهیونیست ها از طریق بنگاه فیلم سازی آمریکا یعنی هالیوود،تبلیغات جدیدی درباره وقوع آخرالزمان به راه انداخته اند و از این رهگذر،با حاکم کردن فضای آخرالزمانی و نظامی گری بر جهان به منافع سیاسی و اقتصادی خود می رسند.مثلاً آنها دولت آمریکا و سایر کشورها را مجبور می کنند که از شرکت های صهیونیستی اسلحه سازی در آمریکا،خریدهای میلیاردی داشته باشند.تاکنون در سایت های منونایت ها و فراماسونرها و صهیونیست های یهودی و مسیحی،پیشگویی های متعدد آخرالزمانی درباره سال های 2012،2009،2006،2000،1999،1996 شده و دروغ از آب درآمده است.البته توانسته اند برخی از مردم غافلگیر و جوگیر آمریکا و جهان را فریب دهند و جنگ عراق و افغانستان را به اصطلاح خودشان توجیه آخرالزمانی کنند.2

در هالیوود انواع آخرالزمان ها به تصویر کشیده شده است.در کتاب «پیشگویی ها و آخرالزمان»3 گونه های مختلف آن به پنج گروه تقسیم شده است:
1- آخرالزمان تکنولوژیک
ساخته های دست بشر روزی بر ضد او می شوند و تکنولوژی،دشمن خالقش خواهد شد.این موضوع در این فیلم ها به تصویر کشیده شده است:دکتر فرانکشتاین،ترمیناتور و ماتریکس یک و دو.منجی در این آثار معمولاً یک انسان دانا و شجاع (و البته آمریکایی) است که با شهامت و دانش خود پیروانش را هدایت می کند و دشمنان را که همان مخلوق اوست،شکست می دهد.دقت کنید به نوع رهبری مورفیوس و نئو در ماتریکس.و این که نئو یا منجی،خود یک تکنسین کامپیوتر است که بر ضد ابرکامپیوتر و فضای مجازی قیام می کند.

2- آخرالزمان طبیعی
بالاخره طبیعت که مورد هجوم انسان قرار گرفته و انواع آلودگی های زیستی در آن پدید آمده است،علیه نسل بشر عصیان می کند و وقایعی چون سیل،زلزله،گردباد و سونامی و آتشفشان های عظیم یا برخورد شهاب سنگ ها را موجب می شود،یا چون انسان در ژنتیک دستکاری کرده و در واقع در کار خدا دخالت نموده است.هیولاهای ناشناخته قرون اولیه حیات بشر بر زمین پدیدار می شوند و انسان را محاصره می کنند.در این جا نیز منجی همانی است که در بالا اشاره شد و البته ویژگی مهمش آمریکایی بودن اوست! مانند فیلم های برخورد عمیق،آرماگدون،قله دانتون،دنیای آب،گودزیلا و پارک ژوراسیک.

3- آخرالزمان دینی
مهم ترین رویکرد سینمای هالیوود این است که به دو شیوه مستقیم و غیر مستقیم شرایط آخرالزمانی را به تصویر می کشد.در این مورد نیروی شّر،یا شیطان با وسوسه هایش یا با حضور فیزیکی اش،یا ضد مسیح (آنتی کرایست) یا دجال،که در زمان خاصی از زندان خود رها می شود و حیات بشر را تهدید می کند.منجی نیز طبیعی است که یک متدیّن (کشیش قدّیس است که سِحر شیطان را باطل می کند.این منجی هم آمریکایی است!) به فیلم هایی نظیر جن گیر یک و دو،طالع نحس و پایان روزگار دقت کنید.

4- آخرالزمان علمی – تخیلی
در این روش،سینماگران واقعیت و خیال را با هم تلفیق کرده و به مقصود خود می رسند.نیروهای شّر همان فضایی هایی هستند که از آن سوی کهکشان و از اعماق تاریک فضا به زمین حمله ور می شوند و منجی در این جا نیز با دانش و شجاعت خود مهاجمان فضایی را از بین می برد.(یک آمریکایی!) مانند مجموعه فیلم های بیگانه،روز استقلال،عنصر پنجم و جنگ ستارگان.

5- آخرالزمان اسطوره ای - افسانه ای
این نوع اخیراً بسیار مورد توجه هالیوود قرار گرفته و انواع فیلم های تولید شده در این باره نشان دهنده نوعی علاقه هالیوود به طرح آن است.سری سه گانه ارباب حلقه ها،و سری فیلم های هری پاتر که اکنون فیلم ها و کتاب های آن بسیار پرفروش شده و سود سرشاری را نصیب سازندگان آمریکایی کرده،از این گونه است.از دیگر فیلم های این گونه می توان مومیایی،بازگشت مومیایی،عقرب شاه،جادوگر مرلین و... را نام برد.

در این فیلم ها یک هیولای نادیده یا جادوگری وحشتناک و افسانه ای زندگی انسان ها را تهدید می کند و منجی و یارانش باید به سرزمین اسرار آمیز این هیولا سفر کنند و با زیرکی و توانایی خود با او بجنگند،زیرا او را فقط با سلاح اسرار آمیز و جادویی مثل خودش می توان از میان برداشت.سرانجام هم با کشف یک طلسم یا ابزاری سحر آمیز (نگاه کنید به حلقه ارباب حلقه ها یا هنر جادوگری هری پاتر) نماد شّر و بدی از بین می رود.

محتوای تمام این فیلم ها برگرفته از آمیزه ی مسیحیت و یهودیت است و در آن ها نشانه های فراوانی از این آموزه ها به چشم می خورد.در 95 درصد این فیلم ها،منجی  یک آمریکایی خوب است که یا مسیحی است یا یهودی.آدم های بد ماجرا هم یا شرقی هستند یا مسلمان،یا یک شرقی مسلمان و عمدتاً از نژاد عرب.4

پی نوشت ها
1- مقام معظم رهبری (دام عزه).
2- چند فیلم درباره آخرالزمان 2012،گروه سیاسی و تلویزیون تبیان.
3- نویسنده شاه حسینی،مجید.
4- منجیان،سایت تبیان.
منبع : دوران آخرالزمان – هالیوود – رسانه در آخرالزمان – محمّد لک علی آبادی.