مسیحیت صهیونیستی ؛ صهیونیسم مسیحی - بخش سوّم

صهیونیسم مسیحی چیست؟
وقتی از گروههای دینی رادیکال در رویارویی اسرائیل و فلسطین سخن به میان می آید،بلافاصله گروههای دینی که تحت نام اسلام و یهودیت قرار دارند به ذهن متبادر می گردد.در صورتی که گروههای رادیکال و افراطی مسیحی ای که نامی از آنها برده نمی شود در این رابطه اهمیت غیر قابل انکاری را دارا هستند.این گروهها از آن جهت که نقش فعالی را در رویارویی اسرائیل و فلسطینیان بر عهده داشته و مخالف هرگونه برقراری صلح بین آنها هستند،به گروههای «افراطی» معروفند.
گروههای مسیحی مذکور عموماً بنیادگرا1(رادیکال) بوده و جانبدارانه و هوادار اسرائیل هستند.حتی در ارتباط با اهداف وجودی خود از بسیاری از اسرائیلیها هم بنیادگراترند.در حالی که در میان اعضای آنها هیچ اسرائیلی و یا فلسطینی وجود ندارد اما رهبران بعضی از این گروهها اسرائیلی هستند.
بعضی از این گروهها با حمایت از سیاستهای صهیونیستی دولت اسرائیل و یا حمایت مستقیم از بعضی گروههای دیگر یهودی،به توسعه و شدت گرفتن درگیری و رویارویی در خاورمیانه دامن می زنند.گروههای دیگر نیز غیر مستقیم در این رابطه فعال هستند.این گروهها در حال جمع آوری اعانه و کمک برای اسرائیل و گروههای اسرائیلی در دیگر کشورها بوده و در این کشورها اطلاعات نادرستی را به جانبداری از اسرائیل در ارتباط با درگیری و رویاروییهای داخلی در اسرائیل پخش می کنند.علاوه بر این،این گروهها در حکومتهای کشورهای خود گروههای نفوذ(لابی) ای را در حمایت از اسرائیل تشکیل داده یا می دهند.
از جمله این گروههای نفوذ،لابی موجود در کنگره آمریکاست که در حد قابل توجهی کارایی دارد.لابی گروههای مذکور که جانبدار اسرائیل بوده و در کنگره صاحب نفوذ است به قدری بزرگ و قدرتمند است که هر ساله به واسطه آن 5/5 میلیارد دلار از جانب آمریکا به اسرائیل پرداخت می شود.2
بنیادهای دین شناختی صهیونیسم مسیحی
شاید فهم و درک حمایت گروههای مسیحی بنیادگرا از یک دولت یهودی و اشتیاق وافر آنها به این دولت در مرحله اول ممکن نباشد.علت حمایت آنها از چنین دولتی،تفاسیری که از کتاب مقدس به عمل آمده است.
آنها به معانی ادبی کتاب مقدس به مثابه کلام خدا باور داشته و بعضی از بخشهای مشخص کتاب مقدس را به عنوان پیشگویی آخرین جنگ بزرگی که در صحرای «مگیدو»3 واقع در اسرائیل رخ خواهد داد تعبیر می نمایند.این جنگ به عنوان آخرین جنگ بزرگ در کتاب مقدس به عبرانی «آرماگدون»4 نامیده شده است.نام آرماگدون برگرفته از نام تپه مگیدو واقع در صحرایی به همین نام است.یعنی این جنگ در صحرای مگیدو که امروزه در اسرائیل واقع شده است رخ خواهد داد.جنگ آرماگدون تنها و تنها پس از گردهمایی و استقرار یهودیان به عنوان یک ملت در قلمرو «ارض موعود»5 به وقوع خواهد پیوست.
گروههای مسیحی مذکور یهودیان را تنها «بندگان برگزیده خداوند» قلمداد نموده و اعتقاد دارند که خداوند سعادت دنیا را به یهودیان و سعادت اخروی را نیز به آنها (گروههای مسیحی) عطا خواهد نمود؛چرا که خداوند نیکی و سعادت اخروی را به آنها وعده داده است.به دلیل وعده سعادت اخروی،این گروههای صهیونیست مسیحی خود را «مسیحیان از نو زاده شده»6 نامیده و معتقدند که آرماگدون را نخواهند دید و هیچگونه تألمات ناشی از این دوره را نیز متحمل نخواهند شد؛چرا که آنها اعتقاد دارند توسط خداوند به آسمانها برده خواهند شد.آنها این رخداد را Rapture (به معنی خوشی و شادمانی بی حد و حصر) نامیده و معتقدند که این حالت فقط و فقط شامل حال مسیحیان یاد شده خواهد بود.
این دکترین که از سوی کلیساها نیز پذیرفته شده است،«هزاره گرایی»7 نامیده شده است.چرا که در کتاب مقدس(تورات) به وقوع این جنگ در هزاره سوم اشاره شده و یا اینکه چنین تفسیری از آن به عمل آمده است.از سوی دیگر (گفته می شود که) عیسی مسیح در این جنگ از آسمان به زمین باز خواهد گشت و دجال را در اینجا خواهد کُشت و پس از آن پادشاهی خود را آغاز خواهد نمود و دوران صلح آمیزی که سالیان سال ادامه خواهد یافت آغاز خواهد گردید.بدین ترتیب چرایی علاقه مسیحی صهیونیستهای بنیادگرا به اسرائیل و آغاز سریع جنگی که خود زمینه بازگشت مجدد مسیح را فراهم خواهد ساخت روشن می گردد.
گروههای صهیونیست مسیحی یاد شده از آنجایی که معتقد به وجود هفت مرحله گذار در کتاب مقدس هستند خود را «تقدیرگرایان» یا «dispensationalism»8 می دانند.در عین حال این گروههای مسیحی به دلیل اینکه قبل از جنگ آرماگدون بوده اند و از فلاکت و مشقات و درد و رنج آن جنگ دور نگه داشته شده اند خود را «بخشوده شده گان» می نامند.
این مراحل (هفت گانه) که در کتاب مقدس پیشگویی شده و بخشوده شدگان به آن اعتقاد دارند،عبارتند از:
1- بازگشت یهودیان به فلسطین؛
2- ایجاد دولت یهود؛
3- موعظه شدن انجیل به بنی اسرائیل و دیگر مردم دنیا و در تمامی دنیا؛
4- (حصول مرحله) وجه (Rapture) به بهشت رفتن تمامی کسانی که به کلیسا ایمان آورده اند؛
5- دوران فلاکت9 که هفت سال طول خواهد کشید.در این مرحله یهودیان و دیگر(به اصطلاح) مؤمنان ظلم خواهند دید،اما سرانجام صالحان با پیروان دجال به نبرد خواهند پرداخت؛
6- وقوع جنگ آرماگدون،جنگی که در صحرای مگیدو در اسرائیل به وقوع خواهد پیوست؛
7- شکست لشکریان دجال و استقرار پادشاهی مسیح.پایتخت این پادشاهی اورشلیم (قدس) خواهد بود.این پادشاهی به وسیله یهودیان اداره خواهد شد و یهودیان به مسیح خواهند پیوست و یا مسیحی خواهند شد.
مراحل یاد شده بنیانهای اعتقادی «بخشوده شدگان» است.اما در میان گروههای یاد شده بعضی تفاوتها نیز وجود دارد.به عنوان مثال،نقطه نظرات متفاوتی در ارتباط با عاقبت و فرجام یهودیان در میان آنها وجود دارد (مثل بازگشت تمامی آنها به سرزمین اسرائیل و مواردی از این قبیل).
«بخشوده شدگان» از تعیین و بازشناسی مکانهای پیشگویی شده توسط کتاب مقدس بسیار خوششان می آید.مثل بازشناسی (تعیین حدود) صحرای مگیدو در اسرائیل.بخشوده شدگان با داشتن این تلقی که بعضی از کلمات عبرانی به کار رفته در ارتباط با دجال در بخشهایی از کتاب مقدس در انگلیس مترادف روسیه و مسکو است،چنین تعبیر می کنند که دجال از سمت روسیه خواهد آمد.آنها اعتقاد دارند که نبرد آرماگدون نبردی با سلاحهای هسته ای خواهد بود.آمریکا که در این جنگ در کنار اسرائیل قرار خواهد گرفت دچار انحطاط اخلاقی خواهد شد.
کتاب هال لیندزی10 با نام زمین سیاره بزرگ مرده11 که از سوی تعدادی از رهبران بنیادگرای «بخشوده شدگان» بسیار تأثیرگذار عنوان شده است به خوبی تعیین کننده این تئوری و پرفروش ترین کتاب در این رابطه بوده است.12
مسیحیت در پی تلافی کردن سیاسهای آنتی سیمیتیک (یهودی ستیزی) در تاریخ گذشته خود است.اما در عین حال این موضوع برای بعضی از گروهها به صورت یک پارادوکس درآمده است؛چرا که به زعم آنها مسیحیان برتر از یهودیان هستند.به عنوان مثال آنها قبول دارند که یهودیان بندگان برگزیده خداوند هستند و قبول دارند که به عنوان یک واسطه در بازگشت مجدد مسیح عمل می نمایند،اما معتقدند در صورتی که یهودیان پذیرای مسیح نباشند نمی توانند به بهشت بروند.پارادوکس دیگر اینکه «بخشوده شده گان» معتقدند که دیاسپورا (سرگردانی یهود و متفرق شدن آنها) و حتی قتل عام آنها توسط نازیها مجازاتی الهی و ناشی از ایمان نیاوردن یهودیان به مسیح و کشته شدن مسیح توسط آنها است.
تاریخچه صهیونیسم مسیحی
تاریخچه پیدایش صهیونیسم مسیحی در واقع به قبل از تشکیل دولت اسرائیل و حتی قبل از ظهور و پیدایی یهودیان صهیونیسم باز می گردد.ریشه این تئولوژی به کسانی باز می گردد که هیچ گونه مقام کلیسایی نداشته و با ترجمه کتاب مقدس به زبان مادری خود،مطالعه و تفسیر آن برایشان ممکن شده است.
این نظر که تشکیل دولت ملی یهود در فلسطین نشانه بازگشت مجدد مسیح خواهد بود،اولین بار توسط «الیور کرمول»13 و «پاوول فلگن هاوور»14 از رهبران پروتستانهای قرن 17 مطرح گردید.15در اواخر قرن 19 مسیحیان پروتستان جهت تشکیل چنین دولتی و تحقق پیشگویی یاد شده پیشنهادهایی را مطرح نمودند.یکی از شخصیتهای صهیونیست معروف انگلیس «لرد آنتونی اشلی»16ناپدری همسر خود را که دبیر روابط خارجی انگلیس بود به گشودن کنسولگری انگلیس در قدس قانع ساخت.این کنسولگری تمامی یهودیان فلسطین را علی رغم اینکه شهروندان دولت عثمانی بودند تحت زعامت خود قرار داد.
مسیحیان پروتستان،به ویژه پروتستانهای انگلیس،آمریکا و دیگر کشورهای اروپایی در طول قرن 19 ضرورت تشکیل یک دولت یهودی در فلسطین را مرتباً اعلام داشته و گوشزد می کردند.در سال 1848م.«واردر کرسون»17 کنسول آمریکا در قدس با حمایت و کمک صهیونیست مسیحیهای انگلیسی در «وادی رفائیم» یک اقامتگاه و محله یهودی نشین ایجاد کرد.در سال 1898م.«ادوین شرمن والیس»18 کنسول آمریکا در فلسطین گفت:
«مردمی که منتظر سرزمین اند آماده آمدن هستند و به محض تأمین شرایط زندگی و به محض تأمین امنیت آنها خواهند آمد.یا باید این امر را به جا آورند و یا بی ارزش بودن پیشگوییهای (کتاب مقدس) را بپذیرند».
اما انگیزنده صهیونیست مسیحیهای اولیه تنها جنبه تئولوژیک نداشت.آنتی سمیتیزم در این رابطه انگیزه مهمی بود.تعداد زیادی از مدافعان اروپایی صهیونیسم نیز با این فرض که اروپا از یهودیان پاکسازی خواهد شد،به این امر تشویق شدند.بزرگ شمردن گناه آنتی سمیتیزم از یک سو و تلقی یهودیان به عنوان «بندگان برگزیده خداوند» از سوی دیگر در حرکتهای صهیونیست – مسیحی در حال حاضر نیز به صورت تضادآمیزی مطرح است.
انگیزنده هر چه می خواهد باشد،حرکت صهیونیسم مسیحی در نهادینه شدن صهیونیسم در حاکمیتهای انگلیس و آمریکا نقش برزگی را ایفا نموده است.همان گونه که «بنیامین نتانیاهو»19 در سال 1985م.هنگامی که سفیر اسرائیل در سازمان ملل بود،در حین نیایش چاشت اظهار داشت:
«نوشته های صهیونیست – مسیحیها اعم از آمریکایی و یا انگلیسی،«لوید جرج»20،«آرتور بالفور»21 و «وودرو ویلسون»22 را تحت تأثیر قرار داده بود».
پی نوشت ها
1- Fandamentalist.
2- www.yurtdidi.mgv.org.tr.
3- Megiddo.
4- Armagedon.
5- Eretz Israel.
6- born-again.
7- Milenyalism.
8- این واژه در لغت به معنی:1- پخش و توزیع،تقسیم کردن،حاکمیت اقتدار؛2- بخشودگی،غمض عین کردن،صرف نظر کردن و استثناست.در مسیحیت نیز این واژه به معنی «دوران سیطره و حاکمیت یک دین» و یا «اجازه ویژه صادر شده ار طرف کلیسا» می باشد.
9- Tribulation.
10- Hal Lindsey.
11- The Late Great Planet Earth،Rapids،Mich:Zondervan Publishing House،1970.
12- این کتاب فروش فوق العاده ای در سطح جهان داشته است.در آن حوادث زمان حاضر با تشابهات ارائه شده در انجیل درباره پایان کار جهان نشان داده شده است.در این کتاب لیندزی پیش گویی می کند که جنگ جهانی سوم هنگامی آغاز خواهد شد که شوروی و یکی از هم پیمانان عربش به اسرائیل حمله کند،وی می گوید:«به محض اینکه نبرد آرماگدون به اوج خود رسید و جهان در آستانه نابودی قرار گرفت،درست در همان لحظه عیسای مسیح رجعت می کند و بشر را از مهلکه خود ساخته اش نجات می بخشد (به نقل از کتاب تکاپوی 2000،جان نسبیت،پاترشیا ابردین،ترجمه صهبا سعیدی).
13- Oliver Cromwell.
14- Paul Felgenhaver.
15- Halsell،ish.
16- Lord Anthony Ashley.
17- Warder cresson.
18- Edwin shermen Wallace.
19- Benjamin Netanyahu.
20- Loyd Geroge.
21- Arthur Balfour.
22- Woodrow Wilson.
منبع : پروتستانتیزم،پیوریتانیسم و مسیحیت صهیونیستی – نصیر صاحب خلق.
مسیحیت صهیونیستی ؛ صهیونیسم مسیحی - بخش اوّل
مسیحیت صهیونیستی ؛ صهیونیسم مسیحی - بخش دوّم
لابی صهیونیسم چیست؟
کانال پرتو اشراق در تلگرام