شیطان هم امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) را دوست دارد!!

⚜ ﺳﻠﻤﺎﻥ ﻓﺎﺭسی (ﺭحمت ﺍﻟﻠّﻪ ﻋﻠﻴﻪ) ﮔﻮﻳﺪ: ﺍﺑﻠﻴﺲ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﻋﺪّﻩ ﺍﻱ ﺍﺯ ﺩﺷﻤﻨﺎﻥ ﺍﻣﻴﺮﺍﻟﻤﺆﻣﻨﻴﻦ امام علی (ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴّﻠﺎﻡ) ﻛﻪ ﺍﻳﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﻫﺎﻧﺖ ﻣﻲ‌ﻛﺮﺩﻧﺪ ﺍﻳﺴﺘﺎﺩﻩ، ﺑﻪ ﺁﻧﺎﻥ ﮔﻔﺖ:
 ﻭﺍﻱ ﺑﺮ ﺷﻤﺎ، ﭼﺮﺍ ﻣﻮﻟﺎﻱ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺍﻫﺎﻧﺖ ﻣﻲ‌ﻛﻨﻴﺪ؟

 ﮔﻔﺘﻨﺪ: ﺍﺯ ﻛﺠﺎ ﻣﻲ‌ﺩﺍﻧﻲ ﻣﻮﻟﺎﻱ ﻣﺎ امیرالمؤمنین ﻋﻠﻲ (ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴّﻠﺎﻡ) ﺍﺳﺖ؟
ﮔﻔﺖ: ﺍﺯ ﻓﺮﻣﺎﻳﺶ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮﺗﺎﻥ ﻛﻪ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ:
⚜ ﻫﺮ ﻛﻪ ﻣﻦ ﻣﻮﻟﺎﻱ ﺍﻭ ﻫﺴﺘﻢ، امیرالمؤمنین ﻋﻠﻲ (ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴّﻠﺎﻡ) ﻣﻮﻟﺎﻱ ﺍﻭﺳﺖ.

 ﮔﻔﺘﻨﺪ: ﺁﻳﺎ ﺗﻮ ﺍﺯ ﻣﻮﺍﻟﻴﺎﻥ ﻭ ﺷﻴﻌﻴﺎﻥ ﺍﻭ ﻫﺴﺘﻲ؟
 ﮔﻔﺖ: ﻧﻪ ﺍﺯ ﺷﻴﻌﻴﺎﻥ ﺍﻭ ﻭ ﻧﻪ ﺍﺯ ﻣﻮﺍﻟﻴﺎﻥ ﺍﻭﻳﻢ، ﺑﻠﻜﻪ ﻣﻦ امیرالمؤمنین ﻋﻠﻲ (علیه السلام) ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﻭ ﺍﮔﺮ ﻛﺴﻲ ﺑﺎ ﺍﻭ ﺩﺷﻤﻨﻲ ﻛﻨﺪ ﺩﺭ ﻣﺎﻝ ﻭ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻧﺶ ﺷﺮﻳﻚ ﻣﻲ‌ﺷﻮﻡ!!

  ﮔﻔﺘﻨﺪ: ﺑﺮﺍﻱ ﻣﺎ ﺍﺯ ﻓﻀﺎﺋﻞ امیرالمؤمنین ﻋﻠﻲ (ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴّﻠﺎﻡ) ﭼﻴﺰﻱ بگو!

 ﮔﻔﺖ: ﮔﻮﺵ ﻛﻨﻴﺪ، ﺍﻱ ﻧﺎﻛﺜﻴﻦ ﻭ ﻗﺎﺳﻄﻴﻦ ﻭ ﻣﺎﺭﻗﻴﻦ، ﻣﻦ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻋﺰﻭﺟﻞ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻣﻴﺎﻥ ﺟﻨّﻴﺎﻥ ﺩﻭﺍﺯﺩﻩ ﻫﺰﺍﺭ ﺳﺎﻝ ﻋﺒﺎﺩﺕ ﻛﺮﺩﻡ، ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺩﺭ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺍﻭّﻝ ﻧﻴﺰ ﺑﻪ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﻣﻠﺎﺋﻜﻪ ﺩﻭﺍﺯﺩﻩ ﻫﺰﺍﺭ ﺳﺎﻝ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻋﺒﺎﺩﺕ ﻛﺮﺩﻡ، ﺭﻭﺯﻱ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﻲ ﻛﻪ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺗﺴﺒﻴﺢ ﻭ ﺗﻘﺪﻳﺲ ﺫﺍﺕ ﺍﺣﺪﻳّﺖ ﺑﻮﺩﻳﻢ ﻳﻚ ﻣﺮﺗﺒﻪ ﻧﻮﺭ ﻋﺠﻴﺒﻲ ﻛﻪ ﭼﺸﻤﻬﺎ ﺭﺍ ﺧﻴﺮﻩ ﻣﻲ‌ﻛﺮﺩ ﺍﺯ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺍﻭّﻝ ﻋﺒﻮﺭ ﻛﺮﺩ،
ﭘﺲ ﻣﻠﺎﺋﻜﻪ ﺑﻪ ﺳﺠﺪﻩ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ، ﮔﻔﺘﻨﺪ:
«ﺳُﺒّﻮﺡٌ ﻗُﺪّﻭﺱٌ» ﺍﻳﻦ ﻧﻮﺭِ ﻣﻠﻚ ﻣﻘﺮّﺏ ﻳﺎ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﻣﺮﺳﻠﻲ ﺍﺳﺖ؟!

⚜ ﺍﻣّﺎ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺍﺯ ﺟﺎﻧﺐ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻋﺰﻭﺟﻞ ﻧﺪﺍ ﺭﺳﻴﺪ:
ﻧﻪ ﻧﻮﺭ ﻣﻠﻚ ﻣﻘﺮّﺏ ﻭ ﻧﻪ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﻣﺮﺳﻞ ﺍﺳﺖ ﺑﻠﻜﻪ ﻧﻮﺭ ﻃﻴﻨﺖ ﻭ ﮔِﻞ ﻭﺟﻮﺩ امیرالمؤمنین ﻋﻠﻲ ﺑﻦ ﺍﺑﻴﻄﺎﻟﺐ (ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴّﻠﺎﻡ) ﺍﺳﺖ».

منابع:
 أمالی شیخ ﺻﺪﻭﻕ، ص۴۲۷.
 ﺑﺤﺎﺭﺍﻟﺎﻧﻮﺍﺭ، ﺝ ۳۹، ﺹ۱۶۲.
 ﻣﺪﻳﻨﺔ ﺍﻟﻤﻌﺎﺟﺰ، ج ۱، ﺹ۱۲۳.
 ﻋﻠﻞ ﺍﻟﺸﺮﺍﻳﻊ، ﺹ۱۴۳.

آثار بحث از غدیر چیست؟

بحث از سیره و زندگانی افرادی معصوم همچون امیرمؤمنان(ع) دارای آثار و برکاتی است که اینک به برخی از آن ها اشاره می کنیم.

ادامه نوشته

تأملی در معنای حدیث «غدیر» در قالب گفتگو با علامه امینی(ره) – بخش دوّم

خبرنگار: خداوند در آیه 3 سوره مائده می فرماید:«من امروز دین شما را کامل کردم»؛یعنی اگر علی(ع) به جانشینی پیامبر(ص) برگزیده نمی شد،دین اسلام کامل نبود.به چه دلیل،تعیین جانشین پیامبر(ص) کامل شدن دین شمرده می شود؟

ادامه نوشته

تأملی در معنای حدیث «غدیر» در قالب گفتگو با علامه امینی(ره) – بخش اوّل

خدا را شاکریم که فرصتی فراهم آمده تا در خدمت استاد گرانقدر و علامه عالی مقام جناب آقای شیخ عبدالحسین امینی باشیم و درباره ی معنای حدیث غدیر با ایشان به گفتگو بپردازیم.از جناب علامه سپاسگذاریم که ما را به حضور پذیرفتند تا بتوانیم از حاصل یک عمر تلاش علمی ایشان در خدمت به آرمان غدیر بهره ببریم.

ادامه نوشته

پایه های عقیدنی جمله ی "من کنت مولاه فعلی مولاه " - بخش دوّم

بحث درباره کلمه "مولی"
با آنکه خطبه غدیر منشور دائمی اسلام تلقی می شود و دارای محتوایی فراگیر نسبت به همه جوانب اسلام به صورت کلی است،ولی بحثهای علمی در متن حدیثِ غدیر عموماً در کلمه "مولی" و معانی عرفی و لغوی آن متمرکز است. برای دیدن تصویر در اندازه اصلی کلیک کنید

این بدان جهت است که قطب اصلی حدیث جمله ی "مَن کُنتُ مَولاهُ فَعَلِیٌّ مَولاهُ " است،و هر گاه به صورت اختصار به حدیث غدیر اشاره شود همین جمله مدنظر قرار می گیرد،و راویان و محدّثین نیز در هنگام اختصار به همین جمله اکتفا نموده اند و قراین آن را هم حذف کرده اند.نکته قابل توجه در این مقطع آن است که با توجه به متن خطبه مفصل و دقت در سایر مطالبی که پیامبر(ص) درخطبه خود فرموده اند،معنای "مولی" و مراد از "ولایت" هم برای مخاطبین در غدیر بسیار واضح و روشن بوده،و هم برای هر مُنصفی که متن را مطالعه کند،و شرایط خطبه را به طور کامل در نظر بگیرد واضح تر از آن خواهد بود که جای بحث باشد.

به کار گرفتن کلمه "مولی" برای آن است که هیچ لفظی از قبیل "امامت"،"خلافت"،"وصایت" و امثال اینها،نمی تواند حامل معنای دقیقی باشد که در "ولایت" نهفته و این لفظ از نظر محتوا فوق همه معانی الفاظ مذکور است.

پیامبر(ص) نمی خواهد فقط امامت یا خلافت یا وصایت را بیان کند،بلکه می خواهد اولی به نفس بودن و صاحب اختیار تام برجان و مال و عِرض و دین و مردم بودن،و به عبارت واضح تر "ولایت مطلقه ی الهیه" را که به معنای نیابت تامه از طرف خداست بیان کند،و برای این منظور هیچ لفظی فصیح تر و گویاتر از "مولی" پیدا نمی شود.

دشمنان غدیر هم اگر کلمه دیگری در اینجا به کار رفته بود خیلی آسانتر آن را می پذیرفتند و یا در مقام ردّ آن چنین تلاش نمی کردند،و اگر بنا به تعدد معانی بود در الفاظ دیگر بسیار آسانتر بود.آنان با تشکیک درمعنای این کلمه می خواهند آن را از محتوای مهم و کارساز عقیدتی و اجتماعی آن جدا کنند و آن را در حد بیان یک موضوع عاطفی و اخلاقی پایین بیاورند.

مخالفان غدیر معنای وسیع "اولی به نفس" را خوب می فهمند که اینچنین به مبارزه با آن برخاسته اند.ما هم باید بر سر همین معنی پافشاری کنیم،و از خدا و رسول تشکر کنیم که با به کار بردن چنین کلمه ای در ترکیب خاص جمله،بنیادی محکم در فرهنگ اعتقادی ما بر جای گذاشته اند که از آن نتایج زیر گرفته می شود:
- امامت و ولایت دوازده امام معصوم(ع) بلافاصله پس از رحلت پیامبر(ص).
- عمومیت ولایت و اختیار ایشان بر همه ی انسانها و در همه ی زمانها و مکانها.
- استناد ولایت ایشان به امضای پروردگار و اینکه امامت یک منصب الهی است.
- عصمت صاحبان ولایت به امضای خدا و رسول.
- تعهد مردم در مقابل ولایت ائمه(ع) دقیقاً تعهدشان در مقابل ولایت پیامبر(ص).
از همه مهمتر اینکه لازمه اثبات چنین محتوای بلندی،عدم مشروعیت هر ولایتی بدون اذن پروردگار و با انتخاب غیر خداوند است،که خط بطلان بر هر دین و مذهبی می کشد که غیر از ولایت اهل بیت(ع) را پذیرفته باشند.

راه فهم کلمه ی "مولی"یک مطالعه کامل در جوانب مختلف ماجرای غدیر و دقت در متن خطبه برای فهمیدن معنای کلمه ی"مولی"،کافی است و جلوه های زیر از معنای این کلمه را نشان خواهد داد:

*معنای "مولی" لغت نامه نمی خواهد
اگر در سراسر خطبه غدیر دقت کنیم،خواهیم دید که اکثر مطالب آن تفسیر و توضیحی برای روشن کردن کامل معنی "مولی" و مصداق آن،و ارزش الهی "ولایت" در اجتماع و ارتباط آن با توحید و نبوت و وحی است.بنابراین در حالی که خود پیامبر (ص) مقصود و مراد از "مولی" را روشن کرده،و همه حاضرین در غدیر –که شاعر بزرگ عرب حسان هم در میان آنان بوده - معنای صاحب اختیاری را از آن فهمیدند و بر سر همین بیعت نمودند،معنی ندارد برای فهمیدن منظور آن حضرت به لغت ها و لغتنامه ها و معانی عرفی این کلمه مراجعه کنیم،چه آنها با تفسیر خودِ حضرت مطابق باشد و چه نباشد!

*معنای "مولی" در غدیر روشن شد
مسلّم است که مقصد اصلی از اجتماع و سخنرانی غدیر بیان مسئله ی ولایت بوده است،و این در حالی بوده که مردم اجمالاً مطالبی در این باره از خود آن حضرت شنیده بودند.با توجه به این نکات معلوم است که اجتماع عظیم غدیر برای رفع هرگونه ابهام باقیمانده در مسئله ی ولایت و معنای مولی است.

بنابراین بسیار خنده آور خواهد بود که در چنان جمعی و در آن شرایط حساس،درباره ی "مولی" مطالبی گفته شود که نه تنها موضوع را روشن نکند،بلکه ابهام را بیشتر نماید و احتیاج به کتاب های لغت و امثال آن برای رفع ابهام باشد،به طوری که هر عاقلی بگوید:اصلاً چه نیازی به تشکیل این مجلس بزرگ بود!!؟

*اگر معنای "مولی" روشن نیست پس ابلاغی نشده!
اجتماع آن روز برای رفع هر ابهامی در مسئله ولایت بوده،و اگر بنا باشد همان مجلس آغاز ابهامی بزرگ در مسئله باشد،آن هم با بکار بردن یک کلمه عجیب که این همه پیچیدگی دارد،در این صورت باید گفت:اگر چنین مجلسی نبود مسئله ولایت بسیار واضح تر بود!!!

اینجاست که آیه قرآن "وَ اِن لَم تَفعَل فَما بَلَّغتَ رِسالَتَهُ " محقق می شود.یعنی اگر ابلاغ پیامی به این صورت تحقق یابد که مفهوم آن با گذشت چهارده قرن روشن نیست،پس در واقع ابلاغی نشده است!!

*آیا در سقیفه هم معنای "مولی" روشن نیست؟
جا دارد کسی بپرسد:چطور وقتی همه غاصبین خلافت در حالی که خود حقی نداشتند،خلیفه بعد از خود را هم تعیین می کردند و کلمه "مولی" را به کار می بردند هیچ کس نگفت:این کلمه هفتاد معنی دارد؟چطور وقتی ابوبکر درباره عمر نوشت:"ولَّیتُکُم بعدی عمربن خطاب" ابهامی درباره ی معنای ولایت نبود،و فقط در کلام پیامبر(ص) در غدیر این بحث ها پیش آمد؟!! پیداست که مسئله بر سر معنای لغوی و ابهام کلمه نیست،بلکه وزنه غدیر بقدری سنگین و کامل عیار است که دشمن را به این تلاش های مذبوحانه وا داشته است؟

*آیا حدیث مبهم متواتر است؟
جا دارد سئوال شود:حدیث غدیر به اقرار عامه و خاصه متواتر است،و کمتر حدیثی داریم که در طول چهارده قرن این همه روایت کننده داشته باشد.اگر معنای آن به قدری مبهم است که هنوز کسی معنای واقعی آن را نیافته و بین چندین احتمال نامتناسب مانده،چه داعی بر نقل آن بوده است؟!حدیث مبهم که نقل کردن ندارد!حدیث مبهم که که احتیاج به جمع آوری اسناد بیشتر ندارد! پس باید گفت:به خاطر معنای مهمی که از "مولی" برای همه  واضح بوده این همه بدان اهتمام ورزیده اند.

*اعتراض به معنای کلمه "مولی" در غدیر
جا دارد کسی بگوید: اینکه ابوبکر و عمر و حارث فهری و چند نفر دیگر پرسیدند:" آیا این مسئله از جانب خداست یا از جانب توست؟ "،به خاطر همین بود که معنای بسیار سنگینی را از کلمه "مولی" دریافتند که همان صاحب اختیاری بوده و برای زیر سئوال بردن آن حاضر به این جسارت نسبت به ساحت مقدس آن حضرت شدند،و گرنه همه می دانند که تمام گفته های پیامبر(ص) طبق آیه"وَ ما یَنطِقُ عَنِ الهَوی" چیزی جز وحی و کلام خداوند نیست.

منبع : ژرفای غدیر- محمّد باقر انصاری.

پایه های عقیدتی جمله ی "من کنت مولاه فعلی مولاه "- بخش اوّل

پایه های عقیدتی جمله ی "من کنت مولاه فعلی مولاه "- بخش اوّل

چکیده و آئینه ی تمام نمای غدیر و عصاره خطبه مفصل آن،جمله ی "مَن کُنتُ مَولاهُ فَعَلِیٌّ مَولاهُ " است که در یک مقطع حساس از خطبه و در حالیکه پیامبر(ص) بازوان امیرالمؤمنین(ع) را گرفته و او را بلند کرده و به مردم معرفی می کردند بیان شده است.

اگر این جمله را خوب بشکافیم درخواهیم یافت که جمله ای کوتاه ولی پر معنی است و مبتنی بر چندین پایه عقیدتی است،که اگر کسی آنها را قبول نداشته باشد نمی تواند این جمله را بپذیرد.این پایه ها و ریشه ها در متن خطابه غدیر به صراحت آمده،و با استناد به آنها جمله مذکور را-در دو نوشتار- تبیین خواهیم کرد:

توضیح کلمه های جمله "مَن کُنتُ مَولاهُ فَعَلِیٌّ مَولاهُ "
جمله ی "مَن کُنتُ مَولاهُ فَعَلِیٌّ مَولاهُ "از پنج کلمه تشکیل شده است:
"مَن"،یعنی "هر کَس" : و این کلمه شامل تمام مسلمانان – یعنی آنان که پیامبر(ص) را قبول دارند-می شود.
"کُنتُ "،یعنی" من بوده ام ": استفاده از فعل ماضی به معنای آن است که این منصب برای پیامبر(ص) پایه نبوت عامه و خاتمیت اوست،و خطاب سخن با کسانی است که حضرتش را تاکنون به چنین منصبی قبول داشته اند.
"مَولاهُ"،یعنی"مولا و صاحب اختیار اویم": این کلمه محور اصلی جمله است،و خودِ حضرت در همین خطبه و در مواردی دیگر معنای این کلمه را بیان فرموده اند."مولی" یعنی کسی که اختیار مردم به دست اوست و نسبت به آنان به خودشان بیشتر اختیار دارد،و هر دستوری به آنان دهد باید بدون چون و چرا اجرا کنند،و کوتاهی در آن اگر به عنوان اعتراض و شک در حقانیت او باشد مساوی با کفر و انکار نبوت است.
" فَعَلِیٌّ "یعنی" پس علی...": تعیین علی بن ابی طالب(ع) برای منصب و مقامی که در کلمه بعدی ذکر می شود،مشت محکمی به دهان فتنه گران و دسیسه کاران است تا فکر تشکیک در شخص امام و یا احتمال تعدد آن را از مخیّله خود بیرون کنند.از طرف دیگر با معرفی"علی(ع)"،یازده امام دیگر را هم که بعد از او دارای مقام و منصب او خواهند بود مشخص می کند به طوری که راهِ تحریف و تشکیک بسته می شود.
" مَولاهُ "،یعنی"مولا و صاحب اختیار اوست":همان که در کلمه سوم این جمله برای شخص خاتم انبیاء(ص) ذکر شد عیناً برای علی بن ابی طالب(ع) و یازده امام معین از فرزندان او از جانب خداوند عطا شده است.آنان صاحب اختیار مردم اند و هر چه بگویند باید بدون چون و چرا قبول کرد،و هر گونه اعتراض و شک و تردید درباره آنان مساوی با کفر است.

معنای دقیق جمله "مَن کُنتُ مَولاهُ فَعَلِیٌّ مَولاهُ "پس از تبیین کلمات این جمله،صورت ترکیبی آن با در نظر گرفتن آن پایه های اعتقادی که ذکر شد،چنین ترجمه می شود:
"هر مسلمانی که پیامبر(ص) را به عنوان صاحب اختیار خود قبول دارد،و در مورد فرمایشات و اوامر و افعال او اجازه هیچگونه شک و شبهه و اعتراض به خود نمی دهد،باید نسبت به علی بن ابی طالب(ع) نیز همین اعتقاد را داشته باشد و سخنان و افعال او و آنچه از او می بیند و می شنود را حق بداند.از آنجا که هیچگونه جای اعتراض و تشکیک درباره پیامبر(ص) وجود ندارد،لذا هر کس به هر عنوان با علی(ع) مخالفت کند و یا رو در روی او بایستد بر باطل است و اعتقاد او مساوی با کفر است.

تصریح به نام "علی(ع)" به خاطر امامان معصوم(ع)
نام علی بن ابی طالب(ع) به عنوان امام بلافصل بعد از پیامبر(ص) و اوّلین شخص در خط امامت به طور شاخص ذکرشده،تا پس از تثبیت امامتِ او این رشته ادامه یابد و یازده امام بعد هم،یکی پس از دیگری آن را به سر منزل قیامت برسانند.

در مواضع مختلف خطبه پس از ذکر نام امیرالمؤمنین(ع) بلافاصله به امامان پس از او اشاره شده،و نکته اش این است که خداوند به عنوان نایب خود،این صاحب اختیاران را تا روز قیامت- به طور متصل-برای مردم تعیین کرده است،و چنان حجّتش را بر مردم تمام کرده که به راحتی بتوان شاهراه مستقیم را از بیراهه تشخیص داد و برای کسی هم عذری باقی نماند.

نکته مهم درباره کلمه "مولی" طبیعی است کسی می تواند صاحب اختیار مطلق مردم باشد که نه تنها گناه نکند و شیطان و هوای نفس در او راه نداشته باشد،بلکه اشتباه هم نکند تا باعث هلاکت جمعیتی نشود.خداوند کسانی را صاحب اختیار مردم قرار داده که دارای عصمت مطلق اند،و از هر گونه بدی و پلیدی به هر معنی که باشد پاک اند.گذشته از آن عِلمشان را به منبع بی پایان علم خود متصل کرده است،تا جوابگوی انواع احتیاجات مردم باشند.

تعیین و تخصیص چهارده معصوم(ع) به عنوان صاحب اختیار مردم و کسانی که امرشان بر هر موجودی نافذ است،فقط باید از جانب حق تعالی باشد،زیرا اوست که به وجود آورنده مخلوقات است و بهترین ها را او خلق کرده،و فقط اوست که می تواند سپردن اختیار تام مردم به دست کسی را ضمانت کند،و این پیامبر(ص) است که از جانب خداوند به عنوان پُشتوانه و ضامِن این مقام درباره امامان(ع) ایشان را به مردم معرفی کرده است.

پروردگار مهربان در نظام خلقت به این هم اکتفا نکرده است،بلکه صاحبان اختیار مردم را کسانی قرار داده که از نور خلق شده اند و آنان را در قالب انسان قرار داده است.معصومین(ع) کسانی اند که قبل از خلقت عالم خلق شده اند و همه جهان به برکت وجود آنان خلق شده است.این نورانیت درخطابه غدیر به صراحت ذکر شده است:
" اَلنُّورُ مِنَ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَسلُوکٌ فَی عَلِیِّ بن اَبی طالِبٍ ،ثُمَّ فِی النّّسل مِنهُ اِلَی القائِم المَهدِیِّ:نور از جانب خداوند عزوجل در من،و سپس در علی و بعد در نسل او تا مهدی قائم قرار داده شده است".خداوند مردم را به چنین وجودهای نورانی سپرده و خواسته است که مردم او را از این طریق عبادت کنند و هدایت را از ایشان بگیرند،و لذا عبادت خداوند از هر طریق دیگری باشد در پیشگاه خداوند مردود است.

انتخاب بهترین مولیچقدر باید مسلمانان،بلکه همه انسانها از پروردگار خود تشکر کنند که اینچنین درهای رحمت بیکران خویش را به سوی مردم گشوده است،و انوار قدسیه چهارده معصوم پاک(ع) را از آن عالم نورانی به صورت بشر آورده،و به عنوان نمایندگان خود معرفی کرده است،و با این نعمت بزرگ منتی عظیم بر همه بشر گذارده است.

خدا را سپاس که به ما اجازه نداد برای خودمان صاحب اختیاری تعیین کنیم تا دچار هزاران اشتباه شویم.درانتخاب خود هم انسانهای عادی را به عنوان مولای ما تعیین نکرد،.بلکه کسانی را منصوب فرمود که بهترین های تمام عالم اند،چنانکه خود حضرت در متن خطبه می فرماید:"پیامبرتان بهترین پیامبران،و وصیّ شما بهترین اوصیاء،و فرزندان او بهترین جانشینان اند".

نتیجه گیری از جمله "مَن کُنتُ مَولاهُ فَعَلِیٌّ مَولاهُ "در اینجا باید به دو جهت مهم در خطبه که به عنوان نتیجه گیری از جمله "مَن کُنتُ مَولاهُ فَعَلِیٌّ مَولاهُ " تلقی می شود،اشاره کنیم:
*ائمه(ع) راه راستصراط مستقیم که قرآن و احادیث بر آن تکیه دارند فقط راه امامان(ع) است.دراین باره پیامبر(ص) دو جمله جامع در خطبه فرموده است:
1-"منم صراط مستقیم خداوند که به شما دستور پیروی آن را داده،و بعد از من علی(ع) است،و سپس فرزندانم از صلب او که امامان هدایت کننده هستند".
2-"سوره حمد درباره امامان نازل شده است"،یعنی مسلمانان که هر روز لااقل ده مرتبه می گویند:"اِهدِنَا الصِّراطَ المُستَقیمَ"،در واقع از خداوند می خواهند که آنان را به راه ائمه(ع) هدایت کند،و کسانی که به این راه هدایت می شوند "اَنعَمتَ عَلَیهم" هستند،و آنانکه از این راه منحرف می شوند "مَغضُوبِ عَلَیهم" و"ضالّین" هستد.

*ائمه(ع) دین کاملکامل شدن دین خدا و بالاترین نعمت پروردگار که با آمدن آن نعمتها کامل شد،ولایت ائمه(ع) و صاحب اختیار شدن آنان بر مردم بود،و آن هنگامی بود که دین اسلام به عنوان یک دین کامل مورد قبول خداوند قرار گرفت.در این باره دو جمله در خطبه غدیر فرموده اند:
1-"پروردگارا،هنگامی که من ولایت علی بن ابی طالب را برای مردم تبیین کردم این آیه را نازل کردی که "اَلیَومَ اَکمَلتُ لَکُم...:امروز دین شما را کامل نمودم و نعمت خود را بر شما به آخرین درجه رساندم و اسلام را به عنوان دین شما پسندیدم".و این آیه را نازل کردی که "وَ مَن یَبتَغ غَیرَ الاِسلام دیناً...:هر کس جز اسلام دینی را بپذیرد هرگز از او قبول نخواهد شد و در آخرت از زیانکاران است".
2-"ای مردم،خداوند دینش را با امامت او (علی)کامل کرده است.پس هر کس به او  و به امامان بعد از او که جانشینان او تا روز قیامت هستند اقتدا نکند و آنان را امام خود قرار ندهد اعمالش بی ارزش می شود،و در جهنم دائمی خواهد بود...".

منبع: ژرفای غدیر- محمّد باقر انصاری.

پایه های عقیدنی جمله ی "من کنت مولاه فعلی مولاه " - بخش دوّم

انعکاس خبر واقعه ی غدیر در آن عصر

پس از سه روز که مراسم غدیر پایان یافت ٬آن روزها با عنوان "ایّام الولایة"۱در ذهنها و بر صفحه تاریخ نقش بست.گروهها و قبایل عرب٬بادنیایی ازمعارفِ اسلام٬پس از وداع با پیامبرشان و معرفت کامل به جانشین او٬راهی ِدیارخودشدند.پیامبر(ص)نیزعازم مدینه شد درحالیکه کاروان اسلام را به سر منرلِ مقصودرسانده بود.

خبر"غدیر"و سخنان پیامبر(ص) درآن مجمع عظیم ٬درشهرها منتشرشد٬و به سرعت شایع گردید و به گوش همگان رسید.بدون شک این خبرمهم توسط مسافران و ساربانان و بازرگانان تا اقصی نقاط عالم آن روزیعنی ایران و روم و چین پخش شد٬و غیر مسلمانان هم ازآن با اطلاع شدند.دربُعد دیگر٬پادشاهان ممالک که ازقدرت نوپای اسلام وحشت داشتند و چشم طمع به ایّام بعد از رحلت پیامبر(ص)دوخته بودند٬با شنیدن خبرتعیین جانشینی ٬چون علی (ع)نقشه های خودرا برآب دیدند.

بدین وسیله جامعه اسلامی باردیگرقدرت خود رابه نمایش گذاشت٬و ازحملات احتمالی بیگانه مصون ماند٬واینگونه بودکه خداوندحجتش را برمردم تمام کرد٬چنانکه امیرالمومنین علی (ع)می فرماید:"پیامبر(ص)درغدیربرای احدی عُذری٬و برای کسی سخنی باقی نگذاشت".۲حضرت فاطمه زهرا(س)نیز می فرماید:"خداوندبعد ازغدیر خم برای احدی حجتی و عُذری باقی نگذاشته است".۳

پی نوشت ها
۱- صفار٬بصائر الدرجات٬ص۵۴-۲۰۱/سیدبن طاووس٬اقبال الاعمال٬ص۴۵۳-۴۵۹/حسن بن سلیمان حلی٬مختصر بصائرالدرجات٬ص۱۰۹/شیخ مفید٬الاختصاص٬ص۲۷۲/ابن شهرآشوب٬مناقب آل ابی طالب٬ج۳ص۴۰/مناوی فیض القدیر٬ج۶ص۲۸۱/علامه مجلسی٬بحارالانوار٬ج۳۷ص۱۳۶ ٬ج۳۹ص۳۳۶ ٬ج۴۱ص۲۲۸/بحرانی٬عوالم العلوم٬ج۱۵/۳ص۶۸/سیدبحرانی٬کشف المهم٬ص۱۰۹/شوشتری٬احقاق الحق٬ج۲ص۴۷۴ ٬ج۶ص۳۵۸ ٬ج۱۲ص۹.
۲- حرعاملی٬اثبات الهداة٬ج۲ص۱۱۵ح۴۷۶.
۳- طبری امامی٬دلائل الامامة٬ص۳۸.
منبع : ژرفای غدیر- محمّد باقر انصاری.

غدیر ؛ روز زیبای انتخاب ولایت تا قرین ابدیت،ازسوی خدا برای بشریت

واقعه غدیر برای مردم آن زمان و هرکسی که درطول زمان ها آن را می شنود فوق العاده است و یقیناً تاثیرهای ناخواسته ای برجامعه و افکار مردم و خط سیر آنان خواهد گذاشت.این اثرات غیر ازاهدافی است که در متن خطابه پیامبر(ص) و قبل و بعد از آن به صراحت ذکرشده است.

غدیر حق همه انسانهاغدیر روز همه انسانیت٬و رمز یکپارچگی مسلمین است.هیچ روزی مثل آنروز٬مسلمین تحت پرچمی واحدجمع نبودند.انسانیت روزخود را قبل و بعد از آن ندیده٬و فقط آنروزدیده است.آنروز آرزوهای نهایی انسان بیان شده و هدف انسانیت مشخص گردیده.آنانکه آنروز راضایع کردند٬حق انسانیت راضایع کردند و حق میلیاردهابشررانادیده گرفتند.

غدیر آسودگی خاطر پیامبر رنجدیده
درغدیرچشمان پیامبر(ص)دوردستهایی را می نگریست که می باید کشتی اسلام آن راطی کند و هدف نهایی آن به مرحله ظهوربرسد٬و آینده ه ای را می نگریست که گرگان عقیده به اسلام حمله کرده اند و می خواهند آن را پاره پاره کنند.دست علی بن ابیطالب (ع) را گرفت  و او رابلندکرد و ازهمانجا او را به همه عالم و همه تاریخ و همه نسلها نشان داد و معرفی کرد که این وصی وجانشین من است.
پیامبر(ص) هنگام پایین آمدن ازمنبر خوشحال بود که بزرگترین آرزو و مهمترین وظیفه الهی خود را به انجام رسانده است.بدین ترتیب فصل نوینی درتاریخ اسلام گشوده شد:علی(ع)-مردسابقه داراسلام-به جانشینی پیامبر(ص)برگزیده شد.اکنون مصداق حقیقی "ورایت الناس یدخلون فی دین الله افواجاً"۱تحقق یافت که ازدروازه غدیر٬مردم تاابد وارد گلستان اسلام خواهندشد.آنروز بود که پیامبر احساس کرد رسالتش در زمین پایان یافته و هنگام استراحتش فرا رسیده است.

آیا از انتخاب پیامبر(ص) می شود گذشت؟
با توجه به اینکه پیامبر(ص)امیرالمؤمنین(ع) راتعیین کرده اند٬چگونه جرأت می کنیم فرد دیگری را مطرح کنیم؟ این به معنای اهانت به پیامبر(ص)و مناقشه درجهت تعیین آن حضرت است.گویا کسی بگوید:با وجود شخصی ارجح٬علی(ع)راتعیین نموده٬و اینکار رابه خاطرخویشاوندی انجام داده است.قطعاًهیچ مسلمانی چنین جرأتی به خود نمی دهد!

قضاوت بیطرفانه درباره غدیر
اگرکسی-حتی اگرمسلمان نباشد-بیطرفانه و فقط به عنوان یک ماجرای تاریخی٬مجموع این واقعه رامطالعه کند٬چه قضاوتی خواهدداشت؟ نه تنها درجنبه ولایت بلکه به عنوان یک فکرسیاسی اسلام٬خداوند برای پیامبرش چه سیاست حساب شده و دقیقی را آماده کرده٬که به بهترین وجهی جانشین تعیین شد و نتیجه آن تاامروز ماند.

صحنه غدیر در تاریخ نظیر ندارد
بابوجود آمدن صحنه غدیر٬نشرمکتبی که از روز خلقت آدم (ع) آغازشده بود دردل کوهسارغدیرپایان یافت٬وازکنار این برکه بر اقیانوس زمان موجی پرخروش افکند.ای اقیانوس بیکران زمان و ای امتداد تاریخ!٬آیا چنین صحنه ای راباردیگردرخودجای داده ای؟! اگرقاموس زندگی بشر راورق بزنیم٬آیا واژه ای می یابیم که معنای عشق پرشور را که رهبری سالخورده ٬به سعادتِ آینده امت خود دارد بفهماند؟

سابقه تعیین جانشین پیامبر(ص) در موقعیتهای مختلف
اهتمام پیامبر(ص)درباره نظم امور و جانشین قراردادن در امور مختلف چشمگیراست.اگربرفرض٬جانشین قراردادن فقط امر ارجحی باشد باز با توجه به اینکه پیامبر(ص) به خصوص دراین باره (جانشینی امام علی)درطول عمرش تاکیدداشته٬انسان مطمئن می شود که آن حضرت درمورد خلافت بعد ازخودمسئله را مهمل نگذاشته است.
به عنوان نمونه درجنگ موته٬سه فرمانده به ترتیب تعیین شدند.درلشکری که به یمن فرستادند٬تعیین کردند که امیرالمؤمنین(ع) ویک نفردیگربه ترتیب فرمانده هستند٬ولی امیربرهمه حضرت علی(ع)است.درمواردی که احتمال اختلاف شدیدباشد٬چه ازنظرجانشینی٬ وچه ازنظروجودافراد ناشایست که ازوجودشان احساس خطرمی شود.درچنین مواردی تعیین"جانشین" واجب است.چراکه درحال احتمال خطر٬موضوع رابه حال خود رهاکردن مساوی است با برباد دادن زحمات گذشته و بی توجهی به عمری به درازای قرنها برای اسلام٬به خصوص که خودحضرت ازاختلاف امت خبرداده و پبش بینی آینده ای نه چندان روشن ازروزهای بعد از خود را نموده است.

غدیر برای مردمی که علی(ع) را می شناختند
پیامبر(ص)درغدیر٬امیرالمؤمنین راهنگامی منصوب می فرمود که آن حضرت انواع آزمایشهای مربوط به دین و اجتماع رادرشرایط مختلف ازجنگ و صلح و سخاوت و عدل...در پیش چشم همگان داده بود و همه دیدند و همه اقرارداشتند که کسی بهتر از او نیست.شاید اگر قبل ازغدیر بود ادعا می کردند که آزمایشی پیش نیامده و گرنه ما هم چون علی (ع) هستیم!

تهدید برای مردم نه پیامبر(ص)!
تهدیددرآیه ی"و إن لم تفعل فمابلّغت رسالته"۲ازنوع کلامی است که به درمی گویند تادیواربشنود!منظور ازاین تهدیدآن مردمی هستند که پیامبر(ص)خوف قبول نکردن ولایت علی (ع)ازسوی آنان را داشت٬چراکه پیامبر(ص)ازابلاغ ولایت ابایی نداشت٬و درتمام عمر خود با اسلوبهای مختلف به ابلاغ آن همت گماشته بود.

وحشت از مسلمانان در غدیر!
فرق بین غدیر و دعوتهای قبلی پیامبر(ص)این بود که درغدیر٬اجتماعی منسجم و یکپارچه و عظیم ازمسلمین بود٬ولی دردعوتهای قبلی مجموعه ای ازکفار و مسلمین و یا اکثریتی از کفار دربرابرحضرت بودند.ولی این مسلمانان چه کسانی بودند که نیمی از خطابه پیامبر(ص)به اعلام خطر و حذر ازمنافقین آنان طی شد.اگرچه دعوتهای قبلی پیامبر(ص)هر یک درمرحله ای ازضعف  اسلام قرارداشتند و دراین مرحله دراعلی درجه قدرت اسلام بود٬ولی درهمین حال پیامبر(ص)ازمشرکین خوفی نداشت و همه ترسش از منافقین به رنگ مسلمین بود!

چرا سقیفه بنی ساعده دلسوزتر از پیامبر(ص)نصب فرمانروا ازطرف حاکم اصلی درهرشهری می تواندشاهدخوبی برمسئله امامت به تنصیص باشد.چگونه است که یک حاکم نمی تواندمردم هرشهری رابه حال خود رهاکندتابه قوانین عمل کنند اگرچه مردم آن شهر مردمان خوبی باشند.
پیامبر(ص)هم به مسلمانان نمی تواندآنچنان اطمینانی داشته باشدکه خودبه قوانین اسلام عمل کنندتاچه رسدبه اینکه خلیفه تعیین کنند!به عبارت دیگر٬اگرمسئله این است که مردم خود می توانند درکاری حضور ودخالت داشته باشند٬پس بهتراست ازهرچیزهمان است که به اسلام عمل کنند٬واصلاْتعیین خلیفه لزومی ندارد٬و اگرمردم آنقدرخوب نیستند که خودشان به دستورات اسلام عمل کنند٬چگونه دراعظم اموراسلام که تعیین خلیفه است می توانند با سلامت کامل عمل کنند وشخص مناسب را انتخاب کنند؟!
به تعبیردیگرفرضاْخودحضرت خلیفه تعیین نکرده بود شورا بودن را هم نگفته بود٬پس گویاخواسته بگوید:همانطورکه من به فکرخلافت نبوده ام شما هم به این فکرنباشید.چطورشد که یک عده کاسه داغتر از آش به فکرخلافت افتادند و ازقلب ناسوخته فریاد زدند که اسلام بدون امیرنمی شود٬و فقط برسر کیفیت و شخص آن اختلاف کردند و بالاخره به داد اسلام رسیدند!!.وقتی می گوییم چگونه ممکن است پیامبر(ص)اسلام را به حال خود رها کرده باشد دلسوزیها کنارمی رود٬ولی وقتی نوبت خلیفه تعیین کردن خودشان می رسد دلسوزیها شدید دیده می شود؟!

پی نوشت
۱-سوره نصر آیه۲
۲-سوره مائده آیه۶۷
منبع : ژرفای غدیر - محمّد باقر انصاری.