از رموز و اسرار آزمایش،امتحانِ میزانِ تسلیم و اطاعت بی چون و چرای بندگان در برابر فرمان مولاست.بنده ی واقعی بنده ای است که در برابر مولایش،چون و چرا نکند و تسلیم محض باشد و هر چه گفت،بی درنگ بپذیرد و عمل کند،هر چند نداند که «چرا».مثل تسلیم بودن حضرت ابراهیم(ع) برای ذبح فرزند عزیزش اسماعیل،نیز آمادگی اسماعیلِ ذبیح الله برای قربانی شدن.
یک درد و یکی درمان پسندد                                                    یکی وصل و یکی هجران پسندد
من از درمان و درد و وصل و هجران                                                 پسندم آنچه را جانان پسندد

هر چند که امیرالمؤمنین(ع) در سخنان خویش،گاهی فایده و حکمت و اسرار برخی دستورهای دینی را بیان فرموده است،1 امّا در موارد متعدّدی،روح اسلام و دینداری را تعبد و تسلیم در برابر فرمان خدا دانسته است.یکی از دستورها انجام فریضه حج است.امّا یک بنده ی مخلص و مطیع،اگر هم رموز و فلسفه ی برخی از آنها را نداند،چون خداوند فرمان داده است و او مولا و صاحب اختیار است،می پذیرد و بی چون و چرا عمل می کند،آن هم دقیق و مو به مو. و این یکی از امتحان های الهی و نشانه ی رهایی از خود بینی و رسیدن به خدا خواهی است.

در یکی از خطبه های طولانی نهج البلاغه که به نام خطبه ی «قاصعه» معروف است،امیرمؤمنان با مثال های متعدّد و بیانها و تعبیرهای مختلف،به مقابله با روحیه ی غرور و تکبّر و استکبار بشر می پردازد و به تعبّد و اطاعت و تسلیم بودن در مقابل امر خدا و کنار گذاشتن تعصّب و لجاجت فرا می خواند.

در بخشی از این خطبه،بر محور این نکته که گاهی آزمون الهی به این است که به چیزی فرمان می دهد و مخاطبان اصل آن و دلیل فرمان را نمی دانند،ولی امر خدا برای آزمودن میزات تبیعیّت و فرمانبرداری بندگان است،به «حج» و زیارت خانه ی خدا و انجام اعمال و مناسک آن مثال می زند و می فرماید:
«اَلا تَرَونَ اَنَّ اللهَ سُبحانَهُ اِختَبَرَ الاَوَّلِینَ مِن لَدُن آدَمَ صَلَواتّ الله عَلَیهِ،اِلَی الآخِرینَ مِن هذَا العالَمِ؛باَحجارٍ لاتَضُرُّ وَ لا تَنفَعُ...».2

آیا نمی بینید که خداوند سبحان،همگان را از حضرت آدم تا کسانی که پس از آنها آمده اند،در این جهان به وسیله ی سنگ هایی آزموده3 که نه زیان می زند و نه سود می بخشد،نه می بیند و نه می شنود.آن را خانه ی با حرمتِ خود ساخت و برای فراهم آمدن و عبادت مردم قرار داد.سپس این خانه را در سنگلاخ ترین سرزمین و بی گیاه ترین جای دنیا و کم فاصله ترین درّه ها قرار داد،در میان کوههای خشن و سخت،و سنگریزه های انبوه و چشمه های کم آب و آبادیهای دور از هم،که نه شتر در این سرزمین می آساید،نه اسب و نه گاو و گوسفند.سپس به آدم(ع) و فرزندان او فرمان داد که به سوی کعبه آیند.

این چنین،خانه ی خدا مرکز تجمّع سفرهایشان و سرمنزل کوچیدنهایشان گشت،به گونه ای که مردم با دلهای شیفته از صحراهای خشک و دشتهای دور و درّه های عمیق از شهرها و جزیره های  پراکنده ی دریاها به سوی آن روی می آورند،و خاشعانه بر گردِ کعبه می چرخند و لا اله الّا الله می گویند،با موهای آشفته و غبارآلود،در حالی که جامه های خویش را که نشانه ی شخصیّت و امتیاز است درآورده اند و با اصلاح نکردن موهای خود،زیبایی های خود را پوشیده می دارند.آزمونی بزرگ و امتحانی دشوار و گزینشی آشکار و پاکسازی روشن و رسایی است! خداوند،آن (دیدار خانه ی خود) را سببی برای رحمتش و پیوند دهنده و رساننده به بهشتش قرار داده است.

و اگر خداوند می خواست که خانه ی با حرمت و عبادتگاه با عظمت خویش را در میان باغستان ها و نهرها و سرزمین های سرسبز و هموار و پر درخت و پرمیوه و در دل مناطق آباد و پرجمعیت و روستاهای به هم پیوسته و گندمزارها و باغات پر از گل و گیاه و خوش منظره و چشم نواز و پرآب و آبادانی و بوستان و جاده های آباد قرار دهد به همان اندازه که آزمایش ساده بود،پاداش نیز کم می شد.

و اگر شالوده و پایه های خانه ی خدا و سنگهای به کار رفته در این بنا،از زمرّد سبز و یاقوت سرخ و دارای نور و روشنایی بود،سبب می شد که دلها دیرتر به شک افتد و تلاش شیطان را برای برگرداندن دلها از توجّه به این خانه،دور می کرد و وسوسه و تردید را از سینه ی مردم می کاست.

ولی خداوند،بندگانش را با سختیهای گوناگون می آزماید و با ناملایمات مختلف امتحانشان می نماید،تا تکبّر را از دلهایشان بیرون کند و فروتنی را در جانهایشان جای دهد و این عبادت را درهایی گشوده به فضل و رحمتش،و اسبابی فراهم و آماده برای بخشایش الهی قرار دهد.4

مهم ترین نکته و کلید این آزمون،همین است که بنده،مطیع مولا و تسلیم فرمان او باشد،حتّی اگر نمی داند چرا؟

به تعبیر یکی از بزرگان،اگر بنا باشد در دستورهای خدا،فقط آنچه را بفهمی برای چیست اطاعت کنیم و بپذیریم،در واقع ما بنده ی فهم خودمان شده ایم،نه بنده ی پروردگارمان و مطیع عقل خود شده ایم نه مطیع خدا!

این امتحان سخت،برای حضرت موسی(ع) نیز پیش آمد،آنجا که با خِضر همسفر شد،امّا با این شرط که نسبت به آنچه در طول سفر می بیند،سئوال و چون و چرا نکند.وقتی خضر نبی،آن کشتی را سوراخ کرد و آن نوجوان را کشت و آن دیوار رو به ویرانی را تعمیر و بازسازی کرد،در هر سه مورد،موسی زبان به اعتراض گشود که چرا چنین کردی؟ و چون راز جریان را از زبان خضر شنید،دانست که در امتحان شکست خورده است،چون قرار بود نسبت به آنچه می بیند،چون و چرا نکند.5

پی نوشت ها
1- از جمله در حکمتِ 252 نهج البلاغه : «فَرَضَ اللهُ الإیمانَ تَطهِیراً مِنَ الشِّرکِ...»،نیز در بخشی از خطبه 192:«و عَن ذلک ما حَرَس اللهُ عِبادَهُ المُؤمِنینَ بالصَّلواتِ و الزَّکوَاتِ و مُجاهَدَةِ الصِّیَامِ فِی الأیّامِ المَفروضاتِ...».
2- چون متن عربی طولانی است،به ترجمه ی آن اکتفا می شود.نهج البلاغه،خطبه ی 192.
3- مقصود،خانه ی کعبه است که از سنگهای عادی بنا شده است.
4- «وَ لکِنَّ اللهَ یَختَبرُ عِبادَهُ باَنواعِ الشَّدائدِ وَ یَتَعَبَّدُهُم باَنواعِ المَجاهِدِ،و یَبتَلِیهُم بضُروبِ المَکارِهِ،اِخراجاً لِلتَّکَبُّرِ مِن قُلُوبهِم وَ اِسکاناً لِلتَّذَلُّلِ فِی نُفُوسِهِم...» نهج البلاغه،خطبه 192.
5- داستان آن مفصُل است.برای اطُلاع بیشتر بنگرید به:تفسیر آیات 60 تا 82 سوره کهف.
منبع : درسهایی از نهج البلاغه (6) – امتحان – جواد محدّثی.