شیعیان در جهان امروز دارای وضعیتی هستند که برای ایفای نقش و رسالت واقعی خود باید این وضعیت را بشناسند و چالش های پیش رو را شناسایی و آسیب ها را برطرف کنند.
وضعیت کنونی شیعیان در جهان
لازم است وضعیت شیعیان در جهان را از سه زاویه نگریست؛مناطقی که شیعیان در آن حضور دارند اما پراکنده اند؛یعنی تمرکزی مانند ایران و عراق ندارند.زاویه دیگر،نگاهی است که دیگران به شیعیان دارند؛یعنی درک وضعیت کنونی شیعیان مستلزم این است که هم یک گزارشی از نگاه درونی و هم از
نگاه بیرونی به مساله داشته باشیم.
در نگاه درونی آنچه که بدون تردید مسلّم است و هیچ شکی در آن وجود ندارد،مسأله هویت یابی شیعیان در دوران جدید است که به دنبال پیروزی انقلاب اسلامی در ایران ایجاد شد.بعد از انقلاب اسلامی شیعیان سراسر جهان،هویت جدیدی پیدا کردند و خود را باز یافتند و این بازیابی هویت،بزرگترین مشخصه شیعیان به حساب می آید،طبیعتاً این بازیابی هویت ظهور و بروز متفاوتی دارد.
شیعیان در کشورهای مختلف حاشیه خلیج فارس و در خاورمیانه و حتی جاهایی که اجتماع شیعه به شکل متراکم وجود ندارد،به عنوان مثال در کشورهای اروپایی،یک هویت یابی قابل فهم دارند که قابل تشخیص است؛اما طبیعی است که بر اساس شرایط پیرامونی و محیطی نوسان دارد و یکسان و یکدست نیست،بنابراین این یک نگاه درونی است که می توان به وضعیت شیعه داشت.
از طرف دیگر،نگاه مربوط به بیرون است که قابل توجه است و از دو زاویه محل بحث است؛یکی این که،این جمعیتی که هویت خود را بازیافته اند،بسیار بیشتر از گذشته مورد عنایت و توجه قرار گرفته اند،همه به گونه ای آنها را زیر ذره بین خودشان قرار داده اند.
بررسی هایی که درباره تعداد آثار مربوط به شیعیان در آثار مستشرقان صورت گرفته،نشان می دهد که تا دهه 70 قرن بیستم تعداد این آثار بسیار اندک و از هر 100 اثر درباره جهان اسلام شاید 7 اثر به شیعیان اختصاص داشت و تازه این تعداد هم مربوط به شیعه اثنی عشری نمی شد.بلکه،فرقه های مختلف شیعه را در بر می گرفت،فرقه هایی چون زیدیه،اسماعیلیه و...اما امروزه بدون تردید این آمار ترقی بسیار زیادی کرده و هر روز به طور منظم شاهد انتشار کتاب ها،مقاله ها،همایش ها درباره شیعیان هستیم و تعداد قابل توجهی از پایگاههای اطلاع رسانی هم به این موضوع اختصاص یافته است؛بنابرابن می توان نتیجه گرفت که شیعیان مورد اقبال قرار گرفته اند و همه می خواهند که این قشر را بشناسند.
نکته سومی که در این بحث باید مورد نظر قرار گیرد،این است که یک نوع تلاش هم صورت می گیرد تا نوعی هویت سازی جعلی برای شیعیان انجام شود که این مطلب را نمی توان به عنوان یک واقعیت نادیده انگاشت؛یعنی جریان های مختلفی می کوشند تا هویت جعلی آن گونه که خود می خواهند برای شیعه بسازند و آن را معرفی کنند؛خصوصاً جریان های وهابی و نگاههایی که از جریانات افراطی متاثر است؛اینها نیز اغلب می کوشند یک هویت جعلی و بدعت گذارانه برای شیعه ترسیم کنند یا آن را به شیعه تحمیل کنند و شیعه را به عنوان یک جریان انحرافی و بدعت گذار و التقاطی و دور از آموزه های وحیانی اسلام معرفی کنند.
این یک هویت جعلی است که دیگران می خواهند بسازند و به شیعه تحمیل کنند،گاهی هم این هویت سازی جعلی هم در کشورهای غربی وجود دارد،آنها گاهی به شکل های مختلف و با ترفندهای گوناگونی که از طریق وسائل ارتباط جمعی فراهم شده،شیعیان را به عنوان افرادی خون ریز و هرج مرج آفرین و به قول خودشان تروریست معرفی کنند.این نیز یک هویت جعلی و کذب است که دیگران می خواهند بسازند و تمایل دارند این جامه را به هر قیمتی بر تن شیعه بپوشانند.
چالش های پیش روی شیعیان با پیروان مذاهب اسلامی و سایر ادیان و جریان ها
در بحث چالش های پیش روی شیعیان می توان از زوایای مختلف به این مسئله نگاه کرد و ابعاد مختلفی را برای آن ترسیم کرد؛نکته اول،نحوه مواجهه با این هویت های جعلی است که بیان شد که دیگران برای شیعیان می سازند.این چالشی است که اگر شیعیان هوشمندانه با آن برخورد نکنند و در دام این هویت سازی ها بیفتند،بدون تردید به آسیب رساندن به بنیان های خودشان کمک می کنند.
به عنوان مثال وهابی ها به منازعات فرقه ای دامن می زنند و همسو با اهداف آنها کشورهای غربی هم به این مسائل دامن می زنند،اگر شیعیان غافل بمانند و به دام این نوع منازعات فرقه ای بیفتند،بدون تردید بیشترین ضرر را خودشان خواهند دید.مثلاً نوع مواجهه حزب الله لبنان با اسرائیل برخوردی است که از هر زاویه ای که نگاه کنیم،قابل دفاع و سنجیده است،اما اگر در مواجهه با غربی ها یک عده ای بیایند و بخواهند به جای برخوردهای منطقی در کشورهای غربی در میان مردم بمبگذاری کنند،این روش ناپسندی است؛گرچه شیعیان از چنین روش هایی همواره دور بوده اند،ولی اگر انجام شود،در دام فریب دشمن افتادن است و دشمن فرصت و ابزاری برای معرفی شیعه به عنوان گروه خشونت طلب،خونریز و آشوب آفرین پیدا خواهد کرد.بنابراین این نخستین چالشی است که هوشمندی شیعیان را برای برخورد با آن می طلبد.
نکته دوم،مسأله سازگاری با محیط جدید و حفظ هویت است.همانطور که اشاره شد شیعیان هویت خود را بازیافته اند،اما حفظ این هویت متناسب با شرایط جدید،یک چالش به حساب می آید.چالش به این معنا فضایی است که اگر انسان تدبیر مناسب را نداشته باشد و سنجیده عمل نکند،می تواند آسیب جدی به دنبال داشته باشد و تهدید هایی را متوجه شیعه کند.به عنوان مثال شیعیان در کشور هایی چون بحرین وارد فضای جدیدی شده اند و نحوه منطبق سازی آنها با شرایط جدید و حفظ هویت،نکته مهمی است.
ضرورت عملکرد شیعیان متناسب با شرایط
نمی توان در یک نگاه واقع بینانه روش و شیوه واحدی را برای شیعیان در سراسر جهان املا کرد و از آنها خواست که به همین شیوه عمل کنند.شیوه واحد،شدنی نیست،به هر حال اقتضائات شیعیان در لبنان با اقتضائات شیعیان در بنگلادش و در هند متفاوت است و این را باید در نظر گرفت.نمی توان از همه اینها در گستره پهناوری که شیعه در آن زندگی می کند،مثلاً از اندونزی که در آن تعدادی شیعه هستند،گرفته تا هندوستان،پاکستان و افغانستان تا از سوی دیگر،لبنان و سوریه و... خواست که رفتار واحدی داشته باشند؛این امر امکان پذیر نیست.اینها هویت های بومی متفاوتی دارند و یک فراهویتی که هویت اساسی شیعی آنها به حساب می آید،باید حفظ شود.
مجموعاً باید توجه داشت که چگونه در این شرایط متعدد و در جوامع متعدد و متکثّر می توان هویت همگرایی شیعی را حفظ کرد و در این جوامع هم باقی ماند.شیعه هندوستان شیعه بماند و در هندوستان زندگی کند،شیعه لبنانی شیعه بماند و در لبنان زندگی کند و حتی در مقیاس فردی نیز یک شیعه که در آمریکا زندگی می کند،شیعه بماند و زندگی اش متناسب با آمریکا باشد.این یک چالش جدی است و به نظر فوق العاده حساس و سرنوشت ساز است و مطالعه و بررسی جدی می خواهد و خوب است که اصحاب رسانه فضاهایی را درباره گفت و گو در این موضوعات باز کنند.
نقش و رسالت ایران نسبت به شیعیان جهان در حوزه های مختلف
در این زمینه هم می توان دو نکته را ذکر کرد:اول اینکه هر کسی باید متناسب با جایگاه و شأن خودش فعالیت داشته باشد و مسأله باید به خوبی برای اقشار مختلف تبیین شود.مثلاً شاید حضور یک مرجع تقلید شیعه که در ایران زندگی می کند،در بین شیعیان هر کدام از کشورها یک نقش هویت بخشی بسیار جدی و مؤثری داشته باشد،اگر مثلاً شیعیان حیدرآباد هند ببینند یکی از مراجع شیعه در بین آنها حضور یافته و مثلاً چند روزی با اندیشمندانشان ملاقات داشته باشد و با آنها گفت و گو کند،این به یکباره در تثبیت هویت شیعیان آنجا بسیار کمک می کند و طبیعتاً در این کار ما هم باید با ظرافتی خاص عمل کنیم تا چنین کارهایی به معنی بر هم زدن نظم پذیرفته شده در این کشورها و دخالت در امور داخلی این کشورها و ایجاد جنجال تلقی نشود.
این کارها با رعایت کردن تمام این ملاحظات باید انجام شود و از مراجع می توان این انتظار را داشت.فراهم آوردن فضای مناسب برای انتقال خواسته ها و پرسش های شیعیان مناطق مختلف از سوی مراجع و اندیشمندان هم یک نکته دیگر است که می تواند فوق العاده اثر گذار باشد.
نسبت به اقشار دیگر که در کارهای فکری و اندیشه ای فعالیت می کنند،انتقال درست پرسش ها یکی از موارد مورد توجه است که مثلاً به شکل های مختلف گفتاری و نوشتاری در اختیار افراد می تواند قرار گیرد و به این پرسش ها جواب دهند،البته این کارها پر زحمت است و ملاحظات جانبی سیاسی و امنیتی دارد.همچنین باید فضایی برای ارتباط نخبگان کشورهای شیعی با همدیگر،توسط اندیشمندان صاحب فضل و قابل اعتماد ایجاد شود و این افراد در قالب یک شبکه اجتماعی با همدیگر ارتباط داشته باشند.
ترجیحاً باید کارهای پژوهشی زمینه این ارتباط باشد یا مثلاً در دانشگاه ها بورسیه کردن شیعیان جوان نخبه در مراکز علمی ایران یک کار دیگری می تواند باشد که البته کم و بیش صورت می گیرد ولی زمینه کار در اینباره بسیار زیاد است.
همچنین پژوهشگران غیر شیعی هم که مایل هستند درباره شیعه تحقیق کنند هم کم نیستند - مثلاً شخصی در اروپا تحصیل می کند و مشتاق است بر روی یک موضوع شیعی تحقیق کند – مناسب است که نهادهایی در کشور متولی حمایت از این گونه افراد باشند،اگر چه ممکن است برخی از آنها بخواهند با انگیزه سیاسی داخل کشور بیایند،ولی یقین داریم تعداد دیگری هستند که واقعاً به دنبال کار علمی اند و به گونه ای که این آفت را هم در نظر بگیریم و در محدوده خاصی به اطلاعات دسترسی داشته باشند.
نکته دیگر این که به هر حال پاره ای ای خام اندیشی ها و ساده انگاری ها باید مدنظر قرار گیرد که از آن پرهیز شود و هشدار دان نسبت به اینها هم وظیفه نخبگان جوامع شیعی است.فرو غلتیدن در منازعات فرقه ای یک آسیب بسیار جدی است که متأسفانه شاهدیم که در چند سال اخیر به آن دامن زده شده و کشاندن این بحث ها به فضاهایی که جای طرح آن در فضاهای عمومی نیست،مشاهده می شود.
توسل به ادب شیعی که امام صادق(ع) از شیعیانشان خواستند،موجب دوری جستن از این گونه مباحث تنش زا می شود.اهانت به مقدسات دیگر مذاهب یکی از این موارد تنش زاست و از جمله مواردی است که شیعه را به گونه ای در معرض تهدید قرار می دهد و نسبت به این گونه موارد باید هوشیار بود و از آنها پرهیز کرد.
منبع : مصاحبه روزنامه جام جم با حجت الاسلام و المسلمین دکتر محسن الویری،دارای مدرک دکتری در رشته تاریخ تمدن ایران و اسلام،عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم(ع)،از پایه گذاران و اساتید رشته تاریخ تشیّع در کشور و از صاحب نظران و پژوهشگران حوزه تاریخ و تمدن اسلامی و سردبیر مجله «تاریخ اسلام» - یکشنبه 9/11/1390- بخش اندیشه صفحه 11.