لباس مشکی عزاداری؛ کراهت ذاتی یا احیای شعائر الهی؟

شکی نیست که پوشیدن لباس مشکی خصوصاً در حال نماز نزد مشهور امامیه کراهت دارد، بلکه ادعای اجماع بر آن نیز شده است. ولی بحث این است که آیا این کراهت ذاتی است، یعنی به لحاظ این که لباس مشکی است مکروه است یا به جهت این که شعار بنی عباس بوده1 یا چون لباس اهل جهنم است2، مکروه می باشد؟

از ظاهر برخی ادله استفاده می شود که کراهت آن ذاتی نیست و لذا در صورتی که عنوان دیگری به خود گیرد؛ مثل این که شعار حزن بر اولیای الهی شود نه تنها کراهت سابق را از دست می دهد بلکه داخل در عنوان احیای شعائر الهی شده،مستحب نیز می گردد.

خصوصاً آنکه با مراجعه ی اخبار و تواریخ پی می بریم که اهل بیت(ع) هنگام عزا در مصیبت فقدان یکی از بزرگان، لباس مشکی را می پوشیده، یا پوشیدن آن را امضا کرده اند. اینک به نمونه هایی که در کتب شیعه و سنی آمده اشاره می کنیم:
الف – روایات شیعه
1- برقی به سندش از امام زین العابدین(ع) نقل می کند که فرمود:«چون جدم حسین(ع) کشته شد،زنان بنی هاشم در ماتم او لباس سیاه پوشیدند و آن را در گرما و سرما تغییر ندادند.و پدرم علی بن الحسین(ع) برای آنان در هنگام عزاداری غذا آماده می کرد».3

2- ابن قولویه به سندش نقل کرده که فرشته ای از فرشته های فردوس بر دریا فرود آمد و بال های خود را بر آن گسترد.آن گاه صیحه ای زد و گفت:«ای اهل دریاها! لباس های حزن به تن کنید؛زیرا فرزند رسول خدا ذبح شده است.آن گاه قدری از تربت او را بر بال های خود گذارده و به سوی آسمان ها برد.و هیچ فرشته ای را ملاقات نکرد جز آن که آن را استشمام نمود و اثری از آن نزد او ماند».4

ب – روایات عامّه1- ابن ابی الحدید از مدائنی نقل می کند:چون علی(ع) وفات یافت،عبدالله بن عباس بن عبدالمطلب نزد مردم آمد و گفت:همانا امیرالمؤمنین(ع) وفات یافت،او کسی را به عنوان جانشین خود قرار داده است،اگر او را اجابت می کنید نزد شما می آید و اگر کراهت دارید کسی بر دیگری اصراری ندارد؟ مردم گریستند و گفتند:بلکه به سوی ما بیاید.

حسن(ع) در حالی که لباس مشکی به تن داشت نزد آنان آمد و خطبه ای ایراد فرمود.5

2- ابی مخنف روایت کرده که نعمان بن بشیر خبر شهادت امام حسین(ع) را به اهل مدینه ابلاغ نمود...در مدینه زنی نبود جز آن که از پشت پرده بیرون آمد و لباس مشکی پوشیده،مشغول عزاداری شد.6

3- عمادالدین ادریس قرشی از ابی نعیم اصفهانی به سندش از امّ سلمه نقل کرده که چون خبر کشته شدن امام حسین(ع) به او رسید خیمه ای سیاه در مسجد رسول خدا(ص) زد و لباس مشکی به تن نمود.7

4- و نیز ابن ابی الحدید از اصبغ بن نباته نقل می کند که گفت:«بعد از کشته شدن امیرالمؤمنین(ع) وارد مسجد کوفه شدم،حسن و حسین را مشاهده کردم که لباس مشکی به تن داشتند.8

پی نوشت ها
1- من لا یحضره الفقیه،ج 2،ص 252.
2- وسائل الشیعة،ج 3،ص 281،باب 20 از ابواب لباس مصلّی،ح 3.
3- بحارالأنوار،ج 45،ص 188 ؛ وسائل الشیعة،ج 2،ص 890.
4- کامل الزیارات،ص 67 و 68 ؛ بحارالأنوار،ج 45،ص 221 و 222.
5- شرح ابن ابی الحدید،ج 16،ص 22.
6- مقتل ابی مخنف،ص 222 و 223.
7- عیون الاخبار و فنون الآثار،ص 109.
8- شرح ابن ابی الحدید.
منبع : برپایی مراسم جشن و عزا – سلسله مباحث شناخت وهّابیان - علی اصغر رضوانی.

امام حسین(ع) در «خطبه منا» به نخبگان چه فرمودند؟

سلیم بن قیس می گوید:یک سال قبل از مرگ معاویه،حسین بن علی(ع) با عبدالله بن عبّاس و عبدالله بن جعفر به حج رفتند،امام حسین(ع) مردان و زنان و یاران بنی هاشم و آن عدّه از انصار را که او و خاندانش را می شناختند،جمع کرد.سپس چند نفر را فرستاده و فرمودند:
«همه ی کسانی را که امسال از اصحاب پیامبر(ص) معروف به صلاح و عبادتند به حج آمده اند،نزد من جمع کنید».

ادامه نوشته

اینفوگرافیک | شرایط انتقاد سازنده در کلام امام خمینی(ره)

امام خمینی(ره) بارها بر ضرورت انتقاد تأکید می کند و انتقاد را مقدمه اصلاح می داند،زیرا«بی عیب ما نداریم» و تا عیب ها گفته نشود اصلاح نمی شود.
روزنامه ها که افکار عمومی را منعکس می کنند و به انتقاد می پردازند شاید با کسی دشمنی داشته باشند،بلکه باید کار آنها حالت ارشاد داشته باشد؛زیرا انتقاد در یک جامعه لازم و باعث پیشرفت و اصلاح می شود.«سرتاپای انسان عیب است و باید این عیب ها را گفت و انتقادات را کرد،برای این که اصلاح بشود جامعه».
امام بر این باور است که انسان های خود ساخته از انتقاد ناراحت نمی شوند.«اگر انسان خودش را ساخته بود،هیچ بدش نمی آمد که یک رعیتی هم به او انتقاد کند،اصلاً بدش نمی آمد،از انتقاد بدش نمی آمد».
امام برای انتقاد سازنده و پذیرش آن نکاتی را یادآوری کرده اند،که در این اینفوگرافیک به آن اشاره می شود:

ادامه نوشته

خداوند برای زبان خاکریز قرار داده است!

«عرفان یعنی این که گوش به حرف خدا بدهی،واجبات را انجام دهی،محرمات را ترک کنی» آن هایی که پای صحبت های اخلاقی حضرت آیت الله عزیزالله خوشوقت(ره) نشسته باشند.این جمله یا جملاتی به این مضمون برایشان آشناست.در اوّلین برخورد،با چهره ای نورانی و جذاب اما ساده و مهربان برخورد می کردند که جوانان زیادی در محراب مسجد دور او را گرفته بودند و او با سعه صدر و روی باز به سئوالات آنها پاسخ می داد.آیت الله خوشوقت(ره) که شاگرد برجسته علامه طباطبایی بوده است سالها پیش نماز مسجد امام حسن مجتبی علیه اسلام بود.کسانی که ایشان را می شناختند می دانند که ایشان تنها راه سیر و سلوک را رعایت تقوا می دانستند و برنامه هایی پیچیده و ریاضت های بی مورد را غلط می دانستند.

ادامه نوشته

«اعتـدال»؛در کلام مولا این گونه است!

همه ی ما از پیامدهای ناگوار «افراط» و «تفریط»،چیزهایی شنیده ایم و از ناپسندی آن کم و بیش باخبریم.از خوبی و آثار «اعتدال» و میانه روی هم نکته هایی دیده ایم و می دانیم.بیرون رفتن از مرز اعتدال،به هر دلیلی که باشد و در هر موردی که باشد،انسان را به ناکامی می کشد و قضاوت دیگران را هم منفی می سازد.بر عکس،کسانی که روی خط اعتدال حر کت می کنند و از افراط و تفریط و تندروی های بی خردانه و کوتاهی ها و سستی های جاهلانه پرهیز می کنند،محبوب تر و مطلوب ترند.
حتّی در مسائل اجتماعی و سیاسی هم،مسأله ی تندروی و کندروی،بازتاب های منفی و آثار ویرانگر دارد و گاهی بحران آفرین و مشکل ساز می شود،هم برای خود افراد،هم برای جامعه.

ادامه نوشته

«نـفی» و «اثبـات»هـای جمهـوری اسـلامی

از جمله اصطلاحات گویا و روشن،تعبیر «نفی»ها و «اثبات»های نظام جمهوری اسلامی است که از سوی رهبر معظّم انقلاب اسلامی،مطرح شده است.جمهوری اسلامی ایران بر اساس اعتقادات،باورها و سیاست خود،اموری را در سطح ملی و بین المللی،نفی و طرد می نماید و در مقابل وظایف و کارکردهایی را برای خود اثبات و آنها را مشی خود قرار می دهد.

دشمن نسبت به این امور،چه نفی ها و چه اثبات ها،موضع گیری می نماید.دشمن نفی ها را برخلاف اثبات های خود و اثبات های نظام را مخالف نفی های خود می بیند.

وقتی جمهوری اسلامی،فرهنگ منحط غرب را نفی می کند،این دقیقاً در خلاف جهت خواست و منافع نامشروع قدرتهای استکباری است.در مقابل زمانی که یاری به مظلومان و ایستادگی در برابر قلدری ها را اثبات و سیاست اساسی خود اعلام می کند و در بر آن پافشاری می نماید،مخالف خواست قدرتهای ستمگر بین المللی و نفی آنها یعنی تسلیم شدن دربرابر زورگوییهاست.

این که آمریکا،به عنوان رأس فساد بین المللی،می گوید که ایران بایستی رفتار خود را تغییر دهد،بر همین مسأله تأکید دارد که نفی و اثباتهای جمهوری اسلامی بایستی بر اساس تعریف و منافع آنان تغییر کند و تسلیم گفتمان رایج ظالم و مظلوم،مستکبر و حقارت زده باشند!

اگر نفی و اثباتهای جمهوری اسلامی ایران،تنها در محدوده ی جغرافیایی آن باقی می ماند،مسأله چندان اهمیتی برای شیطانها نداشت،امّا منش و روش جمهوری اسلامی ایران،برای ملّتهای جهان بویژه مسلمانان الگوست.آنها از این بیداری اسلامی و خیزش ملّتها در هراسند و لذا تمامی سعی و امکانات خود را به کار می گیرند تا این الگو را ناکام سازند.

«نفی»های جمهوری اسلامی
برخی از «نفی»های جمهوری اسلامی را رهبر معظّم انقلاب اسلامی چنین بر می شمارند:
جمهوری اسلامی تعدادی «نفی» با خود دارد.
- نفی استثمار؛
- نفی سلطه پذیری؛
- نفی تحقیر ملّت به وسیله قدرت های سیاسی دنیا؛
- نفی وابستگی سیاسی؛
- نفی نفوذ و دخالت قدرت های مسلّط دنیا در کشور؛
- نفی سکولاریسم اخلاقی،اباحیگری؛
اینها را جمهوری اسلامی قاطع نفی می کند.1

«اثبات»های جمهوری اسلامی
و برخی از «اثبات»های نظام جمهوری اسلامی را نیز از این قرار نام می برند:
مواردی را هم [جمهوری اسلامی] اثبات می کند:
اثبات هویت ملی،هویت ایرانی؛
اثبات ارزشهای اسلامی؛
[اثبات] دفاع از مظلومان جهان؛
[اثبات] تلاش برای دست پیدا کردن بر قله های دانش،...
اینها جزو چیزهایی است که جمهوری اسلامی بر آنها پافشاری می کند.2

«نفی» و «اثبات»ها،دلیل دشمنی آمریکا و صهیونیسم
این جهت گیری ها و و موضع گیری های نظام،یعنی «نفی»ها و «اثبات»های آن،علّت اصلی دشمنی استکبار جهانی و اذناب او با انقلاب اسلامی و ملّت ایران است.این نظر درست نیست که اگر نظام اسلامی با مستکبرین جهان بویژه آمریکا مذاکره و مصالحه کند تمام مشکلات و دشمنیها تمام خواهد شد.دشمنی زیاده خواهان عالم،زمانی پایان می پذیرد که هویت،محتوا،فرهنگ و شخصیّت ملّت و انقلاب را که همان اسلام و ایمان دینی است از بین ببرند و او را تحقیر و تسلیم خود سازند.

«این نفی و اثبات،اینها دلیل دشمنی آمریکا و دشمنی شبکه ی صهیونیستی دنیاست.اگر نفوذ آمریکا را قبول کنیم،دشمنیها کم خواهد شد؛اگر راضی شویم که ملّت به وسیله ی بیگانگان به طرق مختلف تحقیر شود؛دفاع از هویت ملی یا دفاع از ارزشهای اسلامی را کنار بگذاریم،مسلماً دشمنیها به همین نسبت کم خواهد شد.

این که می گویند جمهوری اسلامی رفتار خود را عوض کند،یعنی این! شنیده اید گاهی مسئولین سیاسی کشورهای مستکبر از قبیل آمریکا،درباره ایران صحبت می کنند،می گویند.

ما نمی گوییم جمهوری اسلامی از بین برود،می گوییم جمهوری اسلامی رفتارش را عوض کند.رفتارش را عوض کند.یعنی این؛یعنی از این نفی و از این اثبات دست بردارد.این را می خواهند.»3

الگو بودن «نفی» و «اثبات» جمهوری اسلامی ایران
همچنین،دشمنان از آن رو با نفی ها و اثبات های جمهوری اسلامی مخالفند که اینها به عنوان الگو مورد نظر و عمل مسلمانان و آزادگان جهان قرار می گیرند.

«آنچه من می خواهم عرض کنم و این بیانات با توجّه به آن انجام شد،این است که این دو،باید ناظر به یک هدف باشند؛و آن،تکمیل زندگی مردم است.حوزه ی کامل؛دانشگاه کامل.هر کدام به معنای کمال حقیقی خودشان؛و هماهنگی این دو با هم.آن وقت ملّت،ملّت مستقل،و جامعه ی ایرانی،جامعه الگو دهنده خواهد شد.یعنی این انزجار شما نسبت به دشمنان دین – دشمنان مقتدر دین،که امروز از قدرت دنیایی برخوردارند – تثبیت خواهد شد.نفیِ ملّت ایران،یعنی این کلمه ی نفی ای که ملّت ایران،از زبان خودش صادر می کند.آن «نه»ای که می گوید،یا اثباتی که از زبان جاری و صادر می کند،هر دو،در دنیا الگو خواهد شد.و امروز،بشریت به این الگو نیازمند است».4

پی نوشت ها
1- رهبر معظّم انقلاب اسلامی،دیدار با اساتید و دانشجویان در دانشگاه علم و صنعت،در تاریخ 24/9/1387.
2- همان.
3- همان.
4- همان.
منبع : ساخت حقیقی و حقوقی نظام جمهوری اسلامی ایران – مؤسسه فرهنگی و هنری قدر ولایت.