نخل ولایت
نخل ولایت
زهرای من که غصه تو را پیر کرده است
دردا که با تو بازی تقدیر کرده است
تو سینه سوز دردی و من خانه سوز صبر
ما هر دو را زمانه زمین گیر کرده است
آیات درد بر سر و رویم نشسته است
در من ز بس ملال تو تأثیر کرده است
ای نخل سربند ولایت! جفای خلق
غم را به خانه ی تو سرازیر کرده است
آن عزّت گذشته کجا،این ستم کجا
رفتار مردم این همه تغییر کرده است
شیرنی حیات علی!بهشت پیمبر!چه روی داد
کاین قدر رنگ و روی تو تغییر کرده است
فریاد از این گروه که آیات وحی را
بر له خود علیه تو تفسیر کرده است
دستت شکست کاش نباشد علی مگر
ضرب غلاف کار چو شمشیر کرده است
خواب تو را که سوی پدر می کنی سفر
تابوت پیش ساخته تعبیر کرده است
آن جا که می زدند تو را،هیچ کس نگفت
این بضعةُ النبی است،چه تقصیر کرده است.
شاعر : سید رضا مؤید
یا فاطمة الزهرا(س)
تابوت را ز خانه ی زهرا،که می برد؟
از بیت جبرئیل صفا را،که می برد؟
مولا که سر نهاده به دیوار،بی قرار
خونابه را ز پهلوی زهرا که می برد؟
جز دختری که مات دعاهای مادر است
سجاده را به خلوت شب ها که می برد؟
وقتی که کوچه تنگ و دلی سنگ می شود
طفل صغیر را به تماشا که می برد؟
با باغبان خسته بگوئید در بهار
آتش به باغ تازه شکوفا که می برد؟
چشمان کودکان به پدر خیره مانده است
تابوت را به شانه اش آیا که می برد؟
شاعر : جواد موسی زاده
ارثیه فاطمه
افتاد حریم عشق در آتش و دود
آن روز که دستِ فتنه را کینه گشود
ارثیه ی فاطمه پس از پیغمبر
پهلوی شکسته بود و بازوی کبود
شاعر : جعفر رسول زاده
کانال پرتو اشراق در تلگرام