جناب! ویژه خواری نکن ...
نامه53نهج البلاغه منشوری جاویدان برای حکیمان و عارفان،سیاستمداران و فرمانروایان و مسؤلان،راهی روشن می گشاید که عمل به آن جامعه آرمانی و مدینه فاضله انسانی و اسلامی را محقق می بخشد.در مسیرمدیریت جامعه دشواریها و پیچ و خم هایی است که عبور و گذر از آنها نیاز به الگویی تمام عیار یعنی حکومت انسانی و اسلامی مولایمان امیرمؤمنان علی(ع) است که نمونه ای از این نکات در این فرمان جاویدان به مالک اشتر ارائه شده است.تابلویی در برابر دولتمردان و کارگزاران نظام اسلامی.گزیده ای از این فرمان را مرور می کنیم:
مراقب هجوم شیطان باش
از شیفته ی خویش گشتن،پروا کن! و از نازیدن و اعتماد ورزیدن به آنچه تو را فریفته ی خویشتن می کند،دوری گزین! و مپسند که بسیار ثنایت گویند و ستایشت نمایند؛زیرا که اینها از مناسبترین فرصتها و از استوارترین کارافزارهای شیطان است تا که شایسته کاری شایستگان را تباه سازد و احسان محسنان را فانی گرداند.
با مردم مهربان باش
رحمت و شفقت بر ملّت و رعیّت را به قلبت بفهمان و محبّتشان را به دلت بچشان و لطف و رأفت به آنان را شعار خویش گردان و در نهانگاه جانت بنشان.و مبادا برای آنان چونان جانوری درّنده و شکار گری زیان رساننده باشی،که خُوردنِشان را غنیمت شماری! زیرا ایشان دو گروه اند:یا در دین و آیین،با تو برادرند و یا در آفرینش،با تو برابرند.
بر مردم منّت نگذار
از منّت نهادن بر رعیِت و احسان و نیکی ات را به رخ ایشان کشاندن،پرهیز کن! و کارهایت را،به گزاف،بزرگ مشمار و به آنها مناز! و به ملّت،وعده ای که خلاف آن کنی،مده؛زیرا که"منّت نهادن"،نیکی و احسان را زایل و باطل (و تباه و بی پاداش)می کند.و "کار بزرگ شمردن" (و لاف زدن و کار خویش را،به گزاف،بیش از آنچه هست نمایاندن) نور حق را می زداید(و روشنایی ضمیر را تاریک می نماید).و "خلاف وعده کردن"،خشم خداوند و مردمان را برمی انگیزاند،خدای متعال فرموده است:"بزرگ گناهی است نزد خداوند که بگویید آنچه به جای نمی آرید".1
رعایت حال محرومان و طبقات پایین جامعه را بکن
آنک،الله!الله!درباره طبقه فرودستان!(خدای را،خدای را پروا گیر و در احوال آن فروماندگان بیندیش!)همانان که راهکاری ندارند و راه به جایی نمی برند:آن ناداران و نیاز داران و بینوایان و فرو افتادگان و واماندگان.
در این طایفه،کسانی اند که فقر خویش را ظاهر می سازند و دست به گدایی می یازند،و نیز کسانی دیگرند که دست خویش به خواهش نمی گشایند و فقر خود را نمی نمایانند.و تو حقی را که خداوند برای ایشان بر عهده ات نهاده ادا نما و حرمت شان را پاس دار.
حق را به حقدار برسان
و"حق"را پاس بدار و آن را به حقمدار برسان و اجرای حق را برای همگان لازم شمار؛چه برای خویشاوندان و چه بیگانگان(و چه نزدیکان و چه دوران) و بر این"حقمداری" صابر باش (و بر آن پایداری شکیبایی بورز) و پاداشش را از خداوند بخواه (و در این"حق ورزی"،جز به خداوند میندیش) هر چند که این کردار حقمدار،بر نزدیکان و خویشاوندانت دشوار آید.و این شیوه ی"التزام به حق"را با همه گرانی و دشواری اش،پذیرا باش؛زیرا عاقبت و فرجامش ستوده و خجسته است.
از خشم عمومی مردم بترس
محبوبترین و فرخنده ترین کارها و کردارها،نزد تو،باید آنها باشد که در قلمرو"حقیقت"،سازگارترین و معتدلترین است؛و در وادی"عدالت"،فراگیرترین است؛و در جلب خشنودی"رعیت"،گسترده ترین است؛زیرا نارضایی "جماعت مردمان"رضایتِ"خاصّگان"را می زداید(و آن را بی اثر می سازد و از فایده می اندازد) و امّا خشم و نارضایی آن "گروه خاص"،با رضامندیِ "جماعت عام" قابل جبران است.
مراقب مسؤولان دفترت باش
آنگاه در حال و کار "دبیران" خویش بیندیش و کاتبان و منشیان را از بهترینهاشان برگزین و بر کارهای نگارشی(و ثبت دیوان حکومتی)ات بگمار.و از میان این بهترینان،نخبگانی را برای نگاشتن اسرار و کتابت و حفاظت تدبیرها و رازهای نهانی خویش اختیار نما و کار نگارش و ساماندهی محرمانه ات را به این صالحترینان واگذار.این نخبگان و ویژگان باید چنین باشند:
1- اعطای مکرمت و مقام و مکانت ارجمند،به طغیانشان واندارد؛تا بر تو جرأت یابند و و در محضر دیگران،آشکارا رو در رویت بایستند و با فرمانرواشان گستاخی ورزند.
2- در رساندن نامه های کارگزاران به تو و بردن نا مه ها و جوابهایت برای آنان،غفلت نورزند و کوتاهی نکنند و در نگاشتن نامه ها امانت ورزند و پیام دو طرف را،همان سان که هست ابلاغ نمایند.
3- در بستن پیمانی که به صلاح تو و نظام حکومتی است،سستی نورزند.
4- درلغو پیمانی که به زیان است،درمانده نشوند(و از بستن پیمانهایی که به زیان تو و نظام است؛دلیرانه پیشگیری کنند).
5- منزلت و مکانت خویشتن را بشناسند،زیرا آن کس که در شناختن ارزش خویش،نادان وناتوان باشد،در قدر شناسی دیگران نادانتر و ناتوانتر است!
مراقب نزدیکانت باش
دیگر آنکه حاکم و زمامدار،نزدیکان و خویشاوندانی دارد که خوی خودکامگی و امتیازخواهی و دست چپاولگری دارند و در معامله با مردمان،کم انصاف و ناعادل اند.ریشه اینان را از بن برکَن و مجال ستم و فساد را از آنان بستان(و دستان این نابکاران را از دامان دولت و ملت،کوتاه گردان! و به هیچکدام از اطرافیان و بستگانت،زمینی از اراضی حکومتی را نبخش و وامگذار! و مبادا در تو طمع ورزند و با بستن پیمانهای ناروا،به مجاوران و مردمان،زیان رسانند؛زیان در بهره بری از نصیب کشتزار و سهم آب زراعتی،و یا اینکه در کارهای مشترک با مردمان،همه هزینه و زحمت ساماندهی را بر عهده دیگران اَندازند (و با بهره گیری از مقام و قدرت تو،کارهای ستمگران کنند و بهره ی کلان برند) که فایده اش برای آنان باشد و ننگ و عقوبتش در دنیا و آخرت،برای تو باشد!
ویژه خواری نکن
از فزون خواهی،در آنچه که مردمان در آن یکسان اند،پروا بدار! و از آنچه که عنایت و توجه ویژه تو را می طلبد و حقیقت آن بر همگان آشکار است،غفلت مورز و به آن بی اعتنا مباش؛زیرا که(تو والی"مردمانی و مسؤول حقوق آنانی.و اگر فزون طلبی کرده باشی و چیزی را به ناروا مخصوص خویش نموده باشی) آن را از تو می ستانند و به غیر تو می رسانند.و چه زود باشد که پوشانده هایت آشکار گردد و داد مظلومان از تو ستانده شود!
همیشه در دسترس باش
هیچ هنگام،پنهان ماندنت از ملت را به درازا مکشان؛زیرا نهان ماندن والیان از مردمان و جدایشان از آنان،گونه ای از تنگنایی و نابسامانی است و سببی است برای کم دانی کارها و موجبی است بر نادانی امور؛زیرا که غایب و دور ماندن از مردمان،والیان را از دانستن حقایق امور باز می دارد؛و آن وقت است که ای بسا "بزرگی"نزدشان کوچک نماید و یا "کوچکی" که در دیده شان عظیم آید و زیبا به چشمشان زشت آید و نیکو و صواب،نانیکو و ناصواب به شمار آید و حق و باطل به هم آمیزند!
پی نوشت
1-سوره صف،آیه3.
منبع : نامه 53 نهج البلاغه - عهدنامه امیرمؤمنان (ع) به مالک اشتر .
کانال پرتو اشراق در تلگرام