برای مشاهده تصویر در اندازه اصلی کلیک کنید.

نظام های لیبرال دموکراسی همواره این گونه ترویج می کردند که آنها نظامی برآمده از مردم و برای مردم هستند.

انقلاب اسلامی مردم سالاری دینی را فرا روی انظار عالمیان قرار داد و در عمل ثابت شد که این مردم سالاری واقعی است و مردم سالاری ادعایی غرب،یک چیز سطحی و نمایش و فریب سرمایه داری است.

آنان تمامی تلاش خود را برای وارد آوردن انواع تُهمتها به این نظام متکی به آراء و حضور مردم به کار بستند و نشان دادند که آنان تحمّل یک نظام واقعی مردم سالار دینی را ندارند چرا که با دین و حضور مردم مخالفند و نباید این نظام برای  مردم دنیا الگو شود.

اعتقاد راسخ و صادقانه به نقش مردم است؛هم کرامت انسان،هم تعیین کننده بودن اراده انسان.در مکتب سیاسی امام هویت انسانی هم ارزشمند و دارای کرامت است هم قدرتمند و کارساز است.نتیجه ارزشمندی و کرامت داشتن این است که در اداره سرنوشت بشر و یک جامعه،آراء مردم باید نقش اساسی ایفا کند.

لذا مردم سالاری در مکتب سیاسی امام بزرگوار ما – که از متن اسلام گرفته شده است – مردم سالاری حقیقی است؛مثل مردم سالاری آمریکایی و امثال آن،شعار و فریب و اغواگری ذهن های مردم نیست.مردم با رأی خود با اراده خود،با خواست خود و با ایمان خود راه را انتخاب می کنند.مسئولان خود را هم انتخاب می کنند.

لذا دو ماه از پیروزی انقلاب نگذشته بود که امام اصل نظام برآمده از انقلاب را به رأی مردم گذاشت.شما این را مقایسه کنید با رفتاری که کودتاگران نظامی در دنیا می کنند،رفتاری که حکومت های کمونیستی می کردند و رفتاری که امروز آمریکا می کند.

امروز آمریکا بعد از پانزده ماه که با اشغال نظامی،عراق را گرفته است،هنوز به مردم این کشور اجازه نمی دهد که بگویند برای حکومت خود چه چیز و چه کسانی را می خواهند.نماینده سازمان ملل دیروز مصاحبه می کند و می گوید چون آمریکایی ها در عراق حضور نظامی دارند،باید رأی حاکم آمریکایی در انتخاب عناصر دولت مراعات شود! دموکراسی اینها این است.

نام دموکراسی،اغواگری است.دموکراسی حتی در کشورهای خودشان هم،یک مردم سالاری حقیقی نیست؛جلوه فروشی به وسیله تبلیغات رنگین و پول های بی حسابی است که در این راه خرج می کنند؛لذا آراء مردم گم است.از طرف دیگر امام با اتکاء به قدرت رأی مردم معتقد بود که با اراده پولادین مردم می شود در مقابل همه قدرت های متجاوز جهانی ایستاد و ایستاد.

در مکتب سیاسی امام،مردم سالاری از متن دین برخاسته است؛از «امرهم شوری بینهم»1 برخاسته از «هو الذی ایدک بنصره و بالمؤمنین»2 برخاسته است.اما این را از کسی وام نگرفته ایم.عده ای می خواهند وانمود کنند که نقش مردم در اداره حکومت ها را باید غربی ها بیایند به ما یاد بدهند! غربی ها خودشان هنوز در خم یک کوچه گرفتارند.

همین آمریکائی ها و همین مدعیان دموکراسی،دیکتاتورهایی از قبیل محمد رضا پهلوی را – که سی و پنج سال در این مملکت دیکتاتوری مطلق داشت و قبل از او پدرش حدود بیست سال در این کشور دیکتاتوری کرد – در آغوش گرفتند و پشتیبانی کردند و از آنها حمایت کردند،اینها طرفدار دموکراسی اند؟! دروغ می گویند! هرکس می خواهد دموکراسی اینها را ببیند به عراق برود.برود رفتار آنها را با مردم مظلوم افغانستان ببیند.برود حمایت دموکراسی آمریکایی را از حمایت بی دریغ آمریکا از شارون جنایتکار ببیند.دموکراسی آنها این است.

ما از اینها دموکراسی یاد بگیریم! اینها برای انسان نقش و ارزش قائلند؟ شما ببینید امروز در فلسطین چه فجایعی دارد اتفاق می افتد.آیا فلسطینی ها انسان نیستند؟ آیا صاحب سرزمین خود نیستند؟ آیا حق ندارند رأی و عقیده داشته باشند؟ امروز زشت ترین و فجیع ترین رفتار در فلسطین و عراق و افغانستان – و قبل از این در بسیاری مناطق دیگر – دارد صورت می گیرد.آن وقت همان کسانی که این رفتارهای زشت را انجام می دهند،خجالت نمی کشند و ادعای دموکراسی می کنند!3

پی نوشت ها
1- سوره شوری:آیه 38.
2- سوره انفال:آیه 62.
3- رهبر معظّم انقلاب اسلامی،مراسم سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی،به تاریخ 14/3/1383.
منبع : ساخت حقیقی و حقوقی نظام جمهوری اسلامی ایران – مؤسسه فرهنگی و هنری قدر ولایت.